
با سلام و تحيت و قدرداني از مكاتبه ي شما با اين مركز براي پاسخ به سوال شما، ناچار به بيان مقدمه اي پيرامون نياز جنسي انسان مي باشيم. از بين غرايز دروني انسان غريزهي جنسي نمود خاصّي داشته و از آغاز بلوغ خودنمايي ميكند و اندك اندك حاكم بر همهي خواستههاي جوان شده و روح و جان او را تسخير مي كند و بر انديشه و اعمال او سايه مي اندازد. دختر و پسر جوان در خود كمبودي احساس ميكنند و فكر ميكنند كه با گرماي وجود و محبّت ديگري جبران و با مهر و عوطفت او به آرامش بدل ميشود. بدون ترديد بايد براي ارضاي اين غريزهي طبيعي. امّا نيرومند، چاره انديشيد و راه درستي انتخاب نمود. جامعه غرب كه نظريهي فرويد و راسل و افرادي چون آنها را در آزادي بي قيد و شرط شهوتراني پذيرفته است شاهد پيآمدهاي منفي آن بوده و آمار فاجعههاي شهواني در رسانهها و نوع روابط ناهنجار دختران و پسران و مرد و زن و … شواهد گوياي اين مطلب است. اگر بر فرض از وجود فرزندان نامشروع بيسرپرست، نوزادان پيدا شده در زبالهدان ها، توالتها، كورتاژها و قتلها و ضايعههاي ديگر اخلاقي و انسانيِ آزاديِ جنسي چشم پوشي كنيم و همه را فراموش شده بگيريم، با اين فاجعهي بزرگ ـ كه نابودي شخصيّت انساني زن و تبديل او به توپي شهواني كه هر لحظه مورد حمله چشمها و لمسها و قوّهي شهواني مردانِ شهوتران است ـ چه كنيم؟.(1) و با بازيچه شدن زندگي پر از آمال و اهداف انسان كه بايد به سوي كمال و تعالي رشد نمايد، چه ميتوان كرد؟ در چنين جامعهي پرالتهابي از در و ديوار آن، از كوچه و خيابان و مدارس و ادارهي آن، جز شهوت و خودنمايي و ناز و نياز ديده نميشود و همهي امور در عين رنگارنگ بودنشان تنها يك رنگ داشته و آن هم رنگ لذّتجويي است. حال اگر لذّت بيشتر در ظلم و تعّدي بر حقوق ديگران و جنايت باشد، فرقي نميكند. هدف، حفظ منافع شخصي و لذت فردي است. براي افراد چنين جامعهاي سرنوشت اخلاقي جامعه و حقوق ديگران و آينده نسل بشري، اهميّتي ندارد. دنياي غرب، انسان آزاد و شرافتمند را اسير و ذليل لذّتجوييهاي زودگذر نموده است. اگر بتوان ادّعا نمود كه حدّاقل در كاميابيهاي جنسي و ارضاي كامل شهوات انساني و به قول فرويد براي حل عقدههاي رواني و ايجاد عشق و محبّت موفّق بودهاند باز خوب است امّا در همين يكي نيز با مشكل رو به رو ميباشند. متفكّر شهيد مرتضي مطهري در اين باره ميگويد: «در مورد غريزهي جنسي و برخي غرايز ديگر برداشتن قيود، عشق به مفهوم واقعي را ميميراند و طبيعت را هرزه و بيبندوبار ميكند در اين مورد هرچه عرضه بيشتر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مييابد. اينكه راسل ميگويد: «اگر پخش عكسهاي منافي عفّت مجاز شود پس از مدّتي مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند كرد.» شايد در بارهي يك عكس بالخصوص و يك نوع بيعفّتي بالخصوص صادق باشد ولي مطلقاً در مورد همهي بيعفّتيها صادق نيست. يعني از يك نوعِ خاصِّ بيعفّتي، خستگي پيدا ميشود. نه بدين معني كه تمايل به عفاف جانشين آن شود. بلكه بدين معنا كه آتش و عطش روحي زبانه مي كشد و نوعي ديگر را تقاضا ميكند و اين تقاضاها هرگز تمام شدني نيست. خود راسل در كتاب زناشويي و اخلاق اعتراف ميكند كه عطش روحي در مسايل جنسي غير از حرارت جسمي است، آنچه با ارضا تسكين مييابد حرارت جسمي است نه عطش روحي.»(2) ويل دورانت در كتاب لذّات فلسفه پيرامون پيآمدهاي آزاديهاي جنسي ميگويد: «در زير عوامل سطحي، طلاق، نفرت از بچهداري و ميل و تنوّع طلبي نهان است، ميل به تنوّع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است ولي امروزه به سبب اصالت فرد در زندگي نو و تعدّد و محرّكات جنسي در شهرها و تجاري شدن لذّت جنسي دو برابر گشته است.»(3) و در جاي ديگر كتاب خود ميگويد: «فساد پس از ازدواج بيشتر محصول عادات پيش از ازدواج است.»(4) حال با توجه به مقدمه ي فوق و در پاسخ به سوال شما بايد عرض نماييم : اسلام و به تبع آن حكومت اسلامي براي كنترل غرايز و جلوگيري از ايجاد روابط نامشروع و در عين حال ارضاي صحيح غريزهي جنسي راه حل خاص خويش را بنيان نهاده و آزادي هاي جنسي را تنها در چارچوب اين راه حل به رسميت مي شناسد. راهكار اسلام و حكومت اسلامي در اين باره مبتني بر دو اصل است. استاد شهيد مطّهري (ره) در اين باره مي نويسند : «به عقيدهي ما براي آرامش غريزه دو چيز لازم است يكي ارضاي غريزه در حدّ حاجت طبيعي و ديگر جلوگيري از تهييج و تحريك آن.»(5) امّا پيرامون نكتهي نخست: «اسلام براي ارضاي صحيح مسايل جنسي ازدواج دائم و در صورت مهيّا نبودن شرايط آن ازدواج مدّتدار و موقّت را (با توجّه به ضوابط و شرايط شرعي(6) و رعايت جوانب اخلاقي) توصيه نموده است. اسلام اصرار فراواني دارد كه محيط خانوادگي آمادگي كامل براي كاميابي زن و شوهر از يكديگر داشته باشد، زن يا مردي كه از اين نظر كوتاهي كند مورد نكوهش صريح اسلام قرار گرفته است. اسلام اصرار فراواني به خرج داده است كه محيط اجتماع بزرگ، محيط كار و عمل و فعّاليّت بوده و از هر نوع كاميابي جنسي در آن محيط خودداري شود. فلسفهي تحريم نظر بازي و تمتّعات جنسي از غير همسر قانوني و همچنين فلسفهي تحريم حرمت خودآرايي و تبرّج زن براي بيگانه همين است»(7) «اگر بتوانيم تصوّر كنيم كه اتّحاد روح زن و شوهر و عواطف صميمانهاي كه احياناً تا آخرين روزهاي پيري ـ كه غريزه جنسي فعاليتي ندارد باقي است ـ براي زندگي ارزش بيشتر و بالاتري دارد، و نيز اگر بتوانيم تصوّر كنيم كه لذّت يك مرد از مصاحبت همسر مشروع و وفادارش با لذّتي كه از مصاحبت يك زن ميبرد تفاوت دارد، كوچكترين ترديدي در اين جهت نخواهيم كرد كه به سبب بهرهمند شدن از مسرّت و آرامش بيشتر لازم است عواطف جنسي افراد را محدود به همسر قانوني كرده و محيط و كانون خانواده به اين كار، و اجتماع بزرگ را به كار و فعاليّت اختصاص دهيم. مطلب مهمتر جنبههاي اجتماعي ازدواج است. ازدواج و تشكيل كانون خانوادگي، ايجاد كانوني براي پذيرش نسل آينده است و سعادت نسلهاي آينده به وضع اجتماع خانوادگي بستگي كامل دارد »(8) پس چون انسان زنده است و بايد زندگي كند و زندگي انساني كه سرشار از غرايز و عواطف و نيازها است بدون شريك و همسفر امكان ندارد، همسر قانوني و دائمي انسان بهترين همراه و همدل و پشتيبان لحظههاي تنهايي و برطرف كنندهي خستگيهاي روحي است. اگر جواني موفّق به ازدواج نشده و پاسخگويي به مسايل غريزي از اين راه (ازدواج دائم و يا موقت) برايش ممكن نباشد بايد عفّت ورزيده و با ايمان و اعتقاد از عفاف و طهارت روح وجسم خويش محافظت كند.جوان بايد خود را از انواع محرّكات و مهيّجات دور نگه دارد. نگاه كردن به صحنههاي تحريك كننده اعم از فيلم و عكس و غيره، خواندن داستانهاي مهيّج و برخوردهاي آزاد و بيحدّ و مرز دختر و پسر، همه در لغزش و غوطهور شدن در آلودگي مؤثّر است. لذا دختر و پسر جوان و مجرّد بايد سعي كند تا حدّ امكان افكار و انديشه و خود را از اين صحنهها دور نگه دارد و از برخوردهاي و مختلط با جنس مخالف بويژه در محيطهايي كه اصول اسلامي رعايت نميشود، پرهيز نموده تا زمينهي گناه فراهم نشده و امكان به وجود آمدن روابط نامشروع پيدا نشود. با توضيخات فوق ، روشن مي گردد كه از منظر حكومت اسلامي، ارضاي غريزه ي جنسي در حد طبيعي ، امري لازم و ضروري بوده و مي بايست حكومت اسلامي نهايت تلاش خود را اولا براي فراهم آوردن بستر ازدواج دائمي صرف نموده و از سوي ديگر تلاش نمايد تا امنيت اخلاقي و جنسي در سطح جامعه در حد قابل قبولي برقرار باشد تا در سايه ي آن بنيان خانواده تحكيم و از بي بند و باري هاي اخلاقي و جنسي در سطح جامعه ي اسلامي جلوگيري گردد. در قانون اساسي به مساله ي ازدواج توجه ويژه اي شده و دولت اسلامي به تأمين نيازهاي اساسي شامل مسكن، خوراك، پوشاك، و امكانات لازم براي تشكيل خانواده (قانون اساسي، اصل 43) الزام گرديده است. از سوي ديگر نظام جمهوري اسلامي بر اساس اصل 3 قانون اساسي رشد فضائل اخلاقي ملت را جزو اهداف بر شمرده و خود را موظف مي داند كه تمامي امكانات خويش را براي «ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا؛ ومبارزه با مظاهر فاسد و تباهي»؛ به كار برد.(اصل 3 قانون اساسي) مجددا از مكاتبه ي شما با اين مركز قدرداني مي نماييم. منتظر سوالات بعدي شما هستيم. براي كسب اطلاعات بيشتر به كتاب اخلاق جنسي در اسلام و جهان غرب،تاليف شهيد مرتضي مطهري، انتشارات صدرا مراجعه نماييد. ________________________________________ پاورقي: 1. ـ امينزاده، محمد رضا، اسلام و ارضاي غريزهي جنسي، قم، انتشارات در راه حق، چاپ اول. 1377، ص7. 2. ـ مطهري، مرتضي، مسألهي حجاب، قم، انتشارات صدرا، چاپ چهل و دوم، 1374، ص 113 و 114. 3. ـ ويل دورانت، لذّات فلسفه، چاپ نشر دانشجويي، ص 97. 4. ـ همان، ص 94. 5. ـ مطهري، مسألهي حجاب، همان، ص 120. 6. ـ رجوع شود به توضيح المسائل مراجع عظام، كتاب نكاح. 7. ـ مطهري، اخلاق جنسي در اسلام و جهان غرب، قم، انتشارات صدرا، بيتا، ص 47. 8. ـ همان، ص 47 و 48.
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی