بر پايه آيات قرآني، معاد جسماني، حق است لذا روز قيامت -به قدرت الهي- تمامي اعمال و احوال و نيات ، ريز و درشت در مقابل ما مجسم و گشوده مي شود. از سوي ديگر، اگر از ما يك گناهي صادر شود و به توفيق خداوند، از آن گناه پشيمان شده و توبه كرديم و ديگر سراغ آن نرفتيم، فرداي قيامت حاضر و مجسم مي شوند؟! اگر اين گونه باشد پس نقش و تأثير «توبه» چه مي شود؟

سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
توبه و تجسم اعمال
آياتي كه از بخشش گناه و تكفير سيئات سخن مي‌گويند, در واقع توضيح دهنده آيه»فمن يعمل مثقال ذره شرا يره« و به اصطلاح, حاكم بر آن هستند ولي بر عكس مورد فوق, اين آيات دايره اعمال مورد رؤيت انسان را محدودتر و كوچكتر مي‌كنند و مي‌گويند: اعمالي كه آثارشان به دست خود انسان محو نمي‌شود و به حال اول خود باقي مي‌مانند در قيامت در منظر و مراي خود انسان قرار خواهند گرفت نه آن گناهاني كه به وسيله توبه محو شده و نه آن سيئاتي كه از راه اجتناب از كبائر , تكفير گرديده يا از راه ديگري از بين رفته‌اند. تجسم اعمال در قيامت نيز كه از آيات استفاده مي‌شود مربوط به كارهاي است كه تا دم مرگ باقي بمانند, اما اگر گناهان انسان در همين دنيا به وسيله عوامل ديگري مثل توبه, اجتناب از كبائر(1) يا اعمال خير(2), محو و خنثي گردد, در اين صورت ديگر عملي باقي نمي‌ماند تا در قيامت تجسم يافته و مورد رؤيت قرار گيرد. (1)- ان تجنبوا كيائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم- نساء/31 (2)- و منّ يؤمن بالله و يعمل صالحاً يكفر عنه سيئاته- تغابن/9 اخلاق در قرآن ج1 43،آية الله مصباح يزدي.
توضيح بيشتر درباره توبه وآثار اخروي آن:
يكم. در صحيفه عمل، تمام جزئيات عقيده، عمل، وصف و اخلاق انسان - هم با صورت ظاهرى و هم با وجهه باطنى - ثبت است. دوم. عالم قيامت، عالمى است كه امتداد زمانى و مكانى به آن مفهوم كه در اينجا هست، در آنجا وجود ندارد. كسى كه در نظام حشر در عالم خود قرار مى‏گيرد، «يك موجود» در صحنه‏هاى مختلف، با نيات گوناگون واعمال متفاوت بدون زمان و مكان است، يعنى، با يك چهره «اياك نعبد» مى‏گويد و با چهره‏اى ديگر مخالفت مى‏ورزد. دو قيافه دارد: قيافه تبعيت و قيافه مخالفت. هم «اعبد» مى‏گويم، هم «لااعبد»؛ هم در آتش است هم در تعلق. اين وضع هر انسانى در عالم باطن خود است. حال اگر انسانى در دنيا، در زمان‏هاى مختلف و مكان‏هاى گوناگون، گناهانى مرتكب شد و سپس تائب و نادم شد؛ اين گناهان قبل از توبه در باطن، در نامه عمل اين شخص با چهره‏هاى گوناگونش، بدون مكان و زمان ثبت و ضبط شده است. اما وقتى كه از گذشته خود واقعاً و از سّر وجودش، منزجر و پشيمان شد و هر روز حسرت و خون‏جگر خورد، آه كشيد و انزجارش به حدى رسيد كه دوست داشت و آرزو كرد كه گناهان و آلودگى‏هايش از صحنه وجود برچيده شود، در باطن صحيفه عمل خودچه وضعى خواهد داشت؟ اين كنار كشيدن از گناهان و تعلقات و پشيمانى از گذشته، چگونه جلوه خواهد كرد؟ از آيات و روايات استفاده مى‏شود كه آن چهره مخالفت و عناد - كه بر اثر گناهان و تعلقات در نامه عمل او ثبت شده بود - كنار رفته و در باطن قيافه آن قطعه، شرمندگى، ندامت، كوچكى محض، تضرع محض، اطاعت محض و... مى‏شود؛ يعنى، وقتى در صحيفه عمل خود قرار گرفت، شخصى به جاى آن گناه، در حال تضرّع، ناله و شرمندگى‏است و به جاى دلبستگى‏هاى گوناگون به غير خدا، فرد عاشق و مطيع محض خداوند است. وقتى چنين شد، در موقف «حساب» با تبديل سيئات به حسنات و با تحوّل محبت غيرخدا به عشق و دلدادگى خدا، وضعيت انسان بهتر، حسابش آسان‏تر و ارتقاى او سريع‏تر خواهد بود. قرآن مى‏فرمايد: (اِلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَاولئِكَ يُبَدِّلِ اللَّهُ سَيِّئاتِهِم حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً وَ مَن تابَ وَ عَمِلَ صالَحاً فَأِنَّهُ يَتُوبُ اِلَى اللَّهِ مَتاباً)؛فرقان (25)، آيه 70 و 71. «مگر كسى كه توبه كند وايمان آورد و كار شايسته كند. پس خداوند بدى‏هايشان را به نيكى‏ها تبديل مى‏كند و خدا همواره آمرزنده مهربان است و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد، در حقيقت به سوى خداوند با حالتى توبه‏گر و خاص باز مى‏گردد». اين آيه، علاوه بر آن كه بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، چهره‏هاى زشت و آلوده گناهان را به چهره نيكى (حالت ندامت، تضرع و شرمندگى است، تبديل مى‏كند، با لفظ «متاباً» به اين واقعيت و نكته لطيف و ظريف اشاره دارد كه كسى كه در زندگى گناهى نموده و سپس) توبه كرده است، برگشت خاصى دارد كه خداوند روى آن حساب مى‏كند؛ برگشتى با حالت كوچكى و شرمندگى كه اين خود، حسنه خواهد بود. راوى مى‏گويد: از امام باقر(ع) [ تفسير] گفته خداوند متعال را [ كه در قرآن مى‏فرمايد]: «پس خداوند بدى‏هايشان را به نيكى‏ها تبديل مى‏كند و خداوند آمرزنده مهربان است» سؤال كردم، [ حضرت در مقام پاسخ‏] فرمود: «در روز قيامت مؤمن گناه‏كارى [ كه توبه كرده‏] آورده مى‏شود تا آنكه در موقف حساب مى‏ايستد [ و قرار مى‏گيرد] پس خداوند متعال است كه متولى و سرپرستى حسابش مى‏شود [ و] هيچ‏كس ديگر بر حساب او مطلع نمى‏گردد. پس گناهانش را به او معرفى مى‏كند تا آنكه به بدى‏هايش اقرار نمايد. [ آن‏گاه ]خداوند عزوجل به كاتبان و نويسندگان اعمال مى‏فرمايد: «سيئات [ و زشتى‏ها، آلودگى‏ها، گناهان و تعلقات‏] او را به حسنات [ و نيكى‏ها] تبديل كنيد و ظاهر سازيد حسناتش را به مردم. پس مردم در اين هنگام مى‏گويند. براى اين بنده يك بدى هم نيست. سپس خداوند امر مى‏كند كه او را به بهشت ببرند.«عَنْ مُحَمَّدٍ قالَ سَأَلْتُ اَبا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ قَولِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «فَاُولئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: يُؤْتى‏ بِالْمُؤْمِنِ الْمُذْنِبِ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتّى يُقامُ بِمَوْقِفِ الْحِسابِ فَيَكُونُ اللَّهُ تَعالى‏ هُوَ الَّذى‏ يَتَوَلّى‏ حِسابَهُ، لا يَطَّلِعُ عَلى‏ حِسابِهِ اَحَداً مِنَ النَّاسِ، فيعرفه ذُنُوبَهُ حَتّى‏ اذا اَقَرَّ بِسَيِّئاتِهِ قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْكَتَبَةِ: بَدِّلُوها حَسَناتٍ، وَاَظْهِرُوها لِلنَّاسِ، فَيَقُولُ النَّاسُ حينَئِذٍ: ما كانَ لِهذَا الْعَبْدِ سَيِّئَةٍ واحِدَةٌ، ثُمَ يَامُرُاللَّهُ بِهِ اِلَى الْجَنَّةِ، فَهذا تَاويلُ الْآيَة، وَ هِىَ فَى الْمُذْنِبينَ مِنْ شيعَتِنا خاصَّة»؛ (بحارالانوار، ج 7، صص 261 و 262، ح 12). اين روايت با لحن خاصى علاوه بر آنكه چگونگى جلوه توبه را در موقف حساب بيان مى‏كند، به اين حقيقت نيز اشاره دارد كه خداوند متعال، گناهان را تنها به خود انسان تائب نشان مى‏دهد و آن را از مردم و ديگران مخفى مى‏كند و اين، خود تفضلّى بزرگ از ناحيه خداوند رحيم است.ر.ك: مواقف حشر، صص 91 - 94.
گر سيه كردى تو نامه عمر خويش
توبه كن زآنها كه كردستى تو پيش‏
عمر اگر بگذشت بيخش اين دم است
آب توبه‏ش ده اگر او بى‏نم است‏
بيخ عمرت را بده آب حيات
تا درخت عمر گردد با نبات‏
جمله ماضى‏ها ازين نيكو شوند
زهر پارينه از اين گردد چو قند
سيئاتت را مبدل كرد حق
تا همه طاعت شود آن ماسبق‏
مثنوى معنوى، دفتر پنجم، ابيات 2221 - 2225.

منبع :پرسمان/معارف

پربازدیدها

پربحث‌ها