استاد پیشکسوت ایران، پرویز کلانتری شب گذشته در سن 85سالگی دارفانی را ودا گفت و جامعه هنری را در غم فرو برد. به همین بهانه این مقاله را به ایشان اختصاص خواهیم داد.

شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
نقاش کویرها درگذشت
نقاش کویرها درگذشت استاد پیشکسوت ایران، پرویز کلانتری شب گذشته در سن 85سالگی دارفانی را وداع گفت و جامعه هنری را در غم فرو برد. سمیه رمضان ماهی- بخش هنری تبیان استاد پرویز کلانتری را به نقاشی های کاهگلی اش از دشتهای فراخ ایران می شناسند، اما او تنها نقاش نبود؛ هنرمندی بود که در عرصه تصویرسازی پبش از 40 سال فعالیت کرد و قریب به 26کتاب را برای کودکان تصویرسازی نمود که بخشی از خاطرات جمعی جوانان امروز این سرزمین را از دوران بچگی تشکیل می دهد: "کدو قلقله زن"، "جمجمک برگ خزون"، "گل اومد بهار اومد" و "رنگین کمان" برخی از مشهورترین این کتب هستند. حیطه فعالیت استاد به همین جا نیز ختم نمی شود. وی دستی در نوشتن داشت و کتب ادبی هنری ماندگاری چون "ولی اوفتاد مشکل ها"، "چهار روایت" ، "نیچه نه، فقط بگو مشد اسماعیل" را در دوران پربار زندگی خود روانه بازار نشر کرد. همچنین وی مقالات بسیاری درباره هنرمندان مطرح ایرانی و سبک و سیاق کارهایشان نگارش کرد و تلاش نمود در سفرهای خود به خارج از کشور هنر ایرانی را به طرزی شایسته معرفی کند. استاد کلانتری، اصالتا زنجانی بود و در فروردین 1310 در همین شهر متولد شد. از همان دوران کودکی عشق و علاقه و استعداد خود را به هنر نشان داد و سرانجام برای ادامه تحصیل به صورت آکادمیک، در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ثبت نام کرد و در سال 1388 در رشته هنرهای تجسمی فارغ التحصیل شد. پس از فراغت از تحصیل به کنکاش و جستجو در هنر نقاشی و یافتن سبک شخصی پرداخت. مدتی به جنبش سقاخانه پیوست و سرانجام در سال 1353، با نقاشی هایی بر بستر کاهگل توانست بیان شخصی و منحصر به فرد خود را بیابد. تکنیکی که به مرور زمان همچون شناسنامه او درآمد و وی تا واپسین سالهای عمر خود همچنان از آن برای بیان ذهنیاتش استفاده می کرد. کلانتری در زمینه تدریس نیز فردی فعال بود؛ تدریس در دانشکده هنرهای زیبای تهران و کالج هنری کودکان در کالیفرنیا بخشی از افتخارات او به عنوان معلمی متعهد است. مدتی نیز مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران بود. نمایشگاه های متعدد وی در ایران و اقصی نقاط دنیا نشانگر فعالیت های پایان ناپذیر او و روح سرشار از عشقش به نقاشی و هنر است. کلانتری در عرصه بین المللی نیز افتخارافرین بود؛ از جمله یکی از آثار او در فهرست تمبرهای ویژه سازمان ملل به چاپ رسید و همچنین تابلوی مشهور "شهر ایرانی" وی هم اکنون در مقر سازمان ملل در نایروبی قرار دارد. تحلیلی بر نقاشی های کاهگلی آثار نقاشی استاد بر بستری از کاهگل به خوبی نمایانگر تأثیرات بومی بر ذهن نقاشی از سرزمین ایران است. بوم های فراخ با افقی گسترده که دورنمایی از ابنیه کاهگی را در فضایی بیابانی در خود جای داده اند و گه گاه کاشی های فیروزه ای گنبد مسجدی در آن میان، فضای منوتون(monotone) و تک رنگ شهر را جلوه ای دیگر می بخشد. نکته حائز اهمیت در نقاشی های کلانتری آن است که این شهرها، گویای اجتماعی پوسیده، مهجور و دورافتاده نیست، بلکه تصویری است از یک شهر آرمانی، سرزمین موعودی آکنده از آرامش، تعادل و زیبایی که مبین جهانی متعالی و معنوی است. فضایی کویری در برهوت که با آن فرمهای قوسدار و نرم که در لابه لای کاهگل های گم می شوند، گاهی به مرز انتزاع نزدیک شده و فضایی متافیزیکی را شکل می دهد. فضایی که گویی نقاش همواره در آن به دنبال ادای دِین و گرامی داشت خود به سرزمین مادری است. سرزمینی که حضور دو کویر عظیم آن را با خاک و دشت برای همیشه عجین کرده است. همین نگاه و پیشینه تفکری در آثار کلانتری، نقاشی های او را از آثاری که تنها به دنبال تصویر ابنیه روستایی و کویری صرف باشند جدا می کند و قدر و منزلتی خاص می بخشد. تصاویر کلانتری مکاشفه ای ژرف تر و در ورای معماری بومی ایرانی است. حقیقت مکان ها در آثار او از امری کلی و ناشناخته پیروی می کند و به همین جهت نمی توان در آن ها به دنبال مصادیق واقعی معماری مکانی خاص در ایران گشت. تأثیرپذیری استاد کلانتری از هنر بومی تنها به استفاده از متریال کاه گل ختم نمی شود؛ هرچند همانطور که گفته شد در این بوم های فراخ و در فضاهای بی پایان آن دورنماهای شهری قابل روئت است، اما به پاس هنر ایرانی و پیروی از سنت نگارگری، از پرسپکتیو و عمق نمایی علمی دوری می شود. سطوحِ قالباً تخت، با هنرمندی در کنار هم قرار می گیرند و فضایی ماورایی را شکل می دهند. علاوه بر تمامی این ها آثار کلانتری از جنبه رنگی نیز، بیانی عرفانی دارد. او از رنگ دوری می کند و در آثارش یا رنگ وجود ندارد و یا اگر هست، صرفا رنگ خود ماده است. و بالاخره نقاشی های کلانتری بیش از هر چیز نشانگر روح لطیف و مهربان مردی است که سرشار از عشق به زندگی، به خاک، به بدویت بکر و بی آلایش، به سرزمین مادری و آکنده از ستایش سادگی است. روحش شاد و در آرماش ابدی باد

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها