عیاری؛پشت خانه پدری

سازنده «شبح کژدم»،«آبادانی ها»،«روزگار قریب»، «هزاران چشم» و ... سه سال پیش سراغ «خانه پدری» رفت. فیلم اما در آستانه جشنواره فجر توقیف و در نهایت بعد از کش و قوس فراوان در جشنواره سی و دوم اکران شد.
عیاری کارگردانی دغدغه مند است و البته پایبند به ضوابط . در این سن و سال هر آن چه در سینما باید به دست آورده و نیازی به هیاهو ندارد. با این حال فیلم اخیرش دچار تعابیر فرامتنی بسیار شد و روند فیلمسازی اش را به حاشیه راند.
پیش از نمایش فیلم در برج میلاد با او گفت و گویی انجام دادیم و از متن و حاشیه فیلم پرسیدیم.
فیلم از زمان ساخت تا جشنواره سی و دوم فجر که برای اولین بار به اکران عمومی درآمده راه پر پیچ و خمی را طی کرد. برگردیم به سه سال پیش، روزهایی که تازه شروع به نوشتن طرح آن کردید. ایده این فیلم از کجا آمد؟
برای گفتوگو با شما به اجبار لحن تلخ و گلهمندم را پایین میآورم. تلخی که دلیل آن اتفاقاتی است که برای «خانه پدری» افتاده و همچنان ادامه دارد. فیلمنامه «خانه پدری» طی سالهای گذشته شش بار در ذهن من تغییر کرد. در نهایت شرایط ساخت فیلم مهیا شد و کار را کلید زدیم. بعد از اتمام کار سوءتفاهمی پیش آمد و فیلم سه سال توقیف شد. تا اینکه به پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و با مسئولیت او به جشنواره فجر امسال آمد. حالا در انتظار بازخوردهای 26 نمایش فیلم در جشنواره هستیم. امیدوارم بازخوردها به گونهای باشد که خانه پدری بعد از اتمام جشنواره رفع توقیف شود.
همه این سالها در جهت تلطیف فیلم به طور عامدانه زمان صرف کردید تا از این قصه به «خانه پدری» برسید؟
نه، در طول این سالها شرایط ساخت فیلم مهیا نبود. سال 64 بعد از ساخت فیلم «تنوره دیو» داشتم این قصه را میساختم اما با فوت اسماعیل پورمحمدی که همان سال بهترین بازیگر جشنواره فجر شد، منصرف شدم. حتی برای ساخت این فیلم تا جایی پیش رفته بودیم که در اهواز برای بخشی از داستان یک لونا پارک ساختیم که هنوز هم هست.
برای من شرمآور است که فیلمم را در مسیر خاصی پیش ببرم تا اینطور درگیر تعابیر فرامتنی شود. هیچوقت انگیزهای اینچنین نداشتم و نخواهم داشت. من از محتوازدگیهایی که به نوعی با احساسات تماشاگر نسبتا فرهیختهتر بازی میکند فراری هستم.
روایتهای ضد و نقیضی درباره توقیف خانه پدری وجود دارد. نگرانیها از بابت چیست؟
نگران تماشاگر هستند. فکر میکنند تلخی فیلم روی مخاطب تاثیر منفی میگذارد. تنها بازخوردهای فیلم میتواند تکلیف این نگرانیها را روشن کند. امیدوارم «خانه پدری» بعد از سه سال روند طبیعی خود را طی کند و پروانه نمایش بگیرد. این جشنواره کمک زیادی به در جریان افتادن سیر اکران این فیلم میکند.

شما همیشه بزرگترین منتقد کارهای خودتان بودهاید. همیشه بیپروا درباره فیلمهای قبلیتان صحبت میکنید. تا آنجا که خودتان به فیلم «بیدار شو آرزو» برچسب تلخی زدید. حتی بارها اعلام کردید که تمایلی به اکران آن ندارید. اما به شدت پشت «خانه پدری» ایستادید. اگر عنوان فیلم توقیفی به «خانه پدری» داده نمیشد باز هم تا این اندازه از فیلم دفاع میکردید؟ یا اینکه واقعا معتقدید «خانه پدری» فیلم تلخی نیست؟
به نظر من اصلا آن صحنه اول فیلم مهیب نیست. فقط ممکن است به بیننده شوک وارد کند. صحنههای شوکآور در بسیاری از فیلمهای تاریخ سینما وجود دارد. در بعضی از فیلمها صحنههای شوکآور ساختگی و غیرقابلتوجیه است. درواقع لزومی برای بودن چنین صحنهای در فیلم وجود ندارد. یک بار فیلم «دیگران» ساخته آلخاندرو آمنه بار را در سینما دیدم، سکانسهایی داشت که مردم دو متر از جای خود پریدند و بعد با صدای بلند شروع به خندیدن کردند. در حالی که بیشتر از خنده و ترس تاثیرگذاری مفهوم آن سکانس ملاک بود. این نقض غرض است. کارگردان «دیگران» با یک شوک بیدلیل از مخاطبان سوءاستفاده کرد، چون همین شوکها باعث فروش فیلمش شد. ولی شوکی که در فیلم «خانه پدری» رخ میدهد مطلقا در خدمت چنین مقصودی نیست. هدف این شوک منگنه کردن تماشاگر به فیلم برای درک بیشتر بخشهای بعدی فیلم است.
یعنی بخشهای بعدی فیلم فقط جنبه روایی دارد؟
در واقع بخشهای بعدی فیلم به غیر از فضاسازی چیز خاصی برای جذب ندارد. نه کنجکاویبرانگیز است، نه گرهای دارد. برای همین میگویم اپیزود اول بخش حیاتی فیلم است. خیلیها من را برای پشتکار و مقاومتم تشویق کردند اماراستش من زیاد آدم مقاومی نیستم. اما «خانه پدری» آنقدر برایم مهم است که حتی حاضرم هر چیزی که دارم را برای آن ببازم. اینکه من را به چشم یک قهرمان مقاوم و پایدار نگاه میکنند یک شوخی است. اپیزود اول «خانه پدری» در واقع کل هستی فیلم است. با حذف این بخش نه تنها کل فیلم نامفهوم میشد، بلکه انگیزه تماشاگر برای درک وقایع بسیار سادهای که بعد از بخش حدف شده نمایش داده میشد از بین میرفت.
فیلم «خانه پدری» غیر ازتلخی اپیزود ابتدایی فیلم دچار یکسری تعابیر فرامتنی شد. در واقع اتفاقاتی که باعث شد فیلم دچار سوءتفاهم شود نسبت دادن آن به اتفاقات روز جامعه بود. فیلمهای شما قصهگو هستند. در «خانه پدری» هم فضاسازی به شیوهای صورت گرفته که تاثیر آن در مخاطب در نفی خشونت علیه زنان از هزاران فیلم مستند بیشتر است. خودتان در پی چه تعابیری هستید؟ هدفتان از ساخت فیلم نقد فرهنگ منسوخ شدهای است که در میان خانوادههای ایرانی وجود داشت؟
برای من شرمآور است که فیلمم را در مسیر خاصی پیش ببرم تا اینطور درگیر تعابیر فرامتنی شود. هیچوقت انگیزهای اینچنین نداشتم و نخواهم داشت. من از محتوازدگیهایی که به نوعی با احساسات تماشاگر نسبتا فرهیختهتر بازی میکند فراری هستم. برای دریافت بازخوردهای مهم از تماشاگرانی که احساساتی رقیق دارند فیلمفارسی ساخته شد. این فیلمفارسی است که میتواند احساسات پیش پا افتاده تماشاگران را قلقلک دهد. احساسات تماشاگران نسبتا سختگیرتر را باید از مجرای دیگری تحریک کرد. مجرایی به نام درک و خرد. البته هر دو شیوه هدف یکسانی دارند. دو سوی شمشیر هستند و استفاده از این شمشیر که فقط به احساساتی کردن مخاطب فکر میکند برای من بیشرمی است. وقتی در فیلمیترفندهایی برای احساساتی کردن مخاطب میبینم به این نتیجه میرسم که فیلمساز با مخاطب صادق نیست. برای این فیلمساز مخاطب کاملکننده نیست بلکه یک وسیله است. بحران معنازدگی و محتوازدگی به سینمای ایران ختم نمیشود بلکه در تمام دنیا فیلمهایی اینچنین ساخته میشود. این تعابیر فرامتنی برای من بیارزش است. با این حال اگر فیلمی برگرفته از پیرامون جامعه روز خودش ساخته شود طبیعتا تعابیر متنوعی از آن میشود. برداشتهایی از فیلم میشود که از فیلمساز آنها را در فیلم خود نکاشته.
اپیزود اول «خانه پدری» در واقع کل هستی فیلم است. با حذف این بخش نه تنها کل فیلم نامفهوم میشد، بلکه انگیزه تماشاگر برای درک وقایع بسیار سادهای که بعد از بخش حدف شده نمایش داده میشد از بین میرفت.

البته ممکن است این مفاهیم از ناخودآگاه کارگردان به فیلم منتقل شده باشد.
مساله ناخودآگاه نیست. این تعابیر مختلف مسیر درستی است که یک فیلم طی میکند، هرچند هدف فیلمساز از ساخت اثر این تعابیر وجود نداشته باشد. فیلمساز مانند یک آینه شفاف مسائل جامعه را در فیلتر ذهن خود پالایش میکند و نهایتا آنها را بازتاب میدهد.
«خانه پدری» از کجا آمد؟ این فیلم چطور در ذهن شما پالایش شد؟
قبل از انقلاب اتفاق تلخی در اهواز افتاد و ذهن من را با خود درگیر کرد. سالها گذشت و آنقدر قصه را در ذهنم تغییر دادم تا با یک نگاه ملایمتر به قصه «خانه پدری» رسیدم.
دختری برای جرم کرده یا نکرده به زندان میرود. بعد از مدتی حکم آزادیاش داده میشود. اما از آنجا که میداند پدر، برادر، عمو و مردان خانوادهاش بیرون از زندان منتظر هستند تا او را به قتل برسانند از رئیس زندان خواهش میکند که آزادش نکنند. طبق مقررات آزاد میشود. خانوادهاش او را به قسمتهای جنوبی رودخانه کارون میبرند. جایی که فاضلاب کشتارگاه اهواز در رودخانه ریخته میشد، به دلیل خون و گوشتی که در این قسمت از رودخانه وجود داشت کوسهها همیشه اطرافش بودند. این مردها دستان دختر خود را میبندند، سر و پاهای او را در گونی میپیچند و آنها را از بالا و پایین به هم میدوزند و درون رودخانه میاندازند تا خوراک کوسهها شود. شاید زمانی بتوانم قصه این دختر را تبدیل به فیلم کنم. این را گفتم که زودتر از من کسی اقدام به ساختش نکند. (میخندد)
مصاحبه:احمد رنجبر/مهسا همتی
بخش سینما و تلویزیون تبیان


