فضا و مکان فیلمبرداری که عنوان لوکیشن بدان اطلاق می شود،در بسیاری از موارد خود به مانند یک شخصیت عمل کرده و تاثیری عمیق بر روند شکل گیری داستان می گذارد.

دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
موقعیت ، شخصیتی مستقل
موقعیت ، شخصیتی مستقل فضا و مکان فیلمبرداری که عنوان لوکیشن بدان اطلاق می شود،در بسیاری از موارد خود به مانند یک شخصیت عمل کرده و تاثیری عمیق بر روند شکل گیری داستان می گذارد. این اتفاق در بسیاری از فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی ساخته شده در سراسر جهان رخ داده که سینما و تلویزیون کشورمان نیز از آن بی نصیب نمانده و در برخی از شاخص ترین این آثار می توان ردپایی از این امر را به وضوح مشاهده کرد. برای نمونه می توان به فیلم های سینمایی «خانه خلوت» ساخته مهدی صباغزاده،«ترن» به کارگردانی زنده یاد امیر قویدل،«طلسم» ساخته داریوش فرهنگ در کنار مجموعه های تلویزیونی «خودروی شماره 11» و «هتل» از ساخته های مرضیه برومند اشاره کرد که در هرکدام از آنها لوکیشن اصلی کار از کارکرد کلیشه ای خود فراتر رفته و به یکی از شخصیت های اثر تبدیل شده است. در خیلی از مواقع هم کارگردان برای مرعوب کردن تماشاگر از فضاهای شیک و مجلل بهره می گیرد که نزدیکی چندانی با طبقه اجتماعی قهرمان فیلمش نداشته و صرفا جنبه تزیینی دارد!. این اتفاق در سال های اخیر رشد چشمگیری به خصوص در مجموعه های تلویزیونی داشته که تازه ترین نمونه اش را در «بچه های نسبتا بد» ساخته سیروس مقدم شاهد هستیم. بحث بهره گیری از فضای خارج از ایران نیز موضوع مهمی است که در سال های اخیر رشد فزاینده ای داشته اما کمتر نتیجه مطلوبی از آن گرفته شده است. در سینما به واسطه نگاه استانداردتر به مقوله تولید و نیز حضور ، هرچند اندک بخش خصوصی در وادی تهیه کنندگی،کمتر شاهد این اتفاق بوده و اغلب آنها به ضرورت داستان مجبور به فیلمبرداری در خارج از کشور شده اند. برای نمونه می توان فیلم های آل ساخته بهرام بهرامیان و بغض به کارگردانی رضا درمیشیان را نام برد که اولی برای فضای خاص و عجیب خود نیاز به محلی ناکجاآبادی با معماری خاص و متفاوت داشت و دومی هم اساسا برای تولید در استانبول نوشته شده و به تنهایی های دو شخصیت اصلی اش عمق فوق العاده ای بخشیده است. مشابه این اتفاق در دهه هفتاد برای روز شیطان افخمی افتاده و بخش های گرفته شده در پاریس کاملا به ضرورت داستان بوده و کمتر اثری از تصاویر کارت پستالی در آن هستیم.کاری که کامران قدکچیان در فیلم بهشت پنهان عکس آن را انجام داده و در اغلب نماهای فیلم خود روی جذابیت های توریستی پاریس(با توجه به خط قرمزها)تاکید کرده است. اما در مجموعه های تلویزیونی شرایط به گونه دیگریست و آثاری که بخش هایی از آن در خارج کشور می گذرد اغلب نیاز مبرمی به فیلمبرداری در خارج کشور ندارند. تا جایی که کارگردان می تواند با اندکی تغییرات در قصه این بخش ها را در خود ایران فیلمبرداری کرده و در هزینه های تولید هم صرفه جویی کند. مجموعه تلویزیونی «در چشم باد» که در رده آثار الف ویژه تلویزیون قرار می گیرد،از جمله این آثار است که تنها دو قسمت از آن در آمریکا می گذشت و برای فیلمبرداری این دو قسمت گروهی نه چندان بزرگ دو ماهی را در این کشور به سر بردند. جالب اینجاست که بخش های به نمایش درآمده شامل چند سکانس داخلی و اندک نماهای خارجی با کمترین حجم حضور هنروران آمریکایی است که به راحتی قابل جایگزینی با یکی از شهرهای کوچک و البته زیبای ایران(نزدیک به فضای کار)بود. در هوش سیاه 2 ساخته مسعود آب پرور هم چنین اتفاقی رخ داده و بخش های کوتاه گرفته شده در انگلیس در رابطه با یکی از شخصیت های منفی کار تاثیر چندانی روی روند پیشرفت آن نداشته و به راحتی قابل جایگزینی بوده است. اما در پاره ای موارد سازندگان مجموعه های تلویزیونی ظرافت به خرج داده و با توجه به نیاز دراماتیک قصه از لوکیشن های خارج از ایران بهره گرفته اند. برای مثال می توان از «مرگ تدریجی رویا» ساخته فریدون جیرانی یاد کرد که سفر مخفیانه مارال عظیمی به ترکیه را بهانه ای برای فیلمبرداری بخش های مهمی از کار قرار داده است. سرگردانی مارال و فرزند خردسالش در استانبول از یک سو و تلخی بی پایان مهاجرت از سوی دیگر،مباحث کلیدی این مجموعه در قسمت های پایانی است که قطعا بدون حضور در این شهر به نتیجه نمی رسید. بحث بهره گیری از فضای خارج از ایران نیز موضوع مهمی است که در سال های اخیر رشد فزاینده ای داشته اما کمتر نتیجه مطلوبی از آن گرفته شده است. آینه های نشکن به کارگردانی ساخته جواد اردکانی یکی دیگر از نمونه های درست استفاده از لوکیشن های خارج از کشور است که به هنگام پخش و بازپخش های خود مورد توجه مخاطبانش قرار گرفت. بحث انرژی اتمی و اقدامات خرابکارانه گروهی تروریستی در سایت های اتمی ایران هنگام بازدید اعضای آژانس اتمی،درونمایه اصلی فیلمنامه آینه های نشکن را تشکیل می دهد. سیمین به عنوان شخصیت محوری کار که توسط حبیبی و محب گول خورده و به جاسوسی برایشان پرداخته،برای آزادی برادرش حاضر به انجام معامله شده و به امارات می رود.بخش های پایانی کار که نقطه اوج آن هم هست به ضرورت در این کشور فیلمبرداری شده و کارگردان به خوبی از فضای شیک اما جعلی دوبی در این راستا بهره گرفته است. در مجموعه پلیسی ماتادور هم بخش هایی از کار در قبرس یا ترکیه گرفته شده که می شد با اندک تغییراتی در فیلمنامه این اندک صحنه های خارجی گرفته شده را به شکلی دیگر در ایران فیلمبرداری کرد. اتصال ماتادور و اطرافیانش به شبکه های معاند تروریستی خارج کشور بهانه چندان مناسبی برای کار در کشوری دیگر نبوده و به راحتی با چند جابجایی در قصه قابل حل بود. حسن فتحی در مجموعه ماندگار مدار صفر درجه بهترین استفاده را از لوکیشن های خارجی برده و در راستای داستان استفاده مطلوبی از آنها برده است. حضور حبیب پارسا به عنوان دانشجو در پاریس دلیل محکمی برای فیلمبرداری بخش مهمی از کار در بوداپست مجارستان(به واسطه گرانی کار در پاریس)بوده و فتحی برای خلق فضای پاریس در آستانه اشغال آلمان ها مشکل چندانی نداشته است. وی به بهترین شکل ممکن از معماری خاص اروپای شرقی برای خلق فضای تیره و تار فرانسه اشغال شده بهره گرفته اما از کارت پستالی شدن قاب هایش به شدت پرهیز کرده است. مجموعه آوای باران ساخته حسین سهیلی زاده تازه ترین مجموعه تلویزیونیست که بخش های مهمی از آن در ترکیه فیلمبرداری شده و بازیگران ترک تبار نیزدر آن حضور دارند.حال باید دید که سهیلی زاده به عنوان یک کارگردان باتجربه تلویزیونی که بیش از سیزده مجموعه را کارگردانی کرده چگونه از این فضا برای پیشبرد داستان خود بهره گرفته است. بخش سینما و تلویزیون تبیان منبع : ایرنا

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها