
توضيح بيشتر درباره توبه وآثار اخروي آن:
يكم. در صحيفه عمل، تمام جزئيات عقيده، عمل، وصف و اخلاق انسان - هم با صورت ظاهرى و هم با وجهه باطنى - ثبت است. دوم. عالم قيامت، عالمى است كه امتداد زمانى و مكانى به آن مفهوم كه در اينجا هست، در آنجا وجود ندارد. كسى كه در نظام حشر در عالم خود قرار مىگيرد، «يك موجود» در صحنههاى مختلف، با نيات گوناگون واعمال متفاوت بدون زمان و مكان است، يعنى، با يك چهره «اياك نعبد» مىگويد و با چهرهاى ديگر مخالفت مىورزد. دو قيافه دارد: قيافه تبعيت و قيافه مخالفت. هم «اعبد» مىگويم، هم «لااعبد»؛ هم در آتش است هم در تعلق. اين وضع هر انسانى در عالم باطن خود است. حال اگر انسانى در دنيا، در زمانهاى مختلف و مكانهاى گوناگون، گناهانى مرتكب شد و سپس تائب و نادم شد؛ اين گناهان قبل از توبه در باطن، در نامه عمل اين شخص با چهرههاى گوناگونش، بدون مكان و زمان ثبت و ضبط شده است. اما وقتى كه از گذشته خود واقعاً و از سّر وجودش، منزجر و پشيمان شد و هر روز حسرت و خونجگر خورد، آه كشيد و انزجارش به حدى رسيد كه دوست داشت و آرزو كرد كه گناهان و آلودگىهايش از صحنه وجود برچيده شود، در باطن صحيفه عمل خودچه وضعى خواهد داشت؟ اين كنار كشيدن از گناهان و تعلقات و پشيمانى از گذشته، چگونه جلوه خواهد كرد؟ از آيات و روايات استفاده مىشود كه آن چهره مخالفت و عناد - كه بر اثر گناهان و تعلقات در نامه عمل او ثبت شده بود - كنار رفته و در باطن قيافه آن قطعه، شرمندگى، ندامت، كوچكى محض، تضرع محض، اطاعت محض و... مىشود؛ يعنى، وقتى در صحيفه عمل خود قرار گرفت، شخصى به جاى آن گناه، در حال تضرّع، ناله و شرمندگىاست و به جاى دلبستگىهاى گوناگون به غير خدا، فرد عاشق و مطيع محض خداوند است. وقتى چنين شد، در موقف «حساب» با تبديل سيئات به حسنات و با تحوّل محبت غيرخدا به عشق و دلدادگى خدا، وضعيت انسان بهتر، حسابش آسانتر و ارتقاى او سريعتر خواهد بود. قرآن مىفرمايد: (اِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَاولئِكَ يُبَدِّلِ اللَّهُ سَيِّئاتِهِم حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً وَ مَن تابَ وَ عَمِلَ صالَحاً فَأِنَّهُ يَتُوبُ اِلَى اللَّهِ مَتاباً)؛فرقان (25)، آيه 70 و 71. «مگر كسى كه توبه كند وايمان آورد و كار شايسته كند. پس خداوند بدىهايشان را به نيكىها تبديل مىكند و خدا همواره آمرزنده مهربان است و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد، در حقيقت به سوى خداوند با حالتى توبهگر و خاص باز مىگردد». اين آيه، علاوه بر آن كه بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، چهرههاى زشت و آلوده گناهان را به چهره نيكى (حالت ندامت، تضرع و شرمندگى است، تبديل مىكند، با لفظ «متاباً» به اين واقعيت و نكته لطيف و ظريف اشاره دارد كه كسى كه در زندگى گناهى نموده و سپس) توبه كرده است، برگشت خاصى دارد كه خداوند روى آن حساب مىكند؛ برگشتى با حالت كوچكى و شرمندگى كه اين خود، حسنه خواهد بود. راوى مىگويد: از امام باقر(ع) [ تفسير] گفته خداوند متعال را [ كه در قرآن مىفرمايد]: «پس خداوند بدىهايشان را به نيكىها تبديل مىكند و خداوند آمرزنده مهربان است» سؤال كردم، [ حضرت در مقام پاسخ] فرمود: «در روز قيامت مؤمن گناهكارى [ كه توبه كرده] آورده مىشود تا آنكه در موقف حساب مىايستد [ و قرار مىگيرد] پس خداوند متعال است كه متولى و سرپرستى حسابش مىشود [ و] هيچكس ديگر بر حساب او مطلع نمىگردد. پس گناهانش را به او معرفى مىكند تا آنكه به بدىهايش اقرار نمايد. [ آنگاه ]خداوند عزوجل به كاتبان و نويسندگان اعمال مىفرمايد: «سيئات [ و زشتىها، آلودگىها، گناهان و تعلقات] او را به حسنات [ و نيكىها] تبديل كنيد و ظاهر سازيد حسناتش را به مردم. پس مردم در اين هنگام مىگويند. براى اين بنده يك بدى هم نيست. سپس خداوند امر مىكند كه او را به بهشت ببرند.«عَنْ مُحَمَّدٍ قالَ سَأَلْتُ اَبا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ قَولِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «فَاُولئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: يُؤْتى بِالْمُؤْمِنِ الْمُذْنِبِ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتّى يُقامُ بِمَوْقِفِ الْحِسابِ فَيَكُونُ اللَّهُ تَعالى هُوَ الَّذى يَتَوَلّى حِسابَهُ، لا يَطَّلِعُ عَلى حِسابِهِ اَحَداً مِنَ النَّاسِ، فيعرفه ذُنُوبَهُ حَتّى اذا اَقَرَّ بِسَيِّئاتِهِ قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْكَتَبَةِ: بَدِّلُوها حَسَناتٍ، وَاَظْهِرُوها لِلنَّاسِ، فَيَقُولُ النَّاسُ حينَئِذٍ: ما كانَ لِهذَا الْعَبْدِ سَيِّئَةٍ واحِدَةٌ، ثُمَ يَامُرُاللَّهُ بِهِ اِلَى الْجَنَّةِ، فَهذا تَاويلُ الْآيَة، وَ هِىَ فَى الْمُذْنِبينَ مِنْ شيعَتِنا خاصَّة»؛ (بحارالانوار، ج 7، صص 261 و 262، ح 12). اين روايت با لحن خاصى علاوه بر آنكه چگونگى جلوه توبه را در موقف حساب بيان مىكند، به اين حقيقت نيز اشاره دارد كه خداوند متعال، گناهان را تنها به خود انسان تائب نشان مىدهد و آن را از مردم و ديگران مخفى مىكند و اين، خود تفضلّى بزرگ از ناحيه خداوند رحيم است.ر.ك: مواقف حشر، صص 91 - 94.
گر سيه كردى تو نامه عمر خويش
توبه كن زآنها كه كردستى تو پيش
عمر اگر بگذشت بيخش اين دم است
آب توبهش ده اگر او بىنم است
بيخ عمرت را بده آب حيات
تا درخت عمر گردد با نبات
جمله ماضىها ازين نيكو شوند
زهر پارينه از اين گردد چو قند
سيئاتت را مبدل كرد حق
تا همه طاعت شود آن ماسبق
مثنوى معنوى، دفتر پنجم، ابيات 2221 - 2225.
منبع :پرسمان/معارف


