در میانه خون و آتش و دلهره کشور همسایه ، پیش کشیدن ماجرای پیوستن برخی بازیگران ایران به شبکه جم چه لطفی می تواند داشته باشد؟

شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
کودتا ، جم و تلویزیون ما

کودتا ، جم و تلویزیون ما 

در میانه خون و آتش و دلهره کشور همسایه ، پیش کشیدن ماجرای پیوستن برخی بازیگران ایرانی به شبکه جم چه لطفی می تواند داشته باشد؟  

منیژه خسروی -بخش سینما و تلویزیون تبیان
سریال

درباره این اتفاق بارها نوشته ایم و نوشته شده؛ این که برخی به امید شرایط بهتر جلای وطن می کنند. این که تلویزیون به خاطر مشکلات مالی روزهای بدی را تجربه می کند و سریال ها معدود هستند و تله فیلم دیگر تولید نمی شود؛ این که شبکه جم برای عرض اندام نیاز به چهره های نسبتا آشنا دارد ، این که بازیگران رفته به جم از چهره های درجه دو سینما و تلویزیون ما هستند ، این که وزن کارنامه شان چندان بالا نیست و ...  
بارها به طور مستقیم و گاه کنایی ،بازیگران رفته از ایران مورد نقد واقع شده اند، حتی بهروز افخمی در کلام پایانی برنامه هفت روز جمعه25 تیر به کودتای ترکیه اشاره کرد و پای بازیگران را وسط کشید. کنایه زد که بازیگرانی به امید امنیت شغلی به ترکیه رفتند اما حالا کودتا شده و امنیت جانی ندارند . بعد هم ابراز امیدواری کرد که صدمه نبینند و ... 
غرض این نوشتار قضاوت درستی یا نادرستی رفتار بازیگران  پیوسته به جم نیست بلکه اشاره اش به مدیران صدا و سیما است که تکلیف شان با فیلم و سریال این دسته از بازیگران هنوز روشن نشده. در تلویزیون فیلم و سریال های زیادی هستند که به خاطر منشوری شدن بازیگرشان اجازه پخش ندارند. مثلا وقتی مینا لاکانی کشف حجاب کرد «آخرین گناه »،«تاوان» و «ترانه مادری» به شکل اتوماتیک وار رفت قاطی سریال های ممنوعه. ماجرای زهرا امیر ابراهیمی به قیمت بایگانی شدن سریال محبوب «نرگس» تمام شد. 
حالا هم بازیگران دیگری با مهاجرت به ترکیه و فعالیت در شبکه جم کار را برای صدا و سیما سخت تر می کنند. رامسین کبریتی در فصل اول و دوم سریال «ستایش» نقشی محوری بر عهده داشت که اخیرا  به شبکه جم پیوسته. پردیس افکاری برای تلویزیون سریال های «پنج کیلومتر تا بهشت » ، «حلقه سبز» ، «در مسیر زاینده‌رود» را بازی  کرده ، مانی کسرائیان در «داستان یک شهر» و بهارک صالحی در « بی صدا فریاد کن» حضور داشته است.

تکلیف آثاری که پیش از این در ایران بازی کرده بودند چه می شود؟ آیا تلویزیون باید به صرف ملاک قرار دادن شرایط کنونی آن ها بی خیال خیل سرمایه اش بشود؟ آیا تلویزیون در روزهایی که برای پر کردن آنتن نیاز به سریال های قدیمی اش دارد ، باید هر بار سریالی را از دست رفته ببیند؟

چکامه چمن ماه زمانی به جم رفت که «آسمان من» با بازی او در حال پخش از شبکه سه بود. نقشی محوری در داستان داشت اما در نهایت کارگردان برغم میل باطنی مجبور به حذف این شخصیت شد تا سریال مثله شده روی آنتن برود. پس ملاحظه کردید بر خلاف کارنامه و جایگاه این دسته از بازیگران ، وزن سریال هایی که با حضور آن ها تولید شده بالا است.
این دسته از بازیگران ،در فیلم های سینمایی هم بازی کرده اند که تا پیش از آن جزو آثار تائید شده برای پخش از تلویزیون بوده اند. حالا از ایران رفته اند و در شبکه ای مشغول به فعالیت هستند که مسیر و رویکردش در تضاد کامل به «فرهنگ» و «قانون» ماست. پس تکلیف آثاری که پیش از این در ایران بازی کرده بودند چه می شود؟ آیا تلویزیون باید به صرف ملاک قرار دادن شرایط کنونی آن ها بی خیال خیل سرمایه اش بشود؟ آیا تلویزیون در روزهایی که برای پر کردن آنتن نیاز به سریال های قدیمی اش دارد ، باید هر بار سریالی را از دست رفته ببیند؟ 
در میان کارگردان های رفته از ایران، مهدی مظلومی بیشترین سریال ها را دارد: «بدون شرح» ،«تهران پلاک یک»، «لطفا دور نزنیم» ،«روزگار خوش حبیب آقا»، «کمربندها را ببندید» ، «زندگی به شرط خنده» ،«باغ شیشه ای» و ... .  مسئولان تلویزیون درباره او تصمیم گرفتند ابتکار عمل را بدست بگیرند. برای همین درست در روزهایی که مهاجرت این کارگردان با غوغای رسانه همراه بود، آیتم هایی کوتاه از سریال های طنزش روی شبکه نسیم رفت. 

سریال

چرا تلویزیون درباره بقیه چنین تصمیمی نمی گیرد؟ وقتی کارگردانی چون احمدرضا گرشاسبی هم به جم رفته چه تضمینی است که دیگران نروند؟! خوب است بدانید گرشاسبی از جمله کارگردانان متعهد سینمای ایران در دهه ۶۰ است. «شرایط عینی»، نخستین فیلم گرشاسبی که نویسندگی و کارگردانی آن را خودش برعهده داشت، اولین محصول سینمای ایران بود که با نقد رفتارهای گروهک منافقین ساخته شد. «اُ. منفی»، «بانی چاو»، «دره هزار فانوس» و «دریا برای تو» دیگر آثاری بودند که گرشاسبی تا اواسط دهه ۷۰ ساخت و از این زمان تا یک دهه و نیم بعد فیلم دیگری نساخت. آخرین ساخته سینمایی گرشاسبی «اینجا شهر دیگریست» نام داشت که با مضمون اتفاقات مقارن ضربت خوردن علی(ع) سال ۹۰ با حمایت فارابی ساخته شد. 
خب نظر شما چیست؟ هنوز آن قدر بالغ نشده ایم که بتوانیم میان یک نقش و بازیگرش تفکیک قائل شویم؟ آیا نمی دانیم بازیگر یک نقش (چه مثبت و چه منفی) را «فقط» بازی می کند و الزاما ربطی به دیدگاهش ندارد؟  «آخرین گناه»،«تاوان» ، «ترانه مادری»، «نرگس» ،«ستایش» ، «حلقه سبز» ، «در مسیر زاینده‌رود»، «داستان یک شهر» ،« بی صدا فریاد کن» و ... مگر با بودجه بیت المال ساخته نشده اند؟ به چه دلیل باید پشت در بمانند؟ با دست خود اجازه پیشروی به جم ندهیم. نظر شما چیست؟


پربازدیدها

پربحث‌ها