موسیقی ایران در عصر هخامنشی تا ساسانی
هنر موسیقی در نزد ایرانیان خوش ذوق، از دوران بسیار کهن دارای منزلت بود و ایشان در گسترش و بالندگی این هنر کوشش های فراوان داشته اند. در این نوشتار به سیر این تحولات از دوران شروع امپراتوری ایرانی یعنی هخامنشی تا عهد ساسانی خواهیم پرداخت.
سمیه رمضان ماهی-بخش هنری تبیان
هنر موسیقی نزد ایرانیان با ظهور زرتشت و رسم آواز خوانی گات ها به سمت سرودخوانی مذهبی پیش رفت، اما از سویی با ظهور اولین امپراتوری یکپارچه هخامنشی و جنگ های پی در پی ، نوع دیگری از موسیقی که همان موسیقی رزمی است نیز ظهور کرد. در دوران هخامنشی هنر موسیقی در نزد ایرانیان گسترش یافت و مانند الباقی هنرها اوجی تازه گرفت. استفاده از موسیقی مذهبی راه خود را در تداوم با عصر مادها پیمود و در کنار آن موسیقی رزمی و بزمی، به عنوان دو شاخه دیگر از موسیقی نیز بالنده شد. موسیقی رزمی به دلیل گسترش تمدن هخامنشی و جنگ های پی در پی در دوران اولیه، از اهمیتی دوچندان برخوردار گشت، بطوریکه "هردوت"، مورخ یونانی در کتاب تاریخ خود، به موسیقی پرابهت رزمی در عهد کوروش اشاره می کند و می گوید سپاهیان با صدای شیپور ، حاضر باش و رهسپار میدان نبرد می شدند. از سوی دیگر، "گزنفون" مورخ دیگر یونانی نیز، به آوازهای رزمی که در هنگام نبرد توسط ایرانیان خوانده می شد و قوای سپاه را تقویت می کرد اشاره کرده و می گوید کوروش در هنگام حمله به آشور ، شروع به خواندن سرودی کرد و سپاهیان نیز به پیروی از وی و به صورت گروهی، شروع به خواندن سرود کردند. علاوه بر طبل و چنگ، از دوره هخامنشی، سازهایی چون کرنای فلزی و طویل بدست آمده که اکنون در موزه تخت جمشید نگهداری می شود.
موسیقی عهد پارتی
هنر موسیقی در عهد اشکانی نیز از رونق روزافزونی برخوردار بود. از جمله آثار بدست آمده از عهد پارتی که نشان دهنده استفاده از موسیقی در دورن اشکانی است می توان به پیاله شاخی یا "ساتگین" اشاره کرد که از منطقه "بسا" بدست آمده است. لازم به ذکر است که بسا منطقه ای وسیع است که امروزه درگز، بجنورد و قوچان همچنان از آن باقی مانده است. این پیاله به سده دوم میلادی تعلق دارد و درآن نقش دو ساز "دونای" و "چنگ" دیده می شود. تحول قابل توجه دیگر در عهد اشکانی، رواج شعرهای ترانه ای در این دوران است. در پژوهش های زبانشناسی نوعی از شعر مورد شناسانی قرار گرفته که به آن "فهلویات" گفته می شود و در واقع ارائه گونه ای شعر در دوره قبل از اسلام است. فهلویات در اصل همان "پَهِله" یا "پَلهَو" و یا "پَرتَو" است که در بن، ریشه ای کانلا پارتی دارد و به همین جهت متعلق به دوران اشکانی است. فهلویات، اشعاری است که به صورت آواز خوانده می شده و با گذشت زمان، اجراهای آهنگین نیز از آن ها بوجود آمده که به آن "ترانه" می گفتند. عنوان ترانه، از همین زمان به بعد ایجاد شد و تا دوران پس از اسلام باقی ماند بطوری که حکمای مسلمان لفظ ترانه را در رسالات موسیقی خود و در زمره تصانیف ذکر کرده اند. از دیگر شواهد رشد موسیقی در عهد اشکانی، واژه "گوسان" در منظومه ویس و رامین است که در اصل ، کلمه ای است با ریشه پارتی که به فرد یا افرادی اشاره می کند که نقشی شبیه به "خنیاگران" در دوران بعد و یا "بخشی" ها در خراسان عهد حاضر، به عهده داشته اند.
موسیقی دوران ساسانی
شاید شناخته ترین هنرمندان و نامداران موسیقی در عهد پیش از اسلام، متعلق به دربار ساسانی است. در عهد خسرو پرویز، دو تن ازاین هنرمندان شهره روزگار بودند و در اکثر کتب تاریخی نیز به نام آنها اشاره شده است: باربد و نکیسا. با توجه به اسناد تاریخی برجای مانده، گویا باربد توانست برای اولین بار موسیقی را در قالبی مدون درآورد به طوری که استادان فن در آن عهد، وی را قانون مطلق موسیقی می دانستند. وی دستانی پرتوان و چیره دست در نواختن موسیقی داشت و بسیار خوش ذوق بود. موسیقی منسوب به باربد مرکب از هفت خسروانی، سی لحن و سیصد و شصت دستان بود که با ایام هفته، تعدا روزهای ماه و روزهای سال تناسب داشت و هر روز یکی از این دستانها در دربار نواخته می شد. اما موسیقی درباری، تنها موسیقی این دوران نیست و موسیقی مردمی با جریانی عمیق و حقیقی در دیگر مناطق وسیع امپراتوری ساسانی رواج داشت. یکی از شواهد این مدعا، متن پهلوی است که به "خسرو کوادان" مشهود است و حاوی مناظره ای میان خسرو و جوانی به نان "ریزک" یا "ریدک" است. در این مناظره به نام آهنگ های رایج در آن عهد اشاره شده که هریک یادآور نام منطقه خاصی است مانند اسپهاک نهاوندانیک، و نیشاپورک. تمامی این موارد نشان می دهد موسیقی در دوران پیش از اسلام کاملا وجود داشته و در ضمن در زمینه های رزمی، بزمی، و مذهبی پیشرفت های چشمگیری نیز داشته است.