
حضرت فاطمه زهرا (س) در آینه نام ها
1. حضرت امام صادق(ع) فرمود: «حضرت فاطمه(س) را نُه نام نزد حق تعالى است: فاطمه، صدّيقه، مباركه، طاهره، زكيّه، راضيه، مرضيه، محدّثه و زهرا».[1]
2. «طهر»، «مطهّره»، «تقيّه» و «نقيّه»؛ همانطور كه در بخشي از زيارت امام رضا(ع) چنين آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيك وَ زَوْجَةِ وَلِيك وَ أُمِّ السِّبْطَينِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَينِ سَيدَي شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الطُّهْرِ الطَّاهِرَةِ الْمُطَهَّرَةِ التَّقِيَّةِ النَّقِيَّة»؛[2] خدايا! رحمتت را بر فاطمه بفرست كه دختر پيامبر و همسر ولىّ تو و مادر دو سبط پيامبرت يعنى حسن و حسين كه دو سرور جوانان اهل بهشت هستند، مىباشد، خدايا! رحمتت را بر فاطمه بفرست كه عين پاكى، پاك، پاكيزه و پرهيزكار است.
همچنين در زيارت حضرت زهرا(س) ميخوانيم: «السَّلامُ عَلَيك أَيتُهَا الطَّاهِرَةُ الْمُطَهَّرَةُ»؛[3] سلام بر تو اي پاك و پاكيزه.
وجه نامگذاري فاطمه زهرا(س) به لقبهاي شريف «طاهره، طُهر و مطهّره»؛ به جهت بودن يكي از مصاديق آيه تطهير است.
3. «حوراء»، «عليمه»، «معصومه»، «فاضله»، «رشيده»، «صادقه» و «غرّاء»: همانطور كه در بخشهايي از زيارت حضرت زهرا(س) چنين آمده است: السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ حَبِيبِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ وَ خَيْرِ خَلْقِهِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصَّادِقَةُ الرَّشِيدَةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَعْصُومَةُ الْمَظْلُومَةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الطَّاهِرَةُ الْمُطَهَّرَةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَغْصُوبَةُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْغَرَّاءُ الزَّهْرَاءُ، السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّد رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُه.[4]
معاني لقبهاي گفته شده چنين است:
حوراء: يعني فرشتهاي كه هرگز حيض نمىبيند و استحاضه نميشود.[5] يعني حضرت زهرا(س) صفات فرشتگان را دارد.[6]
عليمه: داراي علم و دانش برتر و آگاه به علوم پيامبران.[7]
معصومه: داراي ملكه عصمت.
فاضله: برتري در فضايل اخلاقي و بزرگي نسبت به بانوان عالم.[8]
رشيده: رشد يافته و رستگار.[9]
صادقه: راستگو.
غرّاء: نوراني و درخشان.[10]
4. «منصوره»: در روايتي از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است كه؛ نام حضرت زهرا(س) در آسمان «منصوره» و در زمين «فاطمه» است.[11] در ادامه روايت آمده: «در زمين فاطمه ناميده شد؛ براى اينكه شيعيان وى از آتش جهنّم حفظ ميشوند و دشمنانش از دوستى و محبت وى كه نجاتبخش است، محروم ميمانند و اين است معناى كلام خداوند كه ميفرمايد: «و در اين روز (قيامت)، مؤمنان به سبب نصرت و يارى خداوند شادمان ميگردند»،[12] و منظور از نصرت و يارى خداوند همين نصرت خداوند براى شيعيان و دوستداران فاطمه است كه به شفاعت و يارى فاطمه از آتش دوزخ نجات مييابند.[13]
5. «مضطهدة»: در زيارت حضرت زهرا(س) ميخوانيم: «السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَغْصُوبَةُ»،[14] و «مضطهدة»؛ يعني مضطرّ و مظلوم[15](كسي كه به او ظلم شده است). به همين جهت، به آنحضرت «مظلومه» هم لقب داده شده است، همانطور كه در زيارتنامه امام حسين(ع) در نيمه ماه شعبان، ميخوانيم: «وَ أُمِّكَ الْمَظْلُومَةِ الطَّاهِرَةِ الْمُطَهَّرَة».[16]
6. «بتول»(پارسا و پاكدامن)[17]: حضرت امام على(ع) فرمود: «از پيغمبر اكرم پرسيدند معناى كلمه «بتول» چيست؟ زيرا ما از شما شنيديم كه ميفرموديد مريم و فاطمه، بتول هستند، آنحضرت فرمود: بتول آن زنى است كه هرگز خون حيض نبيند؛ زيرا حيض براى دختران پيامبران ناپسند است».[18]
7. «حُرّة»(بانوي آزاده)[19]: ابن عباس گويد در سفر صفين خدمت امير المؤمنين(ع) بودم چون به نينوا در كنار فرات رسيد، ... فرمود: «عيسى با حواريون خود نشستند و گريستند و ندانستند براى چه گريه ميكنند و چرا نشستند، حواريون گفتند: اى روح خدا و كلمه او! چرا گريه ميكنيد؟ عيسي بن مريم(ع) فرمود: شما ميدانيد اين چه زمينى است؟ گفتند نه، گفت اين زمينى است كه در آن جگر گوشه رسول احمد و جگر گوشه حُرّه طاهره بتول همانند مادرم را، ميكشند...».[20]
8. «مريم كبري»؛ در روايتي از امام كاظم(ع) نقل شده است كه، پيامبر اكرم(ص) به امام علي(ع) فرمود: «... هَذِهِ وَ اللَّهِ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ هَذِهِ وَ اللَّهِ مَرْيَمُ الْكُبْرَى».[21]
9. «مشكات»؛ بر اساس روايات، يكي از مصاديق و تطبيقات «مشكات»[22] در آيه شريفه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ»[23] حضرت فاطمه زهرا(س) دانسته شده است؛ همانطوركه امام صادق(ع) فرمود: «مشكات، فاطمه(س) است».[24]
به همين جهت، «مشكات» در نظر علماي شيعه[25] به عنوان يكي از القاب حضرت فاطمه زهرا(س) نام برده شده است، چنانچه علامه مجلسي(ره) در بخش زندگينامه حضرت زهرا(س) در «بحارالانوار» چنين مينويسد: «أبواب تاريخ سيدة نساء العالمين و بضعة سيد المرسلين و مشكاة أنوار أئمة الدين...».[26]
در منابع اسلامي، لقبهاي ديگري را نيز براي حضرت فاطمه زهرا(س) برشمردهاند كه از جهت بار معنايي مثبت و معنوي كه دارند، در حق آنحضرت صادق است؛ چرا كه اين القاب اشاره به صفات و فضايل اخلاقي دارند.
ابن شهر آشوب لقبهايي غير از موارد بالا را نيز براي حضرت فاطمه زهرا(س) برشمرده است كه به روايتي استناد نكرده است و آن القاب عبارتند از: «حَصان، عَذراء، نوريّه و حانيه».[27]
همچنين لقبهايي مانند: جاهده، جميله، حاضره، حبيبه، حفيفه، حكيمه، حليمه، داعيه، راقيه، رئوفه، زاهده، زاهره، زهره، سليمه، شافعه، شاهده، شريفه، شهيده، صائمه، صالحه، صبيحه، صفيه، عليه، فاتحه، قائمه، كاظمه، مجيبه، محمده، مشفقه، مصليه، مصلحه، منعمه، نبويه، نصيبه، وافيه، وليه.[28]
پی نوشت ها
__________________
[1]. طبرسي، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 1، ص 290، مؤسسه آل البيت(ع)، قم، چاپ اول، 1417ق.
[2]. شيخ صدوق، عيون أخبار الرضا (عليه السلام)، محقق و مصحح: لاجوردى، مهدى، ج 2، ص 268، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق.
[3]. سيد ابن طاووس، على بن موسى، الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة، محقق و مصحح: قيومى اصفهانى، جواد، ج 3، ص 165، دفتر تبليغات اسلامى، قم، چاپ اول، 1376ش.
[4]. همان، ص 164 – 165.
[5]. شامي، يوسف بن حاتم، الدر النظيم فى مناقب الأئمة اللهاميم، ص 456، دفتر انتشارات اسلامي، قم، چاپ اول، 1420ق.
[6]. مجلسي، محمد باقر، ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، محقق و مصحح: رجائي، مهدي، ج 9، ص 27، كتابخانه آية الله مرعشي نجفي، قم، چاپ اول، 1406ق.
[7]. مجلسي اول، محمد تقي، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، محقق و مصحح: موسوي كرماني، سيد حسين، اشتهاردي، عليپناه، طباطبائي، سيد فضل الله، ج 5، ص 345، مؤسسه فرهنگي اسلامي كوشانپور، قم، چاپ دوم، 1406ق.
[8]. روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، ج 5، ص 345.
[9]. «رشيدة»، مؤنث «رشيد» كه به اين معاني آمده است: رشد يافته، رستگار، دلير، نيكاندام، راست قامت. (فرهنگ فارسي معين، واژه رشيد).
[10]. ر.ك: لغت نامه دهخدا، واژه «غراء».
[11]. شيخ صدوق، معاني الاخبار، محقق و مصحح: غفاري، علي اكبر، ص 396، دفتر انتشارات اسلامي، قم، چاپ اول، 1403ق؛ فرات كوفي، ابوالقاسم، تفسير فرات، تحقيق: محمودي، محمد كاظم، ص 321 – 322، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامي، تهران، چاپ اول، 1410ق.
[12]. روم، 4 – 5.
[13]. معاني الاخبار، ص 396 – 397.
[14]. الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة، ج 3، ص 165.
[15]. لغت نامه دهخدا، واژه «مضطهد».
[16]. الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة فى السنة، ج 3، ص 343.
[17]. فرهنگ فارسي معين، واژه «بتول».
[18]. معاني الاخبار، ص 64.
[19]. فرهنگ فارسي معين، واژه «حرّة».
[20]. شيخ صدوق، الامالي، ص 597 – 598، اعلمي، بيروت، چاپ پنجم، 1400ق.
[21]. ابن طاووس، علي بن موسي، طرف من الأنباء و المناقب، محقق و مصحح: عطار، قيس، ص 169، انتشارات تاسوعا، مشهد، چاپ اول، 1420ق؛ مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج 22، ص 484، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ دوم، 1403ق.
[22]. ر.ك: سيد محمد حسين، طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج 15، ص 141 و 142، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، 1417ق.
[23]. نور، 35: «خداوند نور آسمانها و زمين است مثل نور خداوند همانند چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد».
[24]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج 1، ص 480، دار الحديث، قم، چاپ اول، 1429ق.
[25]. ر.ك: مولى صالح مازندرانى، شرح أصول الكافي، با تعليقات محقق شعرانى، تصحيح: غفارى، على اكبر، ج 5، ص 213، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1388ق؛ مير جهانى طباطبائى، سيد حسن، جنة العاصمة، ص 134، بيت الزهراء، مشهد، چاپ اول، 1426ق؛ موسوي، سيد محمدباقر، الكوثر في أحوال فاطمة بنت النبي الأعظم عليهما السلام، ج 2، ص 30، دليل ما، قم، چاپ اول، 1386ش؛ حسن زاده آملى، حسن، هزار و يك كلمه، ج 4، ص 505، بوستان كتاب، قم، چاپ سوم، 1381ش.
[26]. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 43، ص 2، دارالكتب الاسلامية، تهران، چاپ دوم، 1363ش.
[27]. ابن شهر آشوب مازندراني، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج 3، ص 357، انتشارات علامه، قم، چاپ اول، 1379ق؛ البته ابن شهر آشوب اين القاب را از شيخ صدوق نقل ميكند، در حالي كه اين القاب در هيچكدام از كتابهاي حديثي شيخ صدوق ذكر نشده است، بلكه شيخ صدوق همان روايت اول را كه از امام صادق(ع) بود، نقل ميكند.
[28]. انصارى زنجانى خوئينى، اسماعيل، الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء سلام الله عليها، ج 18، ص 346، دليل ما، قم، چاپ اول، 1428ق.
منبع:پرسمان دانشجویی


