التزام به اسلام اثبات شدنی است؟
وقتی به یک روحانی اعلام می شود که به استناد بند یک ماده ۲۸ صلاحیت کاندیداتوری مجلس را ندارد و این درحالی است که آن فرد روحانی سال ها به عنوان امام جماعت گروهی از مردم نماز خوانده و مردم به او اقتدا کرده اند.
فراوری : ازاده مرنی - بخش سیاست تبیان
این روزها دلیل ردصلاحیت برخی افراد در انتخاب ، بالاخص برخی ائمه جماعت سوالات فراوانی را اذهان عمومی ایجاد کرده است. وقتی اعلام می شود یک نامزد به استناد ماده ۲۸ ردصلاحیت شده، یعنی اعتقاد شخصی و التزام عملی آن نامزد به اسلام دچار مشکل است؛ درحالی که اعتقاد و ایمان امری قلبی و غیرقابل تشخیص می باشد. وقتی به یک روحانی اعلام می شود که به استناد بند یک ماده ۲۸ صلاحیت کاندیداتوری مجلس را ندارد و این درحالی است که آن فرد روحانی سال ها به عنوان امام جماعت گروهی از مردم نماز خوانده و مردم به او اقتدا کرده اند شبهات در ذهن افراد جامعه پیش می آید که اصلا خوشایند نیست و گاها خوراک خبری شبکه های معاند می شود و با هجمه ی عظیمی از شبیخون ها روبرو می شویم بنابراین و به نظر می رسد باید این قبیل مشکلات باید سریع تر حل شود. البته سوال اینجاست که چگونه باید این اعتقاد به اسلام را به اثبات رساند؟ از طرفی آیا می توان ظرف ۲۰ روز هشت هزار صفحه کتاب داستان خواند که بتوان هزاران برگ سند و مدرک مربوط این ۸۰۰۰ هزار نامزد ردصلاحیت شده را مطالعه و بررسی کرد؟! در این راستا به جهت رفع پاره ای از این سوالات به شرح اجمالی اجتهاد می پردازیم. آقای بهمن کشاورز - حقوقدان و رئیس اتحادیه سراسری کانون وکلای دادگستری کشور- درباره این مسئله گفت: موضوع احراز صلاحیت علمی یا اجتهاد جهت ورود به مجلس خبرگان رهبری مسأله ای است که جدا از سایر شرایط داوطلبان ورود به این مجلس می تواند مورد بررسی قرار گیرد. اجتهاد عبارت است از ملاک هایی که در افرادی وجود دارد و به آنها امکان و اجازه می دهد احکام جزئی را از منابع شرعی استخراج کنند. به عبارت ساده تر اگر کسی بتواند درباره موضوعات مختلف سیاسی، مالی، اجتماعی و امثال آن با مراجعه به کتاب، سنت، اجماع و عقل اظهارنظر کند و هر حکم شرع را درباره این موضوعات بیان نماید، این فرد مجتهد است. برای احراز مجتهد بودن یک فرد کافی است دو مجتهد بر این امر شهادت دهند. البته اگر فردی نزد مجتهدی آموزش ببیند و در نهایت امر استاد اعلام کند که او نیازی به ادامه آموزش ندارد، اجتهاد این فرد محرز می شود. گفته شده است اگر کسی بتواند کتاب مشهور «جواهر» را بخواند و فهم کند و استنباط خود را بیان کند، این فرد را باید مجتهد دانست. بنابراین به نظر می رسد در امر اجتهاد ناچار باید به شهادت مستقیم و روشن افراد مجتهد درباره یک فرد اتکا کرد. همچنین در بسیاری از موارد شنیده شده مجتهدانی داشته ایم که نظر خود را درباره اجتهاد فرد یا افراد به طور تلویحی و غیرمستقیم بیان کرده اند. مثلاً خطاب به شاگردان خود گفته اند «درس تمام شد» یا گفته اند «فلان کس محقق و دانشمند است و به آرا و نظریات او می توان استناد کرد.» به نظر می رسد اجتهاد را از طریق آزمون و امتحان مشکل هم بتوان احراز کرد. اگر چنین اقدامی ممکن باشد، سایر طرق احراز اجتهاد نسبت به این روش اولی است زیرا طی قرون متمادی این روش ها به کار گرفته شده و معتبر بوده است. حاصل اینکه وجود شیاع بین علما و مجتهدان درباره اجتهاد فرد یا افرادی، وقتی این نظر علناً ابراز شود، برای احراز اجتهاد کافی به نظر می رسد. آنچه که در این میان حائز اهمیت است پاسخ گویی مسئولین زیربط به این قبیل سوالات بی پاسخِ اذهان عمومی است تا شبهات پراکنده در فضای جامعه به سرعت از بین برده شود زیرا در غیر این صورت با مشکلات عمیقی مواجه خواهیم شد که گاها جبران ناپذیر هستند.
منبع : ایسنا / عصر ایران