به خاطر دریافت اسکار خوشحال باشیم یا نه؟
این روزها بحث و سخن درباره دریافت جایزه جهانی اسکار توسط فیلم فروشنده اصغر فرهادی، بسیار است. خصوصا در شبکه های مجازی، متون مختلفی مبنی بر تقدیر و تمجید و یا انتقاد از دریافت این جایزه مطرح است که نشان دهنده نگاه های متفاوتی است که نسبت به این موضوع وجود دارد.
فرآوری:فاطمه ناظم زاده-بخش اجتماعی تبیان
واقعیت این است که کارگردان ایرانی، اصغر فرهادی موفق شده تا جایزه سینمایی آكادمی "اسكار" را برای دومین بار دریافت كند. به نظر می رسد که زیاد مهم نباشد که با نحوه نگرش و دیدگاههای این كارگردان موافق یا مخالف باشیم، اصل این اتفاق یك موفقیت برای ایران است و برگ برنده ای در فضای بین المللی كه آكنده از تبلیغات منفی بر علیه ایران بوده و هست و چنین اتفاقی می تواند موج ایران هراسی و اسلام هراسی را قدری كندتر سازد.
اقدام کارگردان فروشنده علیه سیاست های تبعیض آمیز
کارگردان مطرح و شناخته شده ما، برنده جایزه اسكار شده و برای بیان اعتراضش به سیاست های تبعیض آمیز و ظالمانه ترامپ، شخصا به آمریكا نرفته و ترانه علی دوستی هنرپیشه نقش زن فیلم هم، چندی قبل یک پست اینستاگرامی مبنی بر تحریم اسکار گذاشته که محتوای بسیار جالب و غرور انگیزی برای هر ایرانی به دنبال داشته و در ادامه نکته قابل توجه، انتخابی است که آقای فرهادی در رابطه با نمایندگانش در مراسم اسکار داشته است. حضور دو ایرانی مطرح و موفق، با شهرت كار و تجربه در حوزه فضانوردی را به جای خود فرستاده و قرائت پیامش را به یك زن ایرانی داده است. پیامی با متنی هوشمندانه که ادبیات مخاطب غربی را مدنظر داشته و حتى انتخاب پوشش و لباس نماینده اوهم به گونه ایست که پیامی به دنبال دارد؛ "وقتی از دور دست ها نگاه کنیم، هیچ مرزی میان انسانها وجود ندارد."
حال سوال اینجاست که چرا باید با چنین رویدادی مخالفت كرد یا از آن ناخشنود بود و چهره در هم كشید؟
مساله ای که در اینجا باید به آن اشاره کنیم این است كه به نظر می رسد وقتی قرار است در فضای بین المللی قرار بگیریم و با مخاطب جهانی سخن بگوییم ماجرا کمی متفاوت می شود.
در اینجا نباید به یك هنرمند فیلمساز یا چهره برجسته موسیقی یا نقاش و بازیگر و...به همان شکل نگاه کنیم كه به شخصیت های سیاسی نگاه می کنیم ، چرا که با دو صنف متفاوت و با مقتضیات متفاوت مواجه هستیم.
مشكل به نظرم این جاست كه اولا ما در جبهه انقلاب و فضای متدینین، سطح توقعات و انتظاراتمان از قشرهای مختلف و صنوف گوناگون متناسب با شرایط آنان و اقتضائات كارشان نیست و ثانیا درك دقیقی از فهم عمومی مخاطب بین المللی از برخی واژه ها و مفاهیم نداریم و از همین رو گاهی در برابر مفاهیم و واژه های خاصی مثل تساهل، مدارا، اسلام رحمانی، آشتی، محبت و همزیستی، حقوق بانوان، لیبرالیسم، سكولاریسم، دموكراسی و... ناخواسته بازی می خوریم. (1)
آنچه مهم است اینکه سعی کنیم تا قدری وسیع تر به برخی از مفاهیم بنگریم. ممکن است در موقعیتی قرار گیریم که سخن از دموکراسی در میان باشد و در ذهن دیگرانی که جز ما هستند، معنایی ارزشمند از واژه دموکراسی شکل گرفته باشد، در چنین فضایی اگر من با این واژه اعلام مخالفت کنم، تعبیری که از من به ذهن خواهد آمد چیزی شبیه به یک دیکتاتور مستبد باشد.
طبیعتا ممكن است منظور و مقصود من با تصوری كه از دموكراسی غربی در نظر دارم در واقع مخالفت با توطئه های آمریكا و نقشه های شیطانی استكبار در لفافه و پوشش دموكراسی باشد، اما مخاطب من چنین چیزی را درك نخواهد كرد.(2)
فراموش نکنیم که مردمی که در کل این کره خاکی زندگی می کنند، قرار نیست از تمامی ارزش ها و مفاهیم مورد احترام در جامعه ما آگاه باشند و این وظیفه ما نیست که همگان را به همان سمتی که خود هستیم، حرکت دهیم. مهم این است که وقتی موقعیتی برای ابراز وجود در عرصه ای هنری به عنوان مثال، پیش می آید، بتوانیم با روشی صحیح و شایسته، ارزش ایران و ایرانی بودن را به گوش جهانیان برسانیم و به طریقی زیبا و هوشمندانه، پیام فرهنگی ملت ایران را در دنیا مطرح کنیم.
پی نوشت 1و2:"چرا از اسکار فرهادی خوشحال نباشم؟"،تابناک،1395