مرد آرام
نگاهی به فیلم دستمال زرد ساخته متفاوت اودایان پراساد
دستمال زرد یکی از آثار متفاوت و مستقل سینمای آمریکاست که دیگر در روند اصالت یافتن تولیدات که جنبه های سرگرمی سازی افراطی تری دارند کمتر دیده می شود .
بیش از سه سال میان اتمام فیلم و نمایش عمومی «دستمال زرد» در آمریکا فاصله افتاد و اگر کریستین استوارت در این فیلم بازی نکرده بود این فیلم به نمایش عمومی نمی رسید .
استوارت زمانیکه دستمال زرد را بازی کرد حدودا بیست فیلم در کارنامه داشت ،اما ستاره نبود. نقشی که این بازیگر را به یک ستاره جهانی تبدیل کرد نقش «بلا سوان» در مجموعه سینمایی گرگ و میش بود و پس از اکران این فیلم پخش کننده با توجه به شهرت جهانی این بازیگر دستمال زرد را برای اکران برگزید. اگر این فیلم ستاره ای همچون استوارت را نداشت قطعا به صورت مستقیم به شبکه ویدئویی می رفت.البته ذکر این نکته قابل تامل است که ویلیام هرت نقش اصلی این فیلم را بازی می کند اما تاکیدات روی حضور کریستین استوارت بیشتراست و جنبه های حضور این بازیگر هنگام پخش جهانی بیشتر شده است و صحنه های حذف شده بازی استوارت به فیلم افزوده شده است.
طبیعی است بسیاری که در آمریکا به دیدن فیلم رفتند تنها دلیلش حضور استوارت است و یا کسانی که در ایران دی وی فیلم را برای دیدن تهیه می کنند توقع ژانری اثری همچون گرگ و میشی یا هیجان آور را دارند هر چند حضور استوارت دراین فیلم جمع جور از سینمای مستقل را شمایل ستاره وار تری به او می دهد .
شخصیت اصلی فیلم دستمال زرد برت هنسون ( ویلیام هرت) ،تبهکار اسبق از زندان رهیده ای است که از طریق فلاش بک های متفاوت و متعدد تماشاگر علت زندان افتادن او و رابطه عاطفی این شخصیت را با همسرش کشف می کند.
فیلم دستمال زرد بر اساس داستانی از نویسنده نیویورکی «پیت همیل» ساخته شده است و روایت جوان سرگردانی ،گوردون (ادی ردماین ) ، دختر نوجوان سرخورده از عشق ، مارتی (کریسیتین استوارت) و یک زندانی سابق، برت هنسون (ویلیام هرت) است که این سه، در سفری با یکدیگر همراه می شوند .
این گروه سه نفره اتفاقی در جستجوی برای عشق و دوستی با هم به سوی نیواورلئان می روند و هر یک به درک تازه ای از خود می رسند.
شخصیت استوارت در این فیلم شبیه اغلب نقش هایی است که او بازی کرده است. دختری خام و ابله که تفسیری از سرکشی های عاشقانه دوران جوانی ارائه می کند که ماهیت مجموعه فیلم های گرگ و میش را در بر می گیرد و به صورت غیر مستقیم عشق ورزی در این مجموعه را به سخره می گیرد.از این جهت شخصیت استوارت در این فیلم معنی پیدا می کند.
از سوی دیگر برت هنسون می خواهد راهی برای بازگشت به عشق سابق یعنی همسرش پیدا کند و گوردون راننده با دست یافتن به عشق به سرگردانی های خود پایان دهد .
کارگردان هندری تبار اودایان پراساد (Udayan prasad) داستان رمانتیک پیت همیل را از شهر نئواورلئان به کاترینای بعداز طوفان منتقل کرده است و لایه های جدیدی بدان افزوده است که به فیلمنامه غنای تازه ای می بخشد و بررسی مفاهیم دستمایه فیلمنامه درباره نیاز بشر به عشق و محبت،صورت کلیشه ای به خود نمی گیرد. کارگردان با حساسیت های عاطفی و فرهنگی با ضرباهنگ کند و آرام و مکث های بصری به همراه تاکیداتش روی بازیهای عمیق به خصوص از هنرپیشه کهنه کاری مثل ویلیام هرت این فیلم را به اثری هنری بدل کرده است وکشش فیلم را به نمایشی آرت هاوس موییز موار (به تعبیر ما هنری یا روشنفکری) محدود می کند .دستمال زرد با تکیه بر کشش ستاره ای همچون کریستین استوارت دیده می شود در صورتیکه در این فیلم ویلیام هرت در نقش اصلی ، با بازی فوق العاده ای تماشاچی خودش را میخکوب می کند .
کارگردان هندری تبار اودایان پراساد (Udayan prasad) داستان رمانتیک پیت همیل را از شهر نئواورلئان به کاترینای بعداز طوفان منتقل کرده است و لایه های جدیدی بدان افزوده است که به فیلمنامه غنای تازه ای می بخشد و بررسی مفاهیم دستمایه فیلمنامه درباره نیاز بشر به عشق و محبت،صورت کلیشه ای به خود نمی گیرد
دستمال زرد از کارگردان هندی تبار انگلیسی اودایان پراسا است که او را با فیلم جنجالی پسر متعصب من به یاد می آوریم . فیلمی که یکصدا منتقدان غربی آنرا ستاییدند اما مسلمانان اروپا و آمریکا حین نمایش فیلم در مقابل آن شوریدند تا جایی که کار به زد و خورد خیابانی میان پلیس و مسلمان انگلیسی کشید. بسیاری از سیاستمداران غربی که سینما را دنبال می کنند همچون تونی بلر این فیلم راپس از واقعه یازده سپتامبر یکی از فیلم های کلیدی دهه 1990 برشمردند.پسر متعصب من که چهار سال قبل از فاجعه 11 سپتامبر ساخته شده است راجع به راننده تاکسی مسلمان هندی است که با زنی انگلیسی ازدواج کرده است و می خواهد مطابق الگوهای جامعه ظاهرا جهانی زندگی کند اما پی می برد پسر جوانش که در لندن به دنیا آمده بود در دوران جوانی مدام مسجد می رود می خواهد به دارو دسته بنیاد گرایان بپیوندد که توسط افراط گرایی دو آتشه هدایت می شود.آنچه در جوامع سینمایی و سیاسی این فیلم را بحث برانگیز ساخت این است که چهار سال قبل از فاجعه تروریستی 11 سپتامبر زمینه اجتماعی آنچه غربی ها حملات تروریستی می خوانند را بررسی می کند و بنا به گفته ای تونی بلر تقریبا هر چیز بعد و قبل از یازدهم سپتامبر را که اتفاق افتاد را پیش بینی می کند آنهم در یک درام خانوادگی .
دستمال زرد همچنان که اشاره شد منبعی اقتباسی به قلم پیت همیل دارد که یکی از ستون نویسان مشهور نیویورکی است که این داستان را سال 1971 نوشت و قبل از ساخت فیلم دستمال زرد ، روایت همیل منبع الهام یک فیلم خارق العاده ژاپنی شد به همین اسم .دستمال زرد از کارگردان یوجی آمادا در مورد جشنواره فیلم برلین حضور داشت و به دلیل اینکه هفتادمین فیلم این فیلمساز ژاپنی بود درهشتادسالگی ،در این جشنواره تقدیر شد.
دستمال زردی که بر اساس سناریوی ارین دیکنان نوشته شده و هدایتگری آنرا اودایان پراسا بر عهده دارد و خط های اصلی قصه پیت همیل را بازسازی می کند اما ماهیت اثر بازسازی شده فیلم یوجی یامادا نیست.همانطور که اشاره کردم داستان فیلم شخصیتی با پرسوناژ برت هنسون و داستان عشق به همسرش (ماریا بلو) است که به دلیل زندان رفتنش از او جدا افتاده و این موضوع محور اصلی داستان است و تعلیق روایی مبتنی حول این ابهام شکل می گیرد که همسر سابق حاضر به پذیرفتن مجددش است یا خیر؟ اگر هنوز او را می خواهد باید دستمال زردی بیرون خانه آویزان کند و صحنه اشک انگیز و پایان فیلم شامل این صحنه است و زمانیکه به خانه می رسد می بینند به جای یک دستمال صدها دستمال زرد بیرون خانه آویزان کرده است.هنرپیشه جوان انگلیسی ادی ریمن در نقش گوردون ،پرسوناژ جوانی را بازی می کند که از ماشینش برای جلب دوستی و محبت دیگران استفاده می کند و مسافرانش دراین سفر علاوه بر ویلیام هرت ،مارتی (کریستین استوارت) است که درعشق شکست خورده و ضمنا با پدرش رابطه بسیار بدی دارد . این سه سوته دل گرد هم می آیند و در این سفر مقطعی از آمریکا بخش های جنوبی این کشور در پیامد پسا توفان کاترنینا به تماشاگر نشان داده می شود .
فیلم در جشنواره ساندنس سال 2008 نمایش داده شده بود که به نظر بسیاری از منتقدان های بازی خارق العاده ویلیام هرت پررنگترین جنبه اثر به شمار می رود . هرت با ارائه شخصیت این مرد گمگشته و از زندان رهیده به ستون فقرات درام تمرکز می بخشد . او نقش مردی کم حرف ،آرام و منزوی را بازی می کند که بعد از شش سال از زندان باز می گردد.او به شهر می آید تا اتوبوسی بگیرد برای بازگشت به نیئواورلئان ؛ اما در رستوران سر راهی با دو جوان دیگر برخورد می کند و با آنان همراه می شود. این سه آدم منفرد و جدا از هم، ضعف ها و نارسایی شخصیت هایشان را که منجر به شکست هایی شده ، در روابط انسانی بروز می دهند . دستمایل زرد تماشاچی را به سرنوشت سه کاراکتر دوست داشتنی علاقه مندمی کند.هنر ارن دیکنام در این است که به جای وقایعی که داستان را جلو می برد توجه خودش را به بده بستان میان آدمها معطوف کرده است و لحظه های دل انگیزی خلق کرده است از برخوردهای انسانی .اما مشکل اینجاست که سناریوی فیلم به شکل عجیب و زیادی صیقل خورده و مشخص است که هنرپیشه ها هستند که با بازی خودشان به این قصه عمق می دهند و فیلم را به اصطلاح نجات می دهند.
فیلم دستمال زرد در مورد نیاز ازلی انسان به عشق و اعتماد است و از روحیه انسان دوستانه برخوردار است . این فیلم حاصل زحمت تهیه کننده آرتور کوئن است که با ساخت فیلم های عاطفی انسان دوستانه تاکنون سه جایزه اسکار کسب کرده است .
علیرضا پورصباغ
بخش سینما و تلویزیون تبیان