
بهايي ها به چه چيزهايي اعتقاد دارند؟ چه اعتقاداتي دارند كه نجس محسوب ميشوند؟
بهائيت، اشكالات و انتقادات وارد بر آنفرقه بهائيت از جمله مسلكهاى بشرى بىبنياد است كه فاقد اصول، معيارها و ملاكهاى دينى قوى و مستند مىباشد؛ عقايد و اصول فكرى آن نه تنها فاقد شالوده مستحكم اديان آسمانى است، بلكه از لحاظ اصول و معيارهاى اوليه شكلگيرى و منابع مستند، كاملاً ضعيف و غيرعلمى است به همين دليل نقد اين فرقه در قالب انتقادهاى رايج در علوم مربوط به اديان و مذاهب امكان ندارد و به تعبير ديگر از آنجا كه فرقه بهائيت در مورد مسائل اعتقادى گنگ و نامفهوم بوده و آسمان و ريسمان را به هم بافته، ساختار فكرى و عقيدتى منسجم و مستقلى ندارد و قابل دفاع و استناد نيست. از اين رو به هيچ وجه توان اقناع افراد آگاه و تيزبين را ندارد و تنها صاحبان و متوليان آن، با استفاده از ابزارها و شگردهاى سياسى، تبليغاتى، اجتماعى، اقتصادى و...، در گوشه و كنار جامعه سعى مىكند افراد ساده و كماطلاع را فريب داده و جذب نمايند. برخى از اين اشكالات و انتقادات عمده عبارتند از:يكم. تناقضات درونىانسجام، هماهنگى و عدم ابتلا به تناقض و تعارض درونى آموزهها، يكى از شاخصههاى مهم اديان الهى است. مرورى كوتاه بر تعاليم و كتب بهائيت بيانگر تناقضات و تعارضات درونى بسيار متعدد است كه نارسائىها، مجهولات و پرسشهاى فراروى محققان و حتى معتقدان به اين فرقه به وجود آورده تا آنجا كه اين موضوع به عنوان يكى از مشخصات اصلى بهائيت و چالشاساسى رهبران و طرفداران آن محسوب مىگردد. به عنوان نمونه؛1. تلوّن در عقيده، تغيير در ادعابه اعتراف خود بابيان و بهائيان، علىمحمد شيرازى بنيانگذار فرقه بابيه، شش مرتبه ادعاى خويش را تغيير داد.مرحوم حسين محبوبى اردكانى در تعليقاتش بر «المآثر و الاثار» مىنويسد: «باب در 1260 ادعاى ذكريت كرد يعنى كه مفسر قرآن است. در 1261 ادعاى بابيت كرد يعنى وسيلهِ رابطه با امام زمان است. در 1262 ادعاى مهدويت كرد يعنى امام زمان است. در 1263 ادعاى نبوت كرد يعنى كه پيغمبرم. در 1264 ادعاى ربوبيت كرد يعنى كه پروردگار عالميانم. در 1265 ادعاى الوهيت كرد. در 1266 تمام دعاوى خود را منكر شد و توبه كرد و توبه نامه نزد وليعهد فرستاد» چهل سال تاريخ ايران در دورهِ پادشاهى ناصرالدين شاه (المآثر و الاثار)، به كوشش ايرج افشار، 629/2؛ بهائيت در ايران، پيشين، صص 104 -105؛ كتاب بهائيان، پيشين، صص 216-214..ميرزا حسينعلى (بهاءاللَّه) نيز مقامات زيادى براى خود ادعا داشت؛ گاهى ادعا مىكرد بر او وحى نازل شده، زمانى اعلام مىنمايد كه «من هيچم و كم ز هيچ هم بسيارى» و زمانى ديگر خويشتن را بر تخت الوهيت نشانده و «خداى خدايان»، «آفريدگار جهان»، «كسى كه لم يلد و لم يولد است» و «معبود حقيقى»، مىنامد. ميرزا حسينعلى در قصيده «ورقائيه» چنين مىسرايد: (مكاتيب، ج2، ص254)منبع:پرسمان


