چندسالی است مستندسازان به دنبال کشف حقیقت سراغ موضوعات متنوعی می روند که بخش مهمی از آن را سوژه های اجتماعی، تاریخی و سیاسی دربرمیگیرد. از میان این سوژه ها پرداختن به زندگی شخصیت های مطرح در حوزه های مختلف به ویژه آن ها که زندگی شان با تاریخ معاصر گره خورده است اهمیت بیشتری پیدا میکند. بیشتر آنچه نسل بعد از انقلاب از اتفاقات سال های ابتدایی پیروزی انقلاب و بعد از آن می دانند خلاصه در چند نام و تاریخ است. مرور اتفاقات سال های منتهی به بهمن 57 تا وقایع بعد از پیروزی انقلاب و التهاباتی که در فضای سیاسی و اجتماعی جامعه وجود داشت آنقدر گسترده و متنوع است که هنوز روایت های ناگفته بسیاری از این جریانات وجود دارد و می شود از منظرهای مختلف آن ها را روایت کرد. در حالیکه آنچه تا امرزو بیشتر به آن پرداخت شده بیشتر نگاهی مطلق و جهت دار بوده است. اقدامات منافقین در دهه شصت، اعدام منافقین، قیام هفده شهریور، شهادت شخصیت های مطرح و اثرگذاری همچون شهید بهشتی، شهید مطهری و... همه از اتفاقاتی است که در بسیاری از آنها اطلاعات ما آنقدر خلاصه و محدود است که امکان تحلیل و درک درستی نمی دهد. جذابیتهای زندگی شخصیتهای سیاسی پرداختن به فراز و نشیب های زندگی چهره های مطرح سیاسی اما و اگرهای زیادی دارد. اما در ساده ترین حالت اینکه بدانی در پس تصمیمات و اقدامات افراد مطرحی که اطلاع زیادی از آنها نداریم چه بوده جذابیت دارد. مدتی است مستند سازان به خصوص جوانان فعال در این حوزه در جستجوی رازهای گفته نشده از زندگی این افراد در پی کشف حقیقت هستند. در همین راستا در یازدهمین جشنواره «سینما حقیقت» که امروز یکشنبه اختتامیه آن برگزار میشود، چند اثر به روایت زندگی شخصیت های مطرح تاریخ معاصر پرداختند و هرکدام با نگاهی تازه سعی در غبار زدایی از ابهامات تاریخی داشتند. محمدحسین مهدویان در مستند «ترور سرچشمه» انفجار حزب جمهوری در روز هفتم تیر سال 60 را سوژه کار خود قرار داده و با نمایش صحنه هایی از این اتفاق و گفتگوهایی منتشر نشده از زاویهای جدید شهادت دکتر بهشتی را روایت میکند. احسان عمادی سراغ رزم آرا و ابهامات ترور او رفته است و در مستند «رزم آرا، یک دوسویه مسکوت» به دنبال کشف عاملان اصلی این اتفاق است. در مستندی دیگر به نام «بانو قدس ایران» مصطفی رزاق کریمی در تلاش برای روایت زندگی همسر امام خمینی (ره) است. محسن اسلام زاده در مستند «آقای دادستان» به زندگی شهید لاجوردی و اتفاقات دهه 60 می پردازد. همچنین «هویدا» ساخته مصطفی شوقی و «اشرف همزاد شاه» ساخته سیعده نیک اختر دیگر مستندهایی است که تاریخ را از دریچه زندگی چهره های سیاسی روایت می کنند. اما از میان مستندهایی که ذکر شد «قائم مقام» جنجالی ترین اثری است که بخاطر سوژه حساس و ملتهبی که دارد بیشتر محل بحث بوده است. روایتی بدون سانسور اما کم دقت قائم مقام بدون هیچ قضاوتی اهمیت دارد. اینکه فرصتی فراهم شود تا چند جوان در جستجوی ابهامات تاریخ به دنبال روایت حقایق باشند قابل تقدیر است. از اتفاقات مثبت این مستند این است که با دیدن اثر احساس میشود سازنده آن برای روایتی دقیق از موضوع تلاش کرده است و سراغ دو طیف موافق و مخالف این جریان رفته است. حال اینکه این تلاش چه نتیجه ای داشته بحث دیگری است. دیگر اینکه زندگی آیت الله منتظری به عنوان یکی از مهمترین شخصیت های سیاسی آنقدر اهمیت دارد که حساسیت پرداختن با آن را بیشتر می کند، بنابراین رفتن سراغ این سوژه حساس و ملتهب نیاز به جسارتی دارد که کارگردان اثر آن را داشته است. از طرفی اطلاعاتی که در روایت مستند به مخاطب ارائه می شود آنقدر متنوع است که تا پایان کار مخاطب را خسته نمی کند و او را تا انتها برای رسیدن به نتیجه ماجرا نگه می دارد. اما با همه اینها چند نکته وجود دارد که «قائم مقام» را با حاشیه همراه می کند. اول اینکه نباید فراموش کرد زمانی آیت الله منتظری قائم مقام امام خمینی (ره) بوده است و مطمئنن دلیل این انتخاب وجود ویژگی های مثبتی در وی بوده که او را به این جایگاه رسانده، اما در طول روایت اشاره چندانی به بخش سفید زندگی او نمیشود و تمام گفتگوها در جهت اشاره به لغزش های اوست؛ درصورتیکه تاکید بر همین موضوع می توانست مسیر روایت را با دست اندازهای بیشتری مواجه کند و تاکید بیشتری بر این داشته باشد که چطور می شود فردی با آن اعتقادات و شرایط در مسیری کاملا متفاوت قرار بگیرد. علاوه بر این تاکید بیش از حد بر واژه «ساده لوحی» در طول مستند، بدون هیچ روایتی، ذهن مخاطب را جهت دهی می کند. نکته دیگر استفاده از اسناد آرشیوی است؛ این اسناد کمک بزرگی به کار کرده اما استفاده از بعضی مصاحبه ها بسیار قدیمی است و در شرایطی انجام شده که خیلی با روایت این مستند همخوانی ندارد. بنابراین در میان مصاحبه هایی که مختص به این کار گرفته شده محتوای خوبی ارائه نمی دهد؛ مهمترینش هم صحبت های حجت الاسلام ناطق نوری است. کمااینکه خودشان هم نسبت به آن ناراضی هستند و در گفتگویی گفته اند: «فیلم را آوردند من دیدم و از آنان گله کردم که اگر میخواستید از من مطلبی هم در این فیلم داشته باشید، چرا نیامدید با من مصاحبه کنید و رفتهاید از آرشیو مرکز انقلاب اسلامی استفاده کردهاید ؟ من 17- 18 سال قبل در فضایی دوستانه و غیرمصاحبهای، نشستهام و خاطرات گفتهام.» کلام آخر اینکه توجه به تولید مستندهایی که سراغ موضوعات ملتهب و بخش های گفته نشده از تاریخ می روند اقدام خوبی است و تولید «قائم مقام» و سایر آثار حاضر در جشنواره امسال می تواند مسیر تازه ای برای ورود به این عرصه باشد. شروعی که نیاز به همراهی بیشتر شخصیت های مطرح سیاسی در طیف های مختلف دارد تا بشود از زاویه های مختلف سراغ تاریخ رفت و از طرفی مستلزم فراهم شدن امکان ساخت این آثار از طرف مسئولین است.