محمد رضایی (مدیر حلقه طنز نصف جهان) از طنز و طنزپرداز می گوید:

سه‌شنبه ۲ تیر ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰
طنز، یک مسئله ی جدی است
طنز، یک مسئله ی جدی است محمد رضایی (مدیر حلقه طنز نصف جهان) از طنز و طنزپرداز می گوید: فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان طنز یک مسئله جدی بوده که نیازمند بررسی‌های علمی است و این دقیقاً همان چیزی است که در بعضی رسانه‌های طنز اصلاً دیده نمی‌شود؛ بسیاری از مردم به اشتباه هر چیز خنده‌داری را طنز می‌دانند درحالی‌که اساس طنز خنده‌آور نیست؛ به‌عنوان نمونه محققان عرصه طنز و ادبیات جهان "قلعه حیوانات" جورج اورول را یک اثر طنز می‌نامند؛ با این ‌همه اما تصور نمی‌کنم کسی از خواندن این اثر خندیده باشد یا در ایران اگرچه اهل ‌فن حافظ را یک طنزپرداز می‌دانند اما هیچ‌کس با خواندن اشعار او نخندیده است. مقوله‌هایی مانند طنز، فکاهه، هزل، هجو و جوک باید از یکدیگر تمییز داده شود؛ به‌عنوان نمونه جوک که برخی ریشه لغوی آن را برگرفته از واژه جوهی می‌دانند یک‌ گونه ادبی عامه است. جوهی شخصیتی همانند بهلول یا ملانصرالدین داشته و سخنان او را نیز جوک، جوکی و یا جوهی می‌نامیده‌اند. اگرچه جوک را به دو دسته مبتذل و غیرمبتذل تقسیم می‌کنند اما به اعتقاد من جوک مبتذل نیز صحیح و ارزشمند است. بسیاری از ضرب‌المثل‌های گذشته مردم اکنون غیرقابل بازگو کردن و مستهجن محسوب می‌شود؛ به‌طوری‌که حتی مولانا و سعدی نیز از این‌ گونه الفاظ در آثار خود استفاده کرده‌اند اما منِ طنزپرداز بهتر می‌بینم برای برخورد علمی و اصولی با مسائل از ورود به چنین مقوله‌هایی پرهیز کنم؛ ادبیات عامه، خود دارای غنا و اصالت است و نباید در ادبیات معیار، علمی و ماندگار استفاده شود. طنز یک مسئله جدی بوده که نیازمند بررسی‌های علمی است و این دقیقاً همان چیزی است که در بعضی رسانه‌های طنز اصلاً دیده نمی‌شود؛ بسیاری از مردم به اشتباه هر چیز خنده‌داری را طنز می‌دانند درحالی‌که اساس طنز خنده‌آور نیست؛ طنز یک مسئله انتقادی است طنز یک مسئله انتقادی است و متولیان برگزارکننده برنامه‌ها نیز عمدتاً خواهان بازگو شدن مطالبی توسط طنزپرداز هستند که در محتوای خنده‌دار خود عاری از هرگونه انتقاد باشد؛ آن‌ها می‌خواهند سخنان طنزپرداز به کسی برنخورد و سوال اینجا است که آن‌ها آیا به دنبال یک مجیزگوی خنده‌دار می‌گردند؟! طنزپرداز قادر نمی‌تواند یک مجیزگو باشد. مخاطب خاص ما اصولاً مسئولی است که به دنبال یک جوهر می‌گردد همان کسی که حرف‌های خنده‌دار بزند و کارش را به همین شیوه تمام کند. طنزپرداز به کمک‌های بالادستی نیازی ندارد؛ چرا راه دور برویم؟ مثلاً همین رحیم رسولی و زرویی نصرآباد موفق‌ترین نمونه از میان طنزپردازان مستقل و غیردولتی هستند. بااین‌حال فردی همچون عبید زاکانی را نیز می‌توان نمونه قدیمی موفق در عرصه طنز فارسی دانست. طنزپرداز برای حرکت به‌سوی کار علمی و اصولی نیازمند محدودیت است. منبع: ایسنا

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها