بعد از آنكه سازمان مجاهدین تغییر ایدئولوژیك داد، مهدی و دوستان همفكرش جلسات متوالی درباره تشكیل یك سازمان مذهبی با خط‌مشی مسلحانه صحبت و بحث كردند.

شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

ارتباط روحانیت با گروه مهدیون

روحانیت و ارتباط آن با گروه مهدیون
بعد از آنكه سازمان مجاهدین تغییر ایدئولوژیك داد، مهدی و دوستان همفكرش جلسات متوالی درباره تشكیل یك سازمان مذهبی با خط‌مشی مسلحانه صحبت و بحث كردند.

گروه مهدیون نیز یکی از گروه هایی ست که مانند گروه های مذکور در قسمت های قبل سعی می کرد با روحانیت رابطه خوب و نزدیکی داشته باشد  از محضر علما و موضع گیری های حوزه ها استفاده نماید تا مسیر صحیح مبارزاتی خود را حفظ کند.

گروه مهدیون:

گروه مهدیون در اصفهان در اواخر سال 52 و اوائل سال 1353 به مسئولیت مهدی امیر شاه کرمی (شهادت در 16 یا 28 خرداد 54)در پی جدایی او از سازمان مجاهدین، آن هم پس از آغاز ماجرای تغییر ایدئولوژی تشکیل شد.[1]

 

البته هسته اصلی این گروه توسط محمد و مهدی برادران امیر شاه کرمی بنا نهاده شد که پس از قطع ارتباط با مجاهدین به همراه دو سه نفر از جوانان اصفهان گروه مهدیون را تشکیل دادند.

صدیقه امیر شاه كرمی خواهر برادران امیر شاهی تاریخچه تشکیل این گروه و برخی فعالیت های آن را این چنین بیان می کند؛

 

«حدود سال 50 ، 51 بود كه خفقان شدیدی بر جامعه حاكم بود. برادرهای من هردوتایشان در دانشگاه شریف (آریامهر سابق) یكی در رشته فیزیك و دیگری در رشته شیمی قبول شدند و هر دو هم رتبه‌های اول هم بودند. شهید مهدی رتبه اول شد، به همین دلیل از او شهریه نگرفتند و مجانی وارد دانشگاه شد. محمد هم همین‌طور. وقتی وارد دانشگاه شدند، با مجاهدین، از جمله شریف واقفی و صمدیه لباف آشنا شدند. یكی از آنها شش ماه و دیگری چهار ماه در دانشگاه بودند كه زندگی مخفی‌شان شروع شد. مهدی برنامه‌اش در اصفهان فعال بود و محمد در تهران. در سال 54 با تغییر ایدئولوژیك سازمان، مهدی از آنها جدا می‌شود و گروه مهدویون را تشكیل می‌دهد. این گروه نام خود را از حضرت مهدی(عج) گرفته بود. اینها در واقع دو دشمن داشتند. یكی مجاهدین و دیگری رژیم. شهادت هر دو برادرم در همین دوران پیش آمد. این گروه تشكیل می‌شود و مهدی و محمد شروع به عضو‌گیری می‌كنند و ما عضو گروه می‌شویم.

 

بعد از آنكه سازمان مجاهدین تغییر ایدئولوژیك داد، مهدی و دوستان همفكرش جلسات متوالی درباره تشكیل یك سازمان مذهبی با خط‌مشی مسلحانه صحبت و بحث كردند. بعضی از آن بچه‌ها هنوز به مجاهدین وابستگی داشتند و معتقد بودند برای اینكه بشود بهتر مبارزه كرد، باید به مجاهدین ملحق شد، اما مهدی و محمد كاملا با این فكر مخالف بودند و معتقد بودند كه سازمان مشكلات اساسی فكری و ایدئولوژیكی دارد. گروه مهدویون از همان ابتدا با انجمن حجتیه كه معتقد بود باید فساد زیاد شود تا امام زمان بیایند،‌ مرزبندی مشخصی داشت و معتقد بود باید زمینه‌های فكری و فرهنگی برای ظهور آقا را با تلاش‌های مستمر خود فراهم كنیم. این گروه به مبارزه فرهنگی اعتقاد داشت و مسلح شدنش، به منظور مقابله با دشمن در صورت حمله او بود. عملیاتی هم كه گروه در نزدیكی‌های انقلاب انجام داد، با احتیاط كامل و با مجوز شرعی بود. گروه اعتقادی به عملیات گسترده مسلحانه نداشت. در هرحال این سازمان با چهار شاخنه به وجود آمد. رهبر شاخه تهران محمد بود و حسین جان زینعلی، اصفهان مهدی بود و محمد علی اكبریان، تبریز با رهبری ابراهیم جعفریان و مرتضی واعظی دهنوی. یك شاخه هم در مشهد تشكیل شد.

 

 مهدی بعد از انجام تقسیمات و سازماندهی گروه اولیه در تهران به اصفهان آمد و با كمك محمد علی اكبریان به تدوین "جزوه شناخت" مشغول شدند و در آن به اشكالاتی كه در مورد كتاب "شناخت" مجاهدین وجود داشت، پاسخ دادند. "جزوه شناخت" مهم‌ترین دستاورد ایدئولوژیك گروه مهدویون بود كه با تكیه بر آثار ملاصدرا جمع‌بندی و تدوین شد و در واقع ردیه محكمی بر "شناخت" سازمان مجاهدین بود.

 

ما در خانه‌ای كه مخفی بودیم، یك سری برنامه‌های مطالعاتی از جمله قرآن و نهج‌البلاغه داشتیم. گروه روی حفظ قرآن تاكید زیادی داشت. فعالیت ما هم به این شكل بود كه به ما گفته بودند كوچه پس كوچه‌های متروك و كوچك را شناسائی كنیم تا موقع فرار در كوچه‌های بن‌بست گرفتار نشویم. ما به صورت مخفیانه، كار پخش اعلامیه را انجام می‌دادیم و همیشه سعی داشتیم طوری كار كنیم كه صاحبخانه مشكوك نشود و ساواك هم بو نبرد. "جزوه شناخت" را كپی می‌كردیم و به افرادی كه عضو‌گیری می‌شدند، می‌دادیم. من و خواهرم در فاصله پنج شش ماه، دو ماه دو ماه به كارخانه‌ها می‌رفتیم و در آنجا كار می‌كردیم و به‌محض اینكه به ما مشكوك می‌شدند،‌ تسویه حساب می‌كردیم و می‌رفتیم. این پول‌ها را هم به مهدی و گروه می‌دادیم تا خرج كنند. عصرها هم همیشه گزارش كارمان را به برادرمان می‌دادیم و دقیقا می‌گفتیم كه چه كرده‌ایم و چگونه با ما برخورد شد. ما حدود 6ماه در اصفهان با محمد زندگی مخفی كردیم و بعد قرار شد به تهران برویم.» [2]

 

در سندی از ساواک مربوط به پرونده محمد امیرشاه کریمی، خلاصه اصول مبارزه این گروه چنین بیان شده است؛

1-معتقد به مبارزه مسلحانه از روستا و سپس گسترش آن به شهرها.

2-معتقد به مکتب اسلام بدون نظر های مکاتب دیگر.

3-مخالفت با مارکسیسم و مکتب هایی که با اسلام مخالف بودند.

4-معتقد به امام زمان (ع).

5-تشکیل خانه تیمی، کار روی مسائل ایدئولوژی و سیاسی.

6-تهیه بمب و نارنجک و اسلحه برای مبارزه مسلحانه.

7-معتقد بودن به روحانیت مبارز در جهت مبارزه خودشان.

8-بیشتر اعضا از فامیل بوده.

9-انجام چند عملیات.[3]

 

رابطه روحانیت با این گروه نیز بسیار زیاد بوده است تا جائیکه جزوه شناخت که توسط این گروه تدوین شد نتیجه ملازمت شهید مهدی امیرشاه کرمی با آیت الله انواری در زندان بود. او در زندان نزد آیت الله انواری فلسفه ملا صدرا می خواند و جزوه شناخت مهدیون نیز متأثر از فلسفه صدرایی بود.

یکی از مهم ترین اصول مبارزاتی این گروه اعتقاد به روحانیت مبارز و اقتدا به ایشان برای فعالیت های مبارزاتی خودشان بود که قرار دادن این اصل در میان اصول مبارزاتی نشان از اتحاد این گروه به حوزه و موضع گیری های سیاسی و مذهبی روحانیت داشت.

 

گروه مجاهدین اسلام در شیراز

یکی از گروه های فعال این دوره گروه مجاهدین اسلام در شیراز بود که آقای رجبعلی طاهری و شماری دیگر از جوانان مذهبی مانند اکبر سلیم حقیقی، مجید تراب پور، جواد شقاقیان، و .... در شیراز آن را هدایت می کردند.[4]

رجبعلی طاهری از افرادی بود که با شهید طالقانی ارتباط نزدیکی داشت.[5]

وقتی در انجمن اسلامی دانشکده فنی شیراز فعالیت می کرد از روحانیون انقلابی جهت سخنرانی در شیراز دعوت بعمل می آورد. در آن زمان مرحوم آیت الله شیخ بهاء الدین محلاتی محور مبارزاتی دینی شیراز بود. طاهری ارتباط خود را با امام هم حفظ کرده بود و در پی سفری در 1346 به عراق، با امام دیدار کرد و دستورات لازم را برای ادامه فعالیت های خود و گروه دریافت نمود. لازم به ذکر است یکی از اعضای این گروه احمد توکلی [6]بوده است.

کار این گروه فعالیت های همزمان فرهنگی و سیاسی به ویژه در قالب برگزاری کلاس های درس برای مسائل دینی بود که مجاهدین با آن مخالف بودند و تنها به مبارزه توجه داشتند.[7]


پی نوشت ها:

[1] جریان ها و سازمان های مذهلی سیاسی ایران، رسول جعفریان، ص606.

[2] شاهد یاران ویژه 30 سالگی انقلاب در خبرگزاری فارس انتهای پیام/ مصاحبه با صدیقه امیر شاه كرمی متولد 1333 فرزند یک روحانی، خواهر مهدی و محمد از تشکیل دهندگان مهدیون : با عنوان مصاحبه: ناگفته هایی از تشكیل «گروه مهدیون»

[3] تریخ شفاهی سازمان مهدیون، ص295، سند شماره2.

[4] جریان ها و سازمان های مذهلی سیاسی ایران، رسول جعفریان، ص608.

[5] ابوذر زمان، ج2، ص419.

[6] کاندیدای ریاست جمهوری 1380 و نماینده مجلس.

[7] خاطرات رجبعلی طاهری، ص81.

منابع:

رسول جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی ــ سیاسی ایران (از روی‌کارآمدن محمدرضاشاه تا پیروزی انقلاب اسلامی) سالهای 1320ــ1357، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

شاهد یاران ویژه 30 سالگی انقلاب در خبرگزاری فارس انتهای پیام/ مصاحبه با صدیقه امیر شاه كرمی متولد 1333 فرزند یک روحانی، خواهر مهدی و محمد از تشکیل دهندگان مهدیون : با عنوان مصاحبه: ناگفته هایی از تشكیل «گروه مهدیون»

تاریخ شفاهی سازمان مهدیون، ص295، سند شماره2.

ابوذر زمان، ج2

خاطرات رجبعلی طاهری

تهیه و تولید:احمد اولیایی-گروه حوزه علمیه تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها