هنر مینیمالیستی از جمله سبک های هنر پست مدرن است که به ارائه آثاری با ساختار ساده، قوی، مردانه، پراقتدار و صنعتی می پردازد. اما چه چیز این سبک را از هنر آبستره مدرنیستی متمایز می کند؟
تفسیر شی مینیمالیستی
هنر مینیمالیستی از جمله سبک های هنر پست مدرن است که به ارائه آثاری با ساختار ساده، قوی، مردانه، پراقتدار و صنعتی می پردازد. اما چه چیز این سبک را از هنر آبستره مدرنیستی متمایز می کند؟
شیء مینیمالیستی ، در قیاس با اثر هنری مدرن، وضعیت هستی شناسی کاملا متفاوتی دارد؛ از سویی یک شیء فیزیکی است و نه یک فیگور بصری یا هویت تجسمی ، و از سوی دیگر محصول روند آفرینش صنعتی و تا حدی برخوردار از دانش مهندسی است.
اما یک تفاوت مهم دیگر نیز به هنگام ارائه چنین اثری آشکار می شود که در واقع به برخورد شیء مینیمالیستی با محیط پیرامونی خود مربوط می گردد. شیء مینیمالیستی ، دارای ارتباطی ذاتی با پس زمینه خود بوده و در نوعی تعامل با محیط پدیدار می شود.
مفهوم این امر ، عدم استقلال وجودیِ شیء و وابستگی آن به محیط فیزیکی است. همین نکته بیانگر تفاوت ظریف یک شیء مدرنیستی و شیء پست مدرنیستی است: در تفسیر شیء مدرنیستی، فضای نمایش و محیط ارائه اثر، نقشی در ادراک اثر هنری ایفا نمی کند و یا دستکم از سوی منتقدین ، شیء مدرنیستی مستقل از فضای نمایشش ادراک می شود و تفسیری در مورد محیط ارائه اثر، دخالت داده نمی شود. اما در هنر پست مدرن، نقش محیط و فضا، جدی گرفته شد.
می توان اینگونه بیان داشت که در فلسفه پست مدرن، و با توجه با آراء بزرگانی چون "مرلوپونتی"، پدیدارشناسی شیء هنری بسیار مورد توجه قرار گرفت و اهمیت آن در ادراک مخاطب جدی انگاشته شد. بدین معنا که شیء و مکان، از حیث وجودی، یک دیالوگ مفهومی بین خود برقرار می سازند و این دیالوگ می باید در تعبیر و تفسیر اثر ، حتی از مرحله شروع ساخت اثر مورد توجه قرار گیرد.
آراء مرلوپونتی این فیلسوف شهیر فرانسوی، منبع الهامی برای بیانگذاران هنر مینیمالیستی شد و ایشان در ارائه آراء خود پیرامون ارتباط شی مینیمالیستی با مخاطب خود ، پدیدارشناسی و نظریات مرتبط با تاثیرات متقابل ذهن و بدن در ادراک انسانی را تشریح کردند.
مرلوپونتی شناخت و ادراک انسان را نشات گرفته از طبیعتِ زندگی او در این جهان می داند و بنابراین به جای توجه به پندارهای متافیزیکی و فلسفه های ماوراءالطبیعه، جستجو در شرایط طبیعی و محیطی زندگی بشر را برای کشف خویشتن او توصیه می کند. 1
وی تفکیکی ذهن و جسم را مردود شناخته و هر دو را همپای یکدیگر در شکل گیری خصلت های انسانی موثر می شناسد. به تعبیر او "نقاشی" حاصل بازتاب اثر در ساخت بصری انسان و در واقع محصول فرایندی چشمی و دیداری است.
در تفسیر شیء مدرنیستی، فضای نمایش و محیط ارائه اثر، نقشی در ادراک اثر هنری ایفا نمی کند و یا دستکم از سوی منتقدین ، شیء مدرنیستی مستقل از فضای نمایشش ادراک می شود و تفسیری در مورد محیط ارائه اثر، دخالت داده نمی شود. اما در هنر پست مدرن، نقش محیط و فضا، جدی گرفته شد.
پس نمی توان نقش جسم را در این میان نادیده گرفت. وی در کتاب معروفش "پدیدارشناسی ادراک" می افزاید: "بین انسان و محیط پیرامونی اش ، پیوسته برخوردی مستمر جریان دارد که حاصل این برخورد، "شناخت" است". 2
اگر اثر هنری را راهی به سوی شناخت بدانیم ، این شناخت از راه امور حسی چون دیدن ، شنیدن و.. به همراه امور حسی و بصورت توامان ادراک می شود.
رابرت موریس با همین دیدگاه ها ، به تفسیر هنر مینیمالیستی می پردازد. وی توضیح می دهد که تجربه مینیمالیستی، به جای معطوف شدن به ساختار و روابط درونی اثر، به روابط کارکردی آن با عوامل محیطی ، چون نور، فضا، حوزه دید و تاثیرات بصری در مقیاس کلی فضا می پردازد. بدین ترتیب شیء مینیمالیستی نه به طور مستقل و خودکفا، بلکه تحت تاثیر عوامل بیرونی همانند وضعیت نور و فضا و مکانیزم مشاهده ی آن توسط مخاطب درک می شود. 3
هنر مینیمالیستی را با چنین دیدگاهی باید دید و ادراک کرد والا هیچ چیز متافیزیکی در آن تبلور نیافته است. از مهمترین هنرمندان مینیمال آرت می توان به "کارل آندره"، "فرانک استلا"، "کنستانتین برانکوزی" و "دانالد جاد" اشاره کرد.
پی نوشت:
1- سمیع آذر، ص: 163
2- Merleau Ponty, p:42
3- Morris, p:42-4
سمیه رمضان ماهی
بخش هنری تبیان
منابع:
انقلاب مفهومی/ علیرضا سمیع آذر/ نشر نظر/1391
Merleau Ponty, Mauris,"The Phenomenology of Perception", London, 2002
Morris, Robert, "Notes on Sculpture" Artforum,vol4, no.6,1996
مطالب مرتبط:
اوا هس، هنرمندی متفاوت در مینیمالیسم
انقلاب مفهومی
کمینه گرایی، هنر مینیمال
هنر مینیمالیستی
هنر خرده نگاری


