خانم اوا هش از جمله هنرمندان مکتب مینیمالیست بود که هرچند در ابتدا ، خصوصیات ویژه کمینه گوییِ این سبک را در آثار متجلی ساخت، اما برخورد ویژه و زنانه اش ، سبب شکل گیری نوع خاصی از هنر شد که مینیمالیست زنانه نام گرفت. سبک ویژه وی ، راه را برای هنر فمن

یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
اوا هس و مینیمالیسم
اوا هس، هنرمندی متفاوت در مینیمالیسم خانم "اوا هس" از جمله هنرمندان مکتب مینیمالیست بود که هرچند در ابتدا ، خصوصیات ویژه "کمینه گوییِ" این سبک را در آثار متجلی ساخت، اما برخورد ویژه و زنانه اش ، سبب شکل گیری نوع خاصی از هنر شد که "مینیمالیست زنانه" نام گرفت. سبک ویژه وی ، راه را برای هنر "فمنیست" باز کرد. کارهای اولیه "اوا هس" ، چندان با آثار پیشگامان مینیمالیست متفاوت نبود. او ابتدا با استفاده از مواد صنعتی شبکه هایی هندسی مرکب از حجم های تکراری را به صورت "مجسمه-چیدمان" ارائه می کرد. معروف ترین اثر وی "پیوستن" 1 متعلق به سال 1967، یک مکعب کاملا صنعتی ، مشتمل بر شبکه های فلزی گالوانیزه با هزاران سوراخ و میخ فرو رفته در آن است. این شبکه ها بیش از هر چیزی به کیفیت متضاد بیرونی و درونی اشاره می کنند و بنابراین مکعبِ حاصله را واجد دو خصلت کاملا متفاوت داخلی و خارجی می سازند: دنیای بیرونی آنها ساده و یکنواخت،لیکن دنیای درونی خشن و آزاردهنده است تا بیننده از بیرون با یک شیء ساده صنعتی و از داخل با یک اثر تاثیرگذار و حتی شوک آور مواجه شود. هنر او واجد ابعادی شخصی است و به نوعی با تولید ناخوادآگاه فردی در مقام یک زن که البته با گرایش های صنعتی مینیمالیستی پیوند خوده است. هوشیاری و وقوف جنسیتی او، بعدها بیش از هر چیزی در استفاده متهورانه از مواد نرم و فرم های اندام وار نمودار شد و دقیقا از همین مسیر هوشمندی زنانه به هنری غیرجنسیتی نفوذ پیدا کرد. نخ، طناب، پشم شیشه ف پارچه و موکت، موادی بی شکل و در قیاس با فولاد، چوب و آلومینیوم در کار مینیمالیست ها، نرم و ناپایدار هستند. "اوا هس" با کاربست این مواد، سختی ، خشونت و اقتدار حجم های هندسی همتایان مَردَش را تعدیل کرده و راهی را که "مینیمالیسم زنانه" تعبیر شد، در پیش گرفت. هنر او واجد ابعادی شخصی است و نوعی با تولید ناخوادآگاه فردی در مقام یک زن که البته با گرایش های صنعتی مینیمالیستی پیوند خوده است. وی اشکالی را پدید آورد که گاه اندام بدن، همانند موها و سینه را تداعی می کردند تا بدین ترتیب فرم های ارگانیک را جایگزین حجم های هندسی کند. نکته مهم در کار وی ، نوعی شفافیت یا باز بودن مفهوم نمایش همزمان بیرون و درون حجم هایش است که مشابه آثار "سول لوویت" ، در نقطه مقابل مجسمه های برون گرای "آندره" و "موریس" قرار می گیرد. او هیچ گاه حجم بسته ای را که فقط از خارج قابل مشاهده باشد ، کار نکرد و بر عکس با تسمه ها و ریسمان های آویزان ، چیدمان هایی را خلق کر د که دارای فضای توأمان بیرونی و درونی بوده و حتی ورود بیننده را به داخل اثر امکان پذیر می ساخت. همه آنها فاقد ساختار هندسی بودند، لیکن به طور ذاتی بر تکرار یا "سریالیزم" تکیه داشتند و در عین حال به شکل غریبی ، اندام های حیاتی و شاید مجسمه هایی زنده را یادآور می شدند. پی نوشت : 1- accessionII (1967) سمیه رمضان ماهی بخش هنری تبیان منابع: جنبش هنر مینیمالیسم/ علیرضا سمیع آذر آخرین جنبش های هنری قرن بیستم/ لوسی اسمیت تاریخ هنر مدرن / ه.ه. آندرسون مطالب مرتبط کمینه گرایی ، هنر مینیمال هنر مینیمالیستی هنرمندی که هیچ هدف خاصی ندارد

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها