تعریف مثبت از اوقات فراغت
در تعریف های مثبت از اوقات فراغت، بیشتر برای تعیین محتوای اوقات فراغت کوشش شده است. در این تعریف ها، اگر چه تاثیر فعالیت های اجباری از نظر دور نمیماند، اما سعی بر این است که اوقات فراغت به عنوان یک اصل یا پدیدهای مستقل از کار دیده می شود. در این تعریف ها، اوقات فراغت فقط در رابطه با کار دیده نمیشود، بلکه با توجه به عملکردش نسبت به شخص یا اجتماع مورد توجه قرار می گیرد.
در تعریف های مثبت، دیگر بر کمیت اوقات فراغت تاکید نمیشود بلکه بیشتر درک شخصی انسان مورد نظر است. برای مثال تعریف هایی که صاحب نظرانی مانند هارتموت لودتکه (1972)، هربرت وبر (1993)، ولفگانگ نارشتت (1992)، هورست و اوپاشووسکی (1976)، نوربرت الیاس (1990) و جان کلی (1982) درباره اوقات فراغت داشتهاند، بسیار اهمیت دارند.
هارتموت لودتکه در تعریف خود به دیدگاه های شویش درباره نقش های عملکردی، توجه زیادی داشته و آن ها را با اصل دلخواه بودن فعالیت در اوقات فراغت ترکیب کرده است. به نظر او، اوقات فراغت ساختار کاملاً مستقل دارد و بخش مه م از زندگی انسانهاست که پویایی خاصی داشته و هیچ وابستگی کاری ندارد.
هربرت وبر، به عنوان صاحب نظر تعلیم و تربیت معتقد است که اوقات فراغت باید نیازهای درون یانسان را برآورده کند و او را از قید و بندها رها سازد. انسان در اوقات فراغت، از تعیین نوع ف عالیتش توسط دیگران آزاد است که این موجب تمایز آن از کار می شود. به نحوی که انسان به معنای واقعی کلمه، آن گونه که مایل است رفتار می کند.
ولفگانگ نارشتت نیز مانند وبر معتقد است اوقات فراغت، زمان آزادی فرد است. از دید او، اوقات فراغت در اصل، زمان آزادی کامل شخص است تا بتواند تمامی خواسته های خود را بدون کوچکترین اجباری تحقق بخشد. او می گوید: اوقات فراغت، فضایی مستقل است، فضایی که در مقابل فضای کار قرار دارد.
نارشتت، اصطلاح اوقات فراغت را به اصطلاح آزادی ارتباط می دهد. او اوقات فراغت را هر گونه اجبا رو تاثیرگذاری به دور می داند. در تعریف او، اگرچه نکته های مثبت دیده می شود، اما به دلیل این که او واژه کار را با تاثیرگذاری بیگانگان عوض کرده است، تعریف منفی نیز وجود دارد.
اویاشوسکی در آلمان، بزرگترین نظریه پردازی است که تعریفی مثبت از اوقات فراغت دارد. او مایل است اوقات فراغت را از انحصار کار خارج کند و معتقد است تقسیم بندی زندگی انسان به دو بخش کار و فراغت تقسیم بندی مصنوعی است، زیرا در آن به زمینه هایی همچون خانواده، فرهنگ، مدرسه و ا رتباطات اجتماعی توجه نشده است. به اعتقاد او، اوقات فراغت تنها منحصر به افرادی که کار می کنند، نیست بلکه برای همه اقشار جامعه ضروری است. بنابرا ین او از سه زمان متفاوت صحبت می کند.
1- زمان در اختیار که می توان به طور شخصی و بدون اجبار از طرف دیگران، تصمیم گرفت و آن را تقسیم بندی کرد.
2- زمان مسئولیت ها و وظیفه ه ا
3- زمانی از قبل تعیین شده توسط دیگران و وابسته
وقت وابسته، زمانی است که شخص مجبور به انجام کاری در فضا و محدوده ای از قبل تعیین شده توسط دیگران است. اما وقت درگیر، زمانی است که شخص به فعالیت خاص می پردازد که از نظر خانوادگی، شغلی، اجتماعی و ... به آن ها وابسته است. اما زمان در اختیار، زمانی است که شخص به صورت کاملاً آزاد و به تشخیص خود آن را تقسیم می کند و به فعالیتی مطابق میل خود می پردازد.
زمان در اختیار، از یک سو موقعیتی را ایجاد می کند که شخص از همه نیازهای فیزیولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی، و ا جبارهای طبیعی رها می شود و از طرف دیگر، امکان انتخاب آزاد و تصمیم گیری شخصی را فراهم می کند. بنابراین به نظر اپاشوسکی، اوقات فراغت به طور کامل به دیدگاه و انگیزه های شخصی وابسته است. او در سال های بعد (1994) نظریه خود را تکمیل کرد و اظهار داشت ا وقات فراغت چارچوبی را تشکیل می دهد که نمی توان تنها تعدادی از فعالیت ها را در آن نام برد. به باور اول، نمی توان بسیاری از فعالیت ها را به صورت کاملاً واضح در قالب اوقات فراغت گنجاند. برای مثال سرگرم شدن یک مادر خانه دار با فرزندانش، برای مادر یک وظیفه است، اما برای پدری که شاغل است، تفریح یا گذراندن اوقات فراغت به حساب می آید. خواندن رمان برای یک شخص، سرگرم کننده و برای شخص دیگر مشقت بار است. در نتیجه اوقات فراغت جنبه ای کاملاً شخصی دارد.
نوربرت الیاس نیز تعریف مثبتی از اوقات فراغت ارائه داده است. به نظر او، در تعریف اوقات فراغت جنبه های مختلفی مانند کارهای ضروری و فعالیت های لذت بخش وجود دارد. این موارد گاهی چنان در هم تنیده می شوند که مرزبندی آن ها به آسانی امکان پذیر نیست.
الیاس اوقات فراغت را به صورت زیر طبقه بندی کرده است:
1. اوقات فراغتی که به صورت عادت درآمده است.
الف- برطرف کردن نیازهای طبیعی
ب- انجام امور روزانه و رسیدگی به خانواده
2. اوقات فراغت غریزی و اجتماعی
در این بخش فعالیت هایی انجام می شوند که نیازهای شخصیتی، اجتماعی و آموزشی را برطرف می کنند.
الف- کارهای خصوصی غیرشغلی که نفع آن ها به دیگران می رسد.
ب- کارهای خصوصی غیرشغلی که کم و بیش مشکل هستند و نفع آن ها کمتر به یکایک افراد می رسد.
ج- فعالیت هایی شبیه به فعالیت های «ب» اما آسانتر
د- فعالیت هایی شبیه به فعالیت های «ب» که بیشتر جنبه اجتماعی و هیجانی دارند.
هـ- فعالیت های مذهبی
و- فعالیت های اجتماعی و آموزشی که داوطلبانه انجام می شوند، از نظر اجتماعی کمتر کنترل شده اند و شدت آن ها متفاوت است.
3. اوقات فراغت به عنوان تفریح و سرگرمی
الف- فعالیت هایی که بیشتر جنبه سرگرمی دارند.
ب- فعالیت هایی که در قالب بازی انجام می شوند.
ج- فعالیت های آزاد چندجانبه لذت بخش
به این ترتیب می بینیم که الیاس اوقات فراغت را به طور کلی، مثبت تعریف کرده زیرا توجه او بیشتر به انسان و آزادی عمل او در انتخاب نوع فعالیت است.
در مجموع می توان گفت تعریف های مثبت از اوقات فراغت بیش از تعرف های منفی با شرایط اجتماعی امروز همخوانی دارند. امروزه اوقات فراغت متضاد کار تولیدی نیست و به هیچ وجه صحیح نیست که کار و اوقات فراغت را با مقابل هم قرار دهیم. شاید کوتاهترین تعریف اخلاقی که از زمان آزاد و فراغت می توان بیان کرد، این باشد: «محدوده زمانی را که انسان در آن می تواند بگوید، من اینجا انسانم، اینجا اجازه دارم انسان باشم».


