چرا نویسندگان انقلاب از امام (ره) ننوشتهاند؟
راضیه تجار گفت: نوشتن درباره امام خمینی (ره) میتواند یکی از آرزوهای من باشد، اما با بضاعت کمی که دارم، اکنون نمیتوانم در اینباره بنویسم. باید بررسی شود چرا نویسندگان انقلاب و مسۆولان در این زمینه کمکاری کردهاند.
این نویسنده که در نشست «عصر تجربه» در بنیاد ادبیات داستانی سخن میگفت و به پرسشهای حاضران پاسخ میداد، اظهار کرد: من داستانهایی با مضامین دینی و درباره عاشورا نوشتهام که کمابیش هم مورد استقبال مردم قرار گرفته است. از جوانی تکداستانهایی را با این مضامین در برخی مجلههای قبل انقلاب چاپ کردم، بعدها انگیزهای که دست مرا برای نوشتن گرم میداشت، رشادتهای رزمندگان در دفاع مقدس بود. احساس میکردم که تن وطن زخمی است و بر حسب وظیفه درباره جنگ نوشتم. در شرایطی که دفاع مقدس با فرهنگ عاشورایی ما ممزوج شد، من بر حسب وظیفه در اینباره نوشتم. البته اینگونه ادبیات سفارشی است، من اما پیش از هر کسی از قلبم سفارش گرفتم و به اعتقاد من، کسی که به این موضوعها اعتقاد ندارد، نباید به این سمتوسو بیاید.
تجار سپس به توضیحی درباره زندگینامه داستانی «بانوی برف و آتش» پرداخت که بر اساس زندگی زن یک جانباز نوشته است و در بخش دیگری از صحبتهایش تصریح کرد: علیرغم دغدغهها و شتابی که جهان امروز دارد، رمان جایگاه خودش را حفظ کرده است و لازم است برنامههایی برای این منظور طراحی شود که افراد با سلیقههای عام به ادبیات جدیتر جذب شوند. البته منافاتی ندارد که آدمها آثار سهلالوصول هم بخوانند، من خودم هم وقت پیازداغ کردن آثاری از این دست را میخوانم. در این حال ما باید سعی کنیم آثار ادبیات کلاسیک جهان را بخوانیم. برای نویسنده خوب شدن و مخاطب خوب ادبیات از آب درآمدن باید وقت گذاشت.
این عضو انجمن قلم درباره حرف حجتالاسلام محسن قرائتی که چندی پیش گفته بود به مطالعه ادبیات نیازی نداریم و من فقط با مطالعه قرآن 30 سال منبر رفتهام، اظهار کرد: من به آقای قرائتی ارادت تام و تمام دارم و به عنوان یک معلم به او نگاه میکنم. در تمام این سالها با آن برنامههای خوب مخاطب را جذب کرده است و کوتاه و گویا و شیرین حرف میزند. در قرآن کریم به قصههای بسیاری اشاره شده است و فکر نمیکنم اینطور باشد. همچنین قصه گفتن و شنیدن از نیازهای فطری بشر است.
این داستاننویس درباره دیالوگنویسی نیز اظهار کرد: به اعتقاد من، برای نوشتن دیالوگها نویسنده باید خوب به حرفهای دیگران و آدمها در اجتماع گوش کند. جایی میخواندم که آل احمد برای استفاده از دیالوگهای خلاق به قهوهخانه میرفت و با مردم سرو کار داشت، همچنین محمود دولتآبادی برای اینکه دیالوگهای ملموسی داشته باشد، به میان مردم بسیار میرفت و شنیدم در یکی از داستانهایش یک عمله بوده است و او برای اینکه این شخصیت را خوب پرداخت کند، این کار را انجام میدهد. همچنین در غرب معمول است نویسنده برای درآوردن تمام اجزای داستان تلاش میکند و مدتها زمان صرف تحقیق درباره کارش میشود. در کنار خوب گوش دادن، خواندن نمایشنامه، آثار کلاسیک ادبیات جهان و بهرهگیری از خلاقیت در دیالوگنویسی مۆثر است.
در غرب معمول است نویسنده برای درآوردن تمام اجزای داستان تلاش میکند و مدتها زمان صرف تحقیق درباره کارش میشود. در کنار خوب گوش دادن، خواندن نمایشنامه، آثار کلاسیک ادبیات جهان و بهرهگیری از خلاقیت در دیالوگنویسی مۆثر است.
تجار در پاسخ به سۆالی درباره اینکه چرا تاکنون زندگینامه داستانی بنیانگذار انقلاب را ننوشته است، متذکر شد: خب من با داستانهای عام و کوتاه کارم را شروع کردم. بعد کار بلند «کوچ اقاقیا» را نوشتم، دو جا چاپ میشود و الآن چاپ هفتم است. بعد وارد حوزه زندگینامه داستانی شدم و آثاری را در ارتباط با دفاع مقدس نوشتم و با این وقت و بضاعت اندکی که دارم، نوشتن زندگینامه داستانی امام یکی از آرزوهایم است. این کار خیلی سنگین است و وقت ما بسیار اندک. من فکر نمیکنم برای نوشتن درباره زندگی امام محدودیتی وجود داشته باشد و زندگی ایشان روشن است، اما اینکه چرا تاکنون نویسندگان انقلاب به آن نپرداختهاند، باید گفت، انقلاب نویسندگان کمی دارد که عموما بعد از پیروزی انقلاب هم پا گرفتهاند و سعی کردهاند در نگاه ارزشیشان، دچار تزلزل نشوند. از طرفی کارهای زیادی بر زمین مانده است که باید در ادبیات جنگ و انقلاب به انجام برسد و متأسفانه آن حمایتها برای آن دسته از کارها نیست. مسأله عامی گریبان همه نویسندگان را گرفته است. اثری چهار - پنج سال در نوبت دریافت مجوز چاپ میماند. هستند مراکزی که قبل از نوشتن کتاب سه چاپ آن را میخرند و پولش را هم از قبل به نویسنده میدهند تا نویسندگان انقلاب بتوانند سفارشها را به انجام برسانند، اما خوب این حمایتها کافی نیست.
این نویسنده در بخش پایانی صحبتهایش به طرح دیدگاههایش درباره انتخاب عنوان کتاب و زاویه دید پرداخت و گفت: عادت خاصی برای نوشتن ندارم. معمولا شب مینویسم، در سکوت کار میکنم و براساس احساس وظیفه و تکلیف مینویسم.
بخش ادبیات تبیان
منبع: ایسنا