راه چاره فعاليت‏هاى اجتماعى و سياسى و تحصيل براى زنى كه ازدواج كرده و شرط ضمن عقد نكرده، چيست؟ آيا مى‏بايست محدود و خانه‏نشين باشد؟

سه‌شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
شرط ضمن عقد
با تأكيد بر لزوم حسن معاشرت و رعايت حقوق و احترام متقابل، در پاسخ به اين سؤال بايد دانست، اين مشكل درباره همه روابط حقوقى وجود دارد كه
گاه يكى از طرفين عقد يا هر دوى آنها به برخى از اختيارات قابل شرط‏گذارى آگاهى ندارد و پس از بستن قرارداد متوجه آن گرديده و به خاطر از دست دادن آن احساس نگرانى مى‏كنند.
طبيعى است در اين موارد نمى‏توان يك جانبه پيامدهاى حقوقى عقد را بر هم زد و گرنه تمام قراردادها و عقود با پشيمانى يكى از طرفين متزلزل و ناپايدار مى‏شود. در نتيجه بايد حتى‏الامكان پيش از قرارداد طرفين را دقيقاً نسبت به ماهيت قرارداد و امور جانبى آن آگاه ساخت. از همين‏رو اسلام نيز آگاهى به نوع قرارداد را لازم و عقل و بلوغ و اختيار و قصد را از شرايط لازم دانسته است؛ تا قراردادها استوار بمانند. ضمن آن‏كه اجازه داده است طرفين به گونه ديگرى به توافق برسند.
در خصوص مسئله مورد نظر سه راه وجود دارد:
1. بهترين روش، توافق بر اساس روش دوستى و رحمت و اخلاق است كه زن با استدلال و جلب محبت، رضايت مرد را در جهت تأمين خواسته‏اش حاصل كند.
2. در مرحله دوم مى‏تواند كارهايى را كه از نظر شرعى و حقوقى وظيفه او نيست ولى به طور متعارف زنان انجام مى‏دهند (مانند خانه‏دارى، شير دادن فرزند و...) را وابسته به اجازه قبول شرط توسط شوهر كند.
3. در صورت عدم رضايت شوهر، چنان‏چه وى به سخت‏گيرى‏هاى بى‏جا و طاقت‏فرسا مبادرت ورزد، به مراجع حقوقى و قضايى مراجعه كند. البته انتظارات و رفتارها بهتر است بر مبناى اخلاق و تربيت اسلامى زن و مرد صورت گيرد.
پيامبر گرامى اسلام مى‏فرمايد: «كامل‏ترين مؤمنان از حيث ايمان
خوش خُلق‏ترين آنها است و شايسته‏ترين شما آنهايى هستند كه با زن‏هاى‏شان خوش‏رفتارند».
در نظام دينى روابط خانوادگى مى‏بايد به گونه‏اى تنظيم يابد كه زن و مرد، هيچ يك به ديگرى ضرر و زيان وارد نياورد و رفتار هر يك براساس معروف، عدالت، تفاهم و مشاوره صورت گيرد. از همين‏رو، قانون مدنى در ماده 1130، تصريح مى‏دارد: «زن و شوهر مكلف به حُسن معاشرت با يكديگراند».
حُسن معاشرت و رفتار نيكو، معنا و مفهومى گسترده داشته و تمامى امور و روابط حسنه را در بر مى‏گيرد كه راهكار مهمى در راستاى استحكام مبانى خانواده و پويايى آن تلقى مى‏گردد. بر اين اساس مى‏توان گفت كه خودكامگى مرد در محيط خانواده به حُسن معاشرت آسيب رسانده و بنيان خانواده را دچار مخاطره مى‏نمايد، لذا ناپسند و غيرعُقلايى است و خانواده را از رشد فكرى، روحى و سلامتى باز مى‏دارد در اصل 21 قانون اساسى آمده است: «دولت مؤظف است حقوق زنان در تمام جهات با رعايت موازين اسلامى تضمين نمايد و امور زير را انجام دهد:
اولاً. ايجاد زمينه‏هاى مساعد براى رشد شخصيت زن و احياى حقوق مادى و معنوى او...». تعبير «حقوق زن در تمام جهات» عام است و يكى از مصاديق آن حق اشتغال، تحصيل و فعاليت‏هاى سياسى ـ اجتماعى است.
شوراى عالى انقلاب فرهنگى نيز در مصوبه ماده 2، لازمه تحقّق عدالت اجتماعى را در زمينه‏سازى حضور بانوان دانسته و مقرّر مى‏دارد: «اشتغال بانوان در مشاغل فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و ادارى از جمله شرايط و لوازم تحقّق عدالت اجتماعى و تعالى جامعه است و بايد به آن وقع لازم گذاشته شود».
طبق مفاد اين تصويب‏نامه، فعاليت‏هاى سياسى اجتماعى نه تنها حق زنان است، بلكه تضمين عدالت اجتماعى و رشد و پويايى جامعه در پرتو آن خواهد بود. البته همه اينها منوط به اين است كه اشتغال زنان و فعاليت‏هاى سياسى و اجتماعى آنها به گونه‏اى نباشد كه منافى حقوق شوهر و يا باعث اخلال در وظايف اصلى زن گردد.
برنامه اسلام در مورد ازدواج به گونه‏اى طراحى شده است كه زنان نه آنچنان اسير و منزوى شوند كه در كُنج خانه‏ها خاموش و افسرده گردند و نه آن‏چنان آزاد گردند كه به ابتذال و ناهنجارى منجر شده و نوعى آشفتگى و گسيختگى بر روابط خانواده سايه افكند. در واقع هدف اساسى آموزه‏هاى دينى از اين حقوق و تكاليف اين است كه زنان و مردان شخصيت واقعى خويش را بازيافته و به آنچه شايسته و مصلحت است دست يابند. از اين رو هميشه زن و شوهر بايد اين نكته مهم را با خود مرور كنند كه «شريك زندگى غير از شريك تجارى است و كانون خانواده، بايد با عشق و دلدادگى زن و شوهر شروع شود و استمرار يابد».
ثانياً: براى تشكيل خانواده كه هسته بنيادين و خميرمايه جامعه بزرگ‏تر است اخلاق و تربيت اسلامى بايد حرف اول را بزند و قبل از قرارداد و بالاتر از قرارداد، مرد و زن بايد بياموزند و عمل كنند كه حقوق يكديگر را تضييع نكنند.
ثالثاً: اگر مرد يا زن اخلاق و تربيت اسلامى را رعايت نكردند و اجحاف بيش از حد به طرف مقابل روا دارند، نظام حقوقى و قبل از آن نظام قانونگذارى بايد مكانيسم‏هايى را تعبيه كنند تا افراد احساس نكند در آن جامعه مطرود هستند.
طبيعى است كه رسيدن جامعه به اين اهداف بلند و رعايت حقوق همديگر در عرصه اجتماع و خانواده، نيازمند فرهنگ‏سازى، برنامه‏ريزى، آموزش و توانمندسازى زنان دارد. در واقع هرچه گستره اين فرهنگ‏سازى بيشتر باشد ميزان تأثير اجتماعى زن و برخوردارى آنان از حقوق و امتيازات كه ريشه در آرمان‏ها و اعتقادات دينى‏مان دارد، افزايش مى‏يابد. از نظر اسلام، عرصه فعاليت اجتماعى، اقتصادى و سياسى براى زنان كاملاً باز است و بحث فرهنگ‏سازى مى‏تواند در جامعه اسلامى با بهره‏گيرى از پشتوانه اعتقادات دينى بستر رشد زنان و رفتار خردمندانه و كريمانه مردان را فراهم نمايد.

منبع : پرسمان/ حقوق زن

پربازدیدها

پربحث‌ها