
1. خطاب ويژه براى مرد يا زن؛ مانند:
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ ... «1»؛ «مادران فرزندانشان را شير دهند».
زيرا شيردهى ويژه زنان است و به طور طبيعى و بديهى از عهده مردان خارج است. و همچنين:
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ ... «2»؛ «جنگ بر شما (مردان) نوشته (واجب) شده است».
زيرا به طور معمول شركت در جنگها وظيفه مردان است و زنان از اين سختى معاف شدهاند.
2. خطاب مشترك: خطابهاى مشترك در قرآن دو گونه است:
2-/ 1. گاهى با عنوان فراگيرى همچون واژه «ناس» و «انسان» عموم انسانها را خطاب مىكند؛ مانند:
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ ... «3»؛ «اى مردمان پروردگارتان را بپرستيد ...».
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً ... «1»؛ «و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكى كند».
اينگونه خطابهاى قرآنى مشترك ميان زن و مرد است و همگان را شامل مىشود.
2-/ 2. گاهى در ظاهر از لفظ مذكر استفاده مىكند؛ ولى شامل زن و مرد مىشود؛ مثل:
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ «2»؛ «همانا براى شما در [پيروى از] رسول خدا سرمشقى نيكوست».
بديهى است الگوگيرى از پيامبر صلى الله عليه و آله اختصاص به مردان ندارد.
در قرآن گاهى حتى از لفظ «رجل» استفاده مىشود اما مرد و زن را شامل مىشود؛ مانند:
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ ... «3»؛ «خداوند براى هيچ مرد [و زنى] در درونش دو قلب ننهاده است».
بديهى است دارا بودن يك قلب اختصاص به مردان ندارد.
در اين باره دلايلى گفته شده است:
يكم. استفاده بيشتر از الفاظ مذكر، به جهت قاعده ادبى «تغليب» است.
در زبانهايى مانند عربى- كه براى مرد و زن، دو گونه فعل وجود دارد (مذكر و مؤنث)- در مواردى كه هر دو گروه، مورد نظر باشد، صيغه مذكر به كار مىرود. بنابراين يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هم شامل زنان مىشود و هم مردان.
همچنان كه در مورد موجوداتى مانند خداوند كه مذكر و مؤنث درباره آنان مطرح نمىباشد از ضماير مذكر استفاده مىشود. مثل: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ.
از اين رو تاكنون هيچ مفسر و يا آشنا به زبان و ادبيات، نگفته است كه مجموعه خطابهاى قرآن اختصاص به مردان دارد.
دوم. اينگونه سخن گفتن در ميان انسانها، معمول است و اختصاصى به قرآن ندارد؛ به خصوص در مقام قانونگذارى و تهيه آييننامهها و منشورها، از الفاظ و ضماير مذكر استفاده مىشود، ولى معناى عموم اراده مىگردد.
سوم. خطاب كمتر قرآن به زنان، برخاسته از نگرش قرآن به رعايت حرمت زنان است و نشان از غيرت خداوند دارد. طبيعى است سخن گفتن مؤدبانه و عفيفانه با زنان و كمتر نام بردن آنها، يكى از راههاى حفظ حرمت آنان است.
اين به معناى عقبنگهداشتن نيمى از انسانها نيست؛ زيرا اينگونه سخن گفتن، نشانگر نوعى احترام و ارج نهادن به مقام شامخ آنان است؛ چنان كه در ميان خانوادههاى محترم و با شخصيت، اين گونه معمول است و زنان را كمتر بهطور مستقيم مورد خطاب قرار مىدهند.
البته در مواردى كه نياز به تأكيد دارد و يا جهت فرهنگسازى نياز به تصريح دارد، بهطور آشكار و جداگانه از الفاظ ويژه زنان و مردان در آيات قرآن استفاده شده است؛ مانند آيات شريفه:
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً «1».
و آيه شريفه:
مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ «1».
و حتى گاهى يك زن به عنوان الگو و ضربالمثل براى همگى مردان و زنان مطرح شده است. چنان كه درباره زن فرعون در قرآن مىخوانيم:
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ ... «2»؛ «و براى كسانى كه ايمان آوردهاند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ...».
منبع :پرسمان/معارف


