ایجاد یک چشمانداز آرمانی و رؤیایی «بیچارهترین انسان در دنیا، فرد بینایی است که فاقد یک چشمانداز آرمانی است.» (هلن کلر) – همواره، نخستین گام به سوی موفقیت، ساده است، البته ممکن است کار راحتی نباشد اما در کل، ساده است. بین ساده و راحتبودن، تفاوت معناداری وجود دارد. در ابتدا باید بدانید که میخواهید به کدامسمت بروید. – موفقیت، مستلزم طرح یک نقشه است. ابتدا باید چشماندازی از ایدهآلهای زندگی خود، ارتباطات، کار یا تعطیلات و اوقات فراغت خود طرح کنید. اگر میخواهید موفق شوید، ابتدا باید مقصد خود را تجسّم کنید. اگر مقصدتان را مشخص نکنید، هرگز نخواهید توانست به هدف خود نائل شوید. – از این رو، نخستین گام، «رؤیاپردازی» است. از خود بپرسید: «من چه چیز میخواهم؟ به کجا میخواهم بروم؟ چطور میتوانم زندگی خودم را تغییر دهم؟ چقدر و چرا اینها برای من مهم است؟» اگر همهچیز امکانپذیر باشد (البته این امر، تنها در رؤیا صورتمیگیرد)، در اینصورت چهکار میخواهید انجام دهید؟! – از خودتان بپرسید: «اگر این کار اتفاق بیفتد، چه احساسی به من دست خواهد داد؟» بعد، از تصورات و قدرت تجسم خود کمک بگیرید تا تأثیر موفقیتهای خود را ببینید، بشنوید و احساس کنید. هرچه جزئیات بیشتری به تصورات خود بیفزایید، «واقعیت»های بیشتری در ذهن نیمههوشیارتان، ظاهر خواهد شد. – شما، تنها کسی هستید که قادر به تنظیم سفرنامهی زندگی خود هستید. ناخودآگاهِ شما، این توانایی را ندارد که تعیین کند آیا چیزهای مطلوبی که شما میبینید، واقعی است یا تنها وانمود میشوند که واقعیت دارند. جهان هستی، همواره آمادهی پشتیبانی و حمایت از تصورات و خیالهای شماست، یعنی پشتیبانی از هر ایدهای که آن را مهم میپندارید. موفقیت، بدون وجود یک طرح، هدف یا خیال و یا تصور آن، عملی نخواهد شد زیرا چیزی نیست که عملی شود. – در نخستین گامی که به سوی موفقیت برمیدارید، هیچگونه محدودیتی را نپذیرید. درواقع، تنها محدودیتها در زندگی شما، محدودیتهایی است که خودتان برای خودتان درست میکنید. – به ابرهای شک و تردید خود، اجازه ندهید تا تصور و خیال شما را درهم بریزند و ابری کنند. – درحالی که که رؤیاپردازی میکنید، امداد بصری را نیز به سفرنامهی خود بیفزایید. همانطور که بروشورهای مسافرتی، با بیان دیدنیهای مقصد، شما را برای بازدید از آنها ترغیب میکنند، شما نیز سعی کنید یک بروشور برای خود طراحی کنید. تصاویری از منزل مورد علاقهتان، ماشین، شغل، تناسب بدنی، اوقات فراغت و تعطیلات، اداره یا مسافرتهای خود جدا کنید و آنها را روی یخچال، آینهی حمام یا دیوار ادارهتان یا هر جایی که بیشتر جلوی چشمان شماست، بچسبانید. – برای توضیح بیشتر، مثلاً در مورد تعطیلات بعدی خودتان فکر کنید. اگر هماکنون تصمیم رفتن به جایی را نگرفتهاید، آیا باز هم به جایی خواهید رفت؟! کی میروید؟ با کدام وسیلهی نقلیه خواهیدرفت؟ چه کسی با شما خواهد آمد؟ پس از اینکه جواب این پرسشها را تعیین کردید، یعنی آن را تصور کردید؛ در مورد آن با کسی سخن نگویید، یعنی به کسی نگویید که «من تابستان به…. میروم.» حتی اگر شما بلیط پرواز یا هتل را نیز رزرو نکرده باشید، باز هم انتخاب خودتان را کردهاید و به مسافرت اندیشیدهاید؛ حتی اگر واقعی هم نبوده باشد. هرچه بیشتر در مورد آن فکر کنید، این مسافرت، واقعیتر میشود. – موفقیت در هر زمینهی دیگری نیز درست به همینمنوال است. ابتدا باید تصور و خیال آن را در خود خلق کنید، یعنی ابتدا موفقیت را مسجم کنید. انرژیهای ذهنی و روحی را روی مقصدی متمرکز کنید که مطلوب و دلخواه شماست، سپس نتایج آن را به گونهای تصویر کنید، گویی واقعیت دارد. – در مورد مراحل بعدیِ این نخستین گام نگران نباشید چراکه خودبهخود میآیند. رؤیاها هرگز وارد خودآگاه شما نمیشوند، مگر اینکه «روح»، آمادهی تکمیلکردن آنها باشد. بنابراین، تا زمانی که رؤیاهای درونتان، تبدیل به «واقعیت» نشدهاند (در درون خود)، همچنان روی آنها تمرکز کنید. اگر این کار را انجام دادید، مطمئن شوید که برنامهی عملی شما، آشکار خواهد شد و شما را به سمت مرحلهی دوّم موفقیت خواهد کشاند. منبع : ماهنامه شادکامی