
جهت آگاهي شما مطالبي را در رابطه با اين مبلغان ارائه مي كنيم: تبشير در لغت به معناي «بشارت دادن » و «مژده آوردن » است و خود واژة انجيل نيز به معناي بشارت و نويد است . اصطلاح تبشير در قرون اخير از نظر مفهوم و مصداق توسعه يافته و به هر نوع خدمت يا مأموريت (ميسيون ) براي اعتلاي «كلمة مسيح » در داخل يا خارج از جوامع مسيحي ، اطلاق مي شود. بر اين اساس ، تبشير بر دو نوع است : درون ديني ، يعني تبشير در بين مسيحيان مستقر در جهان اسلام ، مانند ارمنيها و آسوريها و نسطوريها، كه شامل خدمتهاي تبشيري و بويژه مبارزه با بدعت است ؛ برون ديني ، يعني تبشير در ميان غيرمسيحيان از جمله مسلمانان چه در سرزمينهاي اسلامي باشند چه در سرزمينهاي غيراسلامي.شواهد تاريخي گواه بر اين است كه گاهي مبشّرين مسيحي، پيشاپيش استعمار در حركت بوده اند. جواهر لعل نهرو، نخست وزير هند مي نويسد: ابتدا مبلغان مذهبي و به دنبال آن كشتي هاي جنگي مي آيند و بعد هم تصرف اراضي شروع مي شود. هانس كونگ، از انديشمندان مسيحي معاصر، اين واقعيت را انكار نمي كند و مي گويد: در تمام قرون گذشته مبلغان مسيحي در حوزه هاي اقتصادي، سياسي و به ويژه معنوي و فرهنگي يقيناً تابع انگيزه هاي تبليغي قدرت هاي استعماري بوده اند. نخستين رئيس جمهور كنيا گفته است: وقتي اروپائيان به آفريقا آمدند، آنان كتاب مقدس را داشتند و ما زمين؛ زماني فرا رسيد كه آنان زمين داشتند و ما كتاب مقدس. امروزه، فرقه هايي كه الهيات پِنطيكاستي دارند مانند كليساي جماعت رباني با بكارگيري آموزه هاي شفا، محبت، خواب، انرژي درماني، در جذب افراد از ساير فرقه ها، موفق تر بوده اند. از مهم ترين روش هاي تبليغي كليسا از گذشته تا به حال، ارائه خدمات به نام مسيح در ميان اقشار محروم و آسيب پذير جامعه است. اين فعاليت ها در قالب توزيع كتاب مقدس و جزوه هاي مذهبي در لواي خدمات درماني و آموزشي در روستاها و شهرها و مراكز ترك اعتياد و … ارائه مي شود. فعاليت هاي تبشيري اينترنتي و شبكه هاي ماهواره اي و حتي تبشير هاي خانگي همه در يك راستا بوده و سعي بر جلوه نمايي مسيحيت و نجات با نام مسيح دارند. عمده ي مسائل تبشيري جديد متعلق به پروتستان است. آنها از اوايل قرن هفدهم كم كم به فكر تبشير افتادند. البته تا پيش از پروتستان ها، كاتوليك ها با پشتيباني دولت هاي كاتوليك مذهبِ اروپا به تبشير مسيحيت در كشورهاي ديگر مي پرداختند. اشخاصي مانند لوتر، تِسوينگلي و كالوَن به نحوه ي عمل رهبران كليساي كاتوليك، مانند توجه بيش از حد به تجمل گرايي، بخشش گناهان در مقابل پول و قدرت مطلقه ي كليسا و … اعتراض كردند و به همين جهت «پروتستان» ناميده شدند. آنها توانستند حركت هاي مذهبي و تبليغي خوبي در اروپا داشته باشند. قرن نوزدهم اوج فعاليت هاي تبشيري آنها بود كه بر تعداد فرقه هاي پاپتيست ها و متديست ها در آمريكاي شمالي افزود و در انگلستان نهضت انجيلي انجام شد و انجمن بزرگي به نام «جوانان ذكور مسيحي» در سال 1884 م و سازمان «لشكر نجات» در سال 1865 م تشكيل شد.و ... . در حال حاضر تبشير و رويكردهاي سنتي تبشيري در جهان هم چنان زنده است. براي مثال در سال 1992 م سازماني به نام «آلفا» تأسيس شد كه تا پايان سال 1999 م با برگزاري 000/500/1 كلاس كوچك در جهان به تبشير پرداخته است.جلوه هاي تبليغي به قرار زير طبقه بندي مي شوند:1. عرصه ي فرهنگي مثل احترام به آداب و رسوم شرقي، بهره برداري از تعاليم اسلام، توجه به زندگي شخصي و اخلاقي خصوصي، تحريف علوم و معارف اسلامي (ترسيم تصاوير ناموزون از اسلام)، زبان (براي ارتباط برقرار كردن با ديگران)، آموزش و پرورش. هانري چسب مي گويد: تأسيس مدارس شرط اساسي تبشير و واسطه ي آن است. به اين وسيله بود كه انجيل به مناطق مختلفي راه يافت.يسوعيان مي گويند: مبشّر اول، مدرسه است. فعاليت هاي آموزشي اين هيأت هاي تبليغي عبارتند از:الف) مدرسه سازي و استفاده رايگان از امكانات و لوازم التحرير و … در آن مدرسه مجله نور جهان، شماره 6 و 7، سال سوم، شهريور و مهر، 1330 ش، ص10 مي نويسد: نخستين سال ها پس از تأسيس آموزشگاه مسيحي (دخترانه ي ايران بيت ئيل در تهران) كليه مخارج تحصيل و لباس و زندگي دختران در مدرسه شبانه روزي مجاناً تأمين مي شد. و يا مثلا پائلو كوئيلو نويسنده ي مشهور برزيلي كه يك نهضت عرفاني راه انداخته است و يكي از ده نويسنده ي برتر جهان شناخته شده، دين «مسيحيت» را پذيرفته و كتاب كوه پنجم را در راستاي ترويج عقايد مسيحيت نوشته است و بابت اين خدمت يك ميليون دلار جايزه گرفت كه بالاترين مبلغي است كه به يك نويسنده برزيلي پرداخت شده است و همچنين مدرسه اي به نام كودكان نور عيسي براي بچه هاي يتيم و بي سرپرست راه انداخته است. ب) مطبوعات، انتشارات واتيكان در سراسر دنيا، پنج هزار مجله و روزنامه با دو ميليارد تيراژ منتشر مي سازد. در چند ده سال گذشته، همه ساله 43 ميليون نسخه از كتاب عهد جديد (انجيل) چاپ و مجاناً در جوامع مختلف پخش شده است. ج) تبليغات و فناوري مثل رسانه ها، راديو و تلويزيون. د) هنر (سينما، موزه، عكاسي، نقاشي و …)2. عرصه ي سياسييعني در هر منطقه اي متناسب با شرايط يك حرف كاملاً منطبق با آن شرايط از طرف مبشّرين مسيحي مطرح مي شد براي اين كه خودشان را به آن مردم و عقايدشان نزديك جلوه دهند. مثلا سفير پاپ در تركيه طي مصاحبه اي مي گويد لائيك ايدئولوژي خوبي است. عرصه ي اجتماعي مثل كمك هاي بلاعوض، ازدواج، و بهداشت و درمان. آنها از اين راه نتايج بسيار خوبي به دست آورده اند و استدلالشان هم اين است كه: هر كجا بشر باشد، مرض نيز هست. مرض نياز به طبيب دارد و هر كجا احتياج به طبيب باشد فرصتي براي تبشير و تبليغ است.گروه هاي اجتماعي كه داراي بيشترين اهميت و اولويت در برنامه هاي جذب گروه هاي مبلغ مسيحيت در ايران هستند عبارتند از: دانشجويان، معتادان، مخالفان سياسي نظام، دختران فراري، كودكان خياباني، لائيك ها، معلولان جسمي و مبتلايان به بيماري هاي صعب العلاج.يكي از راه هايي كه مبشّرين مسيحي زياد از آن استفاده مي كنند ادعاي معجزه است. تصاوير و فنون توليد شده توسط دستگاه هاي تبليغاتي مسيحيت عمدتاً در بخش ويژه اي شامل معجزات مورد ادّعا واقع مي شود. زنان و افراد پير و مسني كه از بيماري هاي سخت نجات يافته اند بيشترين حجم تبليغات را به خود اختصاص مي دهند. در حقيقت اين دسته از مبشّرينِ مسيحيت اميدوارند با بزرگ نمايي پيرامون احتمال انجام معجزه در قبال بيماران و گرفتاران، طمع ناآگاهان را در جذب به مسيحيت برانگيزند. از طرفي ادعاهاي مكرر كشف و شهود از طرف كشيشان تلويزيوني و خانگي آن قدر مطرح شده و ادامه پيدا كرده است كه در حال حاضر حتي بسياري از گروندگان تازه وارد نيز ادعاي كشف و شهود مي كنند. حالا ملاك صحت و يا كذب ادعايشان چيست و ملاك كشف و شهودشان چيست و … همه اش جاي بحث جدي دارد زيرا افراد به محض ايمان به مسيح (ع) تا مرز قديس بودن پيش مي روند و از طرف مبشرينِ مسيحي اين مطلب به آنها القاء مي شود! كه اين طبق چه مبنايي است محل تأمل و دقت است. يكي از نِحله هاي عرفاني تبشيري مهم در مسيحيت كنوني، نهضت پنطيكاستي (پنجاهه گرا) است. طرفداران اين فرقه معتقد به تطهير كامل به عنوان يك فرايند تدريجي (نه آني) مي باشند كه با تعميد در روح القدس آغاز مي شود. از نظر آنها، تعميد با روح القدس در فيض گلوسولاليا (سخن و بياني غير عادي و نامفهوم كه به واسطه ي احساس عميق ديني حاصل مي شود) تجسم مي يابد. يعني كساني كه روح القدس را دريافت مي كنند با زبان هاي رمزي سخن مي گويند. از نظر آنها تجربه ي مسيحي در عـيد پنطيكاست (يعني آمدن روح القـدس، فيوضات گلوسولاليـا، شفا بخشي، پيش گويي و پيامبري) بايد تجربه اي مستمر و عادي در مسيحيت باشد. اين نهضت در اوايل قرن بيستم آغاز شد كه از پروتستان ها14مي باشند و جزو كليساي جماعت رباني محسوب مي شوند. اين كليسا كه در سال 1985. م در ايران تأسيس شد از همان ابتداي امر، به شوراي عمومي جماعت رباني ايالات متحده آمريكا وابسته بود. اين كليسا به زبان هاي آسماني اعتقاد دارد. اين تكلم را نشانه ي تعميد به روح القدس مي داند. همچنين به اعضاي خود اجازه مي دهند كه فيوضات و تجارب روحاني تحولات دروني خود را در زندگي بيان كنند. دسته اي از آنها به آموزش تثليث اعقتاد ندارند و آن را تجليات خدا در تاريخ مي دانند و بر آموزه هاي شفا و پيشگويي بسيار تأكيد دارند. اين كليسا توانسته پس از انقلاب اسلامي فعال ترين گروه تبشيري مسيحي باشد و در برخي شهرهاي مهم ايران مثل تهران، اصفهان، اروميه، رشت و … شعبه دارد. فرقه هاي مسيحي بيشتر بعد از جريان پروتستان بوجود آمد ه اند. آشكارترين ضعف كليساي پروتستان نسبت به كليساي كاتوليك، ضعفي است كه در نتيجه ي تقسيم شدن پيروان اين آيين به فرقه هاي متعدد پيدا شده است كه اغلبشان هم كوچك و بي اهميت هستند. مهم ترين فرقه هاي عرفاني مسيحيت عبارتند از:الف) پاپتيست ها (تعميدگرا): اين ها از اصلي ترين مدافعان جدايي دين از سياست هستند. پيروان آن معتقدند كه بدون واسطه مي توان با خدا سخن گفت و مخالف استعمال الكل و تنباكو هستند.ب) شاهدان يَهُوَه: اين فرقه را جواني 20 ساله به نام چارلز تيز راسل در سال 1872 م در پنسيلوانياي آمريكا تأسيس كرد. آنها به يك خداي واحد اعتقاد دارند كه او را يهوه مي نامند (و او كسي نيست به جز عيسي مسيح) و منكر تثليث اند. از نظر آنها، شيطان بر دنياي كنوني حكمراني مي كند و هر حكومت، حرفه و دين سازمان يافته اي هم پيمان با شيطان است لذا در نيروهاي ارتش وارد نمي شوند، زير هيچ پرچمي در نمي آيند و هيچ منصب سياسي را نمي پذيرند.8ج) پنطيكاستاليسمد) منونايت ها : در سال 1683 م تاسيس شد. آنها ملزم به يك سري دستورات هستند مثلاً زنان آنها موي سر خود را مي پوشانند و از پيراهن آستين بلند و نيز دامن بلند استفاده مي كنند.ه) ديسپنساشناليست ها (مقطع باوران) - اَدوِنتيست هاي روز هفتم- شيكرها- فرزندان خدا- كليساي متحده (مونيسم)- كليساي اورشليم نو- انجمن عيسي- ايمان مسيحي از ديگر فرقه هاي مسيحيت هستند. يكي از جريان هايي كه در مسيحيت شكل گرفت كه شايد بتوان نام عرفاني بر آن گذاشت، تشكيل رهبانيت درجهان مسيحيت بوده و هست. البته اين كه چرا مسيحيان به رهبانيت رو آورند دلايلي ذكر شده مثل ترغيب مسيحيت به دوري از دنيا، گرايش برخي افراد به خلوت نشيني، شرير پنداشتن جسم و نيك انگاشتن روح، آشفتگي روحي و نوميدي از اصلاح جامعه، و انحطاط اخلاقي جامعه و مفاسد اجتماعي كه مهمترينشان همين مورد آخر است كه آنهايي كه دل در گرو آموزه هاي اصيل مسيحيت داشتند وقتي ديدند كه سران كليسا (و دينشان) رو به تجمل گرايي و زندگي در قصرهاي زيبا و بزرگ با خادمين بسيار و … به نام دين آورده اند به عنوان واكنش به اين كار آنها، به صومعه ها و غارها رو آوردند. ولي اين كار هم با انحرافاتي رو به رو شد؛ بسياري از راهبان دست از تقوا كشيدند و از خدمات مذهبي غافل شدند. از چهار ديواري ديرهاي خود بيرون آمدند، به ولگردي پرداختند، در ميخانه ها به باده نوشي نشستند و به دنبال عشق ورزي رفتند. اراسموس مي گويد: بسياري از صومعه هاي مردانه و زنانه تفاوت چنداني با فاحشه خانه هاي عمومي ندارند. تمام اين مسائلي گفته شد و تمام فرقه هاي مسيحي تبشيري و عرفاني همه شان در يك سري از آموزه هايشان مشترك هستند و ريشه ي دستورالعمل هايشان و اعمالي را كه انجام مي دهند و يا كارهايي را كه به آنها سفارش مي كنند براي اعتقاد يافتن به آنها يا عمل به آنها از يك جا نشأت مي گيرد كه انشاءالله به آن آموزه ها پرداخته خواهد شد كه در ضمن بيانشان درستي يا نادرستي تمام اين مسائل تبيين و روشن مي شود. مزيت يك دين به اين است كه هم جنبه هاي فطري و احساسي و معنوي و هم جنبه هاي عقلي انسان را ارضاء كند. به اين معنا وقتي كسي كه مباني و اصول آن دين را فرا مي گيرد تا مقدمه اي باشد براي عمل كردنش، در وحله ي اول بايد آن دين را از نظر عقلاني و منطقي قانع كند كه اين ديني است كه ريشه ها و پايه هايش بر اساس فكر صحيح و سالم و خالي از پيش ذهنيت و تعصب كاملاً قابل پذيرش است و نكته ي مبهمي را در ذهن آدمي نمي گذارد و مي تواند او را به كمال برساند و همين اصول، او را به طرف عمل به احكام و شريعت آن دين تشويق كند و شريعتش هم به گونه اي باشد كه انسان با عمل به آن به تعالي روحي و معنوي و حتي مادي برسد (البته به شرط عمل به تمام قوانينش) يعني نه فقط صرف يك سري دستورات خشك و بي روح باشد و يا اين كه اصلاً دستور و شريعت و قوانيني براي عمل در كار نباشد و اين ها هم از جانب خدا باشند نه با جعل بشر اين كار صورت گرفته باشد. دلايل جملات بالا كاملاً روشن است زيرا اگر آن اصول و مباني و همچنين قوانين از جانب خدا نباشند بلكه از طرف انسان ها وضع شده باشند چند اشكال پيش مي آيد:الف) جامع و همه بعدي نيستند.ب) دائماً در طول زمان در حال تغيير خواهند بود.ج) مصون از اشتباه و خطا نيستند زيرا فكر آدميان از خطا مصون نيست. و …ديگر اين كه اگر آن دين، الهي باشد بايد براي تمام زواياي زندگي ما راهكارها و قوانيني داشته باشد و مهم تر از همه اين كه از جانب خود خالق باشد زيرا حكيم بودن و لطف او تمام اين اقتضائات را دارد و اين كه اگر طرف خداست در آن تناقض گويي و اشتباه نباشد و الا قابل اعتماد نخواهد بود و بسياري مطالب از اين دست كه با كمي تأمل مي توان به آنها پي برد. اين ملاك ها را ما فقط در دين اسلام مي بينيم زيرا خدايي را به ما مي شناساند كه واحد است و جسم نيست و هيچ عيب و نقص و اشتباهي در او راه ندارد. تمام كارهايش روي حكمت است در نتيجه از كرده ي خود پشيمان نمي شود تا بخواهد آن را جبران كند.
منبع:پرسمان