فیلم میگرن ساخته سرکار خانم مانلی شجاعیفرد که در پاییز 1391 به اکران درآمد، چندی است که وارد شبکه نمایش خانگی شده و این ورود مقدمهای برای نگارش این تحلیل شد.
سهشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
نگذاریم سازها بدآهنگ شوند
نگاهی جامعهشناختی به فیلم میگرن
فیلم میگرن ساخته سرکار خانم مانلی شجاعیفرد که در پاییز 1391 به اکران درآمد، چندی است وارد شبکه نمایش خانگی شده.
تماشای میگرن بهطور مشخص بیننده را با 3 خانواده آشنا میکند؛ خانواده خانم دارابی(هنگامه قاضیانی)، ننه حسن(گوهر خیراندیش،سهیلا رضوی،افشین هاشمی) و محبوبه خانم (پانته آ بهرام ،هدایت هاشمی ). علامت مشخص این 3 خانواده، نقش اصلی زن در تأمین درآمد و بهدوش کشیدن بار اقتصادی خانوار است که البته این موضوع در 2 خانواده خانم دارابی و ننهحسن پررنگتر است. خانم دارابی با ترجمه کتاب و خانواده ننه حسن با پاک و خردکردن سبزی و انجام کارهایی از این دست روزگار میگذرانند.
فارغ از اینکه چه اتفاقی برای مردان این دو خانواده افتاده اگرچه در خانواده ننه حسن، پسر خانواده (افشین هاشمی) در کنار آنها حضور دارد و حتی در مغازه میوهفروشی کار میکند، اما آنچه فیلم نشان میدهد تلاش شبانهروزی زنان برای کسب درآمد و برطرف کردن نیازهای روزمره است.
این موضوع در خانواده محبوبه خانم ( هدایت هاشمی و پانتهآ بهرام ) کمی متفاوت است. چه مرد خانواده حضور دارد اما او هم پس از مدتی ،فیلش یاد هندوستان میکند و به عشق کار در خارج از کشور، عازم ترکیه میشود و خانواده را تنها میگذارد. او در ترکیه توفیقی حاصل نمیکند و از جیب میخورد و پس از بازگشت هم تصمیم میگیرد با فروش خانه و فراهم کردن پول کافی، این بار با دست پر کشور را ترک کند.
کارگردان در این فیلم تلاش میکند تنهایی زن و مشکلات و گرفتاریهای حاصل از این تنها بودن را به نمایش بگذارد. نمونههای زیادی از آنچه در فیلم میبینید را میتوان در دنیای واقعی پیدا کرد.
اما این نمایش در پارهای موارد از جمله چسباندن پاشنه کفش و پنبه در گوش کردن، غلوآمیز بوده و به اعتقاد نگارنده اینگونه نمایش، بیشتر مظلومنمایی قشری از جامعه است که تنها تفاوت آنها، زن بودنشان است وگرنه توانایی اینان کم از مردان نبوده و قادر به انجام کارهای زیادی هستند. با این حال آنچه دستاویز این فیلم برای نمایش شده، توجه بیشتر به تنهایی بخش مهمی از جامعه است که گاه در لابهلای مسائل مملکتی از یاد میروند.
زنان سرپرست خانوار روزگار چندان مناسبی را نمیگذرانند؛ این روزگار نامناسب در یکی دوسال اخیر بهدلیل وضع بد اقتصادی، نامناسبتر هم شده است طوریکه درآمد ثابت این گروه، پاسخگوی نیازهای زندگیشان نیست. در آنسو هم چنانچه حمایتی جدی از طرف شخص یا نهادی صورت نگیرد، بهوضوح میتوان صدای خردشدن قامت این بانوان را زیر بار مشکلات شنید.
کارگردان در این فیلم تلاش میکند تنهایی زن و مشکلات و گرفتاریهای حاصل از این تنها بودن را به نمایش بگذارد. نمونههای زیادی از آنچه در فیلم میبینید را میتوان در دنیای واقعی پیدا کرد
نگاه تحقیرآمیز و طمعآلود برخی از مردان همانگونه که در صحنه کوتاهی از فیلم بهطور گذرا نشان می دهد، گویای عوارض ناگوار تنهایی است. اگرچه چنین رفتارهایی در هیچ جامعهای قابل تأیید نیست ولی باتوجه به تکثر انسانهای خوب و بد در جای جای جامعه، گریزی از بروز چنین رفتارهایی نخواهد بود.
به این تنهایی باید سرسختی، صبوری و غرور زنانه را هم اضافه کرد؛ این 3 ویژگی زنان تنها، که به هردلیلی شوهران خود را در کنارشان ندارند و سرپرستی یک یا دو فرزند را هم برعهده دارند، گاه تحسین مردان سختکار مدعی را برمیانگیزد.
در کنار این واقعیتها، بیان چند نکته اهمیت دارد؛ نکاتی که هرچند بهطور مستقیم در این فیلم به آنها اشاره نشد اما خود عامل اصلی بروز دیگر رویدادهایی هستند که در سراسر میگرن، تماشاگر آنها را میبیند.
زمانیکه دخل و خرج خانوادهای باهم تطابق ندارد، گرفتاریها آغاز میشود. وضع بد اقتصادی اگرچه از شاخصهای کلان شروع میشود ولی تاثیر مستقیم خود را بر گرده مصرفکننده میگذارد و در این میان آنها که ضعیفترند زودتر از پای در میآیند.
زن سرپرست خانوار، درآمد ثابتی دارد که آن بهدلیل کاهش ارزش پول ملی، روزبهروز افت میکند. در این حالت شاید بهترین راه چاره، افزایش ساعات کار باشد تا بتوان کمبود درآمد را جبران کرد که این راه هم اثر مستقیم خویش را بر سلامت جسم، روح و روان سرپرست گذاشته و در گذشت زمان او را بهلحاظ جسمی و ذهنی خسته و ناتوان میکند.
در این میان اگرچه زنان تلاش میکنند از خود ضعف نشان ندهند اما سبد مشکلات سنگینتر از سبد خریدی است که آنها روزها به خانه میآوردند و افزوده شدن بر وزن چنین سبدی، نتیجهای جز شکستن آن غرور و سرسختی ندارد و وای به حال همه ما و جامعه و کشور ما که اگر چنین اتفاق ناگواری بیفتد.
بروز و ظهور چنین اتفاقی، هزینههایی به مراتب سنگینتر و بیشتر از آنچه باید برای درمان اقتصاد بیمار کشور صرف کرد بر گرده همان اقتصاد طوفانزده وارد میکند. با این تفاوت که آن هزینهها تنها اقتصادی نبوده بلکه سلامت جامعه و خانواده را بهشدت تهدید میکند.
اگرچه کارگردان زن فیلم تلاش کرده تا در میگرن به مشکلات زنان سرپرست خانوار بپردازد ولی علتالعلل این مشکلات که نمودهای آن را در صحنههای مختلفی از فیلم میبینیم، وضع بد اقتصادی است. بهعنوان نمونه تهدید امنیت خانوادگی و برهم خوردن آرامش خانوار، تهدید امنیت اجتماعی و برهم خوردن آرامش فضای بیرونی که دعواهای خیابانی از جمله آنهاست، تأثیرگذاری این مهم بر تربیت فرزند و مختلکردن فضای فکری افراد (تلاش خانم دارابی برای پیداکردن خانه استیجاری و فشارهای ناشی از این جستجو) از این جمله است. اینها واقعیتهای قابل لمس جامعه بوده و بالطبع در کنار یادآوری مسوولیت سنگین دولتمردان، ذهن همگان را نسبت به چنین مسائلی هشیار میکند.
همانگونه که در فیلم میبینید در مقابل صاحبخانه عجولی که هرچند از وضع خانم مستاجر خود باخبر است اما از اصرارهای خود مبنی بر تخلیه خانه نمیکاهد از آن سو همکاران دلسوز و پیگیر خانم دارابی را میبینید که تلاش میکنند تا او بار مشکلات کمتری را به دوش بکشد و درنهایت نیز کاراکتر رضا کیانیان در اقدامی خیرخواهانه، خانهای را که البته بیننده از ماهیت آن آگاه نمی شود در اختیار خانم دارابی قرار میدهد.
بهطور قطع کلیشهای نخواهد بود چنانچه نگارنده بر این نکته تأکید کند که خداوند ناظر بر بندگان خود بوده و به آنها در حل مشکلات کمک میکند اما این کمک گاه در هیأت انسانهایی خودنمایی میکند که اغلب، دریافتکنندگان کمک از ایشان توقع چنین کمکی را ندارند یا به دریافت کمک از سوی آنها فکر نمیکنند و امیدی هم به یاری از سویشان ندارند. بد نیست به پاراگراف بالا این کلام الهی را اضافه کنم که « خداوند معمولا بندگان خود را از ناحیهای کمک میکند که ایشان به آن فکر نمیکنند.»
زندگی در گذر است و زمان منتظر کسی نمیماند.
زندگی در گذر است و به همراه خود سختیها و مشکلات را بر سر و کول انسانها آوار میکند.
زندگی در گذر است و همه تلاش میکنند تا در گرداب سهمگین آن غرق نشوند و گلیم بافته خویش را از آب بیرون بکشند.
در این گرداب، زنان جامعه را تنها نگذارید و نگویید به ما ربطی ندارد.
در این گرداب، مسوولیتهای مردانه را از گردن باز نکنید و حواستان باشد چنانچه یاری نکردن ما وضع کسی را بدتر کند، اطمینان داشته باشید آن وضع بد، نخستین دامنی را که خواهد گرفت، دامن ما است.
تلاش کنیم اگرچه دلمان تنگ است ولی نگذاریم سازهای زندگی بدآهنگ شوند.
دانش پورشفیعی
بخش سینما و تلویزیون تبیان
فاصله شما با تبیان تنها یک کلیک است! در همه شبکههای اجتماعی حاضریم و محتواهای داغ و دسته اول را با بهترین کیفیت در اختیارتان میگذاریم؛ ما را در شبکههای اجتماعی دنیال کنید.