جلوههاى غربت
مسابقه کتابخوانی با ستارهها

این حدیثى نیست كه بتوان آن را رها كرد و بدان پشت نکرد و از آن چشم پوشید و روى گرداند؛ بلكه چنان است كه باید هر چه بیشتر و بیشتر بدان پرداخت و از منظرهاى گوناگون بدان نگریست؛ باشد كه فرهنگ درونى ما، در ارتباط با آن بزرگوار سامان یابد و متحوّل گردد و این حقیقت چنان با جانمان درآمیزد كه گویى «با شیر اندرون شده و با جان بهدر رود».
برگی از کتاب
غربت و تنهایى اقسامى دارد و هر یك را درجاتى از رنج به دنبال است؛ گاهى انسان از شهر و دیار خود بیرون مىرود به میان جمعى كه با آنان آشنایى ندارد، این تنهایى او را آزار مىدهد؛ امّا همین حالت اگر در شهر و محلّ سكونت براى او پیش بیاید، رنجش دوچندان است؛ چرا كه انتظار آن است انسان در شهر خود آشنایانى داشته باشد تا دلتنگ نگردد و به رنج اندر نیفتد.
هر چه این دایره تنگتر گردد، بار غربت سنگینتر و غم آن جانكاهتر مىشود. اوج این رنج آنجاست كه انسان در میان همسر و فرزندان خود یعنى در خانهى خویش دچار تنهایى شود كه این بسیار محنتزاست. فرد تأمین معاش اعضاى خانوادهى خود را عهدهدار باشد و در انجام این امر به جِد بكوشد، امّا آنان نه تنها از درِ سپاس و تشكّر از او برنیایند، بلكه اساسآ وى را تحویل نگرفته و محلّى از اِعراب براى وى قائل نباشند.
سهل است كه اصلا فراموش كنند كه آب و نان ایشان را چه كسى تأمین مىكند و با بىخبرى بخورند و بیاشامند و برخیزند و به كنجى خزند.
من این حالت را «غربت خانگى» نام نهادهام. و اوّلبار كه دوستى از همكارانم را در چنین بلیّهاى دیدم به حالش رقّت آوردم و بر این امر خطیر متنبّه شدم.
متن کامل کتاب جلوه های غیبت را می توانید در این قسمت مطالعه نمایید
برای شرکت در مسابقه این کتاب اینجا کلیک کنید
بخش کتاب و کتابخوانی تبیان
منبع: موسسه نباء


