محمد غفاری مشهور به کمال الملک از مهمترین و تاثیرگذارترین هنرمندان نقاش در مکتب قاجار است. وی با تاسیس مدرسه هنری خود به تربیت و پرورش شاگردانی همت گماشت که بعدها مکتبی را به وجود آوردند که به مکتب کمال الملک مشهور است.

سه‌شنبه ۴ تیر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
رویین پاکباز و مکتب کمال‌الملک
رویین پاکباز و مکتب کمال‌الملک محمد غفاری مشهور به کمال الملک از مهمترین و تاثیرگذارترین هنرمندان نقاش در مکتب قاجار است. وی با تاسیس مدرسه هنری خود به تربیت و پرورش شاگردانی همت گماشت که بعدها مکتبی را به وجود آوردند که به مکتب کمال الملک مشهور است. در این نوشتار بعد از آشنایی اجمالی با استاد کمال الملک، گفتگویی با آقای دکتر رویین پاکباز از اساتید مسلم نقد و تحلیل تاریخ هنر ایران را خواهید خواند. کمال الملک که بود؟ محمد غفاری معروف به کمال الملک، از آخرین اساتید بزرگ دوره قاجار است که مشهورترین نقاش ایرانی به‌شمار می‌رود. او متولد 1264ه ‍ . ق. در کاشان و تحصیل‌کرده مدرسه دارالفنون است. در آن زمان تابلوی سیاه قلمی از «اعتضادالسلطنه»، وزیر علوم کشید که مورد توجه ناصرالدین شاه واقع شد و در عمارت بادگیر شمس العماره وصل به کاخ سلطنتی، «نقاش خانه» ای ترتیب داد و او را در آن محل جا داد. او پس از عمویش صنیع‌الملک و برادرش به شهرت بسیار رسید. شاه اول به او لقب نقاش‌باشی و منصب پیشخدمت مخصوص داد و سپس لقب کمال‌الملک را به عنوان امتیاز خاص به او اعطا کرد. تا زمانی که ناصرالدین شاه زنده بود، او نیز با شوق و رغبت مشغول کار بود، ولی بعد از مرگ ناصرالدین شاه در سال 1314ه ‍ . ق. به ایتالیا و فرانسه رفت و رموز و فنون علمی این هنر را فرا گرفت، بعد از پنج سال به ایران بازگشت و مدت پانزده سال(1330ـ1345ه ‍ . ق.) در دارالفنون مشغول تربیت جوانان مستعد بود. شاید بتوان کار کمال الملک را به دو دوره پیش از مسافرت به فرنگ و پس از مسافرت تقسیم کرد. پیش از سفر، آثار او بیشتر تحت تأثیر سنت نقاشی کلاسیک، عصر قاجار و پیش از آن است. با روی کار آمدن رضا شاه و برخی مخالفت‌های کمال الملک با وی و وزیر معارف بر سر استقلال مدرسه از کار تدریس دست کشید و در سال 1306ش. مجبور به استعفا شد و یک سال بعد به حسن‌آباد (نیشابور) تبعید شد. از آثار معروف و گران‌بهای او به تابلوهای تکیه دولت که مراسم تعزیه و سوگواری ایام محرم را نشان می‌دهد؛ تابلو تالار آیینه که تصویر ناصرالدین شاه در میان آئینه کاری باشکوه کاخ گلستان استزرگر بغدادی و فالگیر یهودی و خودنگاره‌هایی از چهره خودش می‌توان اشاره کرد. با مرگ کمال‌الملک در 1319 در حقیقت باید عمر مکتب نقاشی قاجار را هم تمام شده دانست. اگرچه در میان جامعه هنری به نوع رویکرد محمد غفاری به هنر خرده گرفته می‌شود اما جامعه هنری نیز بر تاثیر فراوان او بر عالم هنر ایران اذعان دارند. اما آنچه در این سال‌ها با غفلت روبه‌رو شده است مکتب هنری کمال‌الملک و تاثیر شیوه آموزشی بود که این هنرمند با تاسیس مدرسه صنایع مستظرفه پایه‌گذاری کرد مکتب کمال الملک کمال‌الملک بدون شک ستاره هنرهای تجسمی کشور در یک قرن اخیر است؛ از آنجا که نام این هنرمند در سده در دورترین نقاط کشور در میان تمامی اقشار جامعه شناخته شده است موید همین موضوع است اما متاسفانه دستاوردهای هنری و مکتب هنری که او برای ایران به ارمغان آورد هنوز شناخته شده نیست. اگرچه در میان جامعه هنری به نوع رویکرد محمد غفاری به هنر خرده گرفته می‌شود اما جامعه هنری نیز بر تاثیر فراوان او بر عالم هنر ایران اذعان دارند. اما آنچه در این سال‌ها با غفلت روبه‌رو شده است مکتب هنری کمال‌الملک و تاثیر شیوه آموزشی بود که این هنرمند با تاسیس مدرسه صنایع مستظرفه پایه‌گذاری کرد. مکتبی که کمتر شناخته شده است و دلیل این موضوع نیز همین مسئله است که مورد نقد و نظر جدی قرار نگرفته است. برای کالبدشکافی این موضوع همواره نیاز بود که آثار کمال‌الملک و شاگردانش در کنار هم مورد نظر قرار گیرد تا بتوان به صورت جامع به نقش و معرفی مکتب کمال‌الملک در عرصه هنر ایران پرداخت. در حال حاضر با گردآوری آثار دو نسل از شاگردان کمال‌الملک و تاسیس موزه این هنرمند در باغ نگارستان زمینه بررسی مکتب کمال‌الملک را فراهم کرد. به همین بهانه گپی کوتاه با «رویین پاکباز» داشته‌ایم: آقای پاکباز درباره مکتب کمال‌الملک توضیح می‌دهید؟ مکتب کمال‌الملک اصطلاحی است برای توصیف آثار شاگردان کمال‌الملک و پیروان راه و روش او. آشتیانی، وزیری، حیدریان، شیخ، یاسمی، محمود اولیا، علی‌اکبر نجم‌آبادی، یحیی دولتشاهی، محسن سهیلی، صدیقی، محسن مقدم، فتح‌الله عبادی، ‌رضا شهابی، مارکار قرابگیلان، صمیمی، مصطفی نجمی و چند نفر دیگر در این مکتب جای دارند. البته شاید بتوان نام رسّام ارژنگی و میرمصور ارژنگی- که در روسیه آموزش دیدند و در تبریز به تدریس پرداختند- و نیز علی‌اصغر پتگر، جعفر پتگر و هوشنگ پیمانی را هم بر این فهرست افزود؛ ولی علی رخساز و علی‌اکبر صنعتی از این جمع تا اندازه‌ای متمایز هستند. این افراد چه تاثیری در نقاشی ایران داشتند؟ اینان- به پیروی از کمال‌الملک- کمال مطلوب خود را در هنر رافائل، تیسین، روبنس و رمبرانت می‌جستند؛ اما در عمل، راه هنر آکادمیک سده نوزدهم اروپا را دنبال می‌کردند. بنابراین، آمیخته‌ای از کلاس‌سیسم سطحی و ناتورالیسم آشکار همراه با نوعی احساساتی‌گری شبه رمانتیک را در کارشان می‌توان دید. اغلب آن‌ها در دبیرستان‌ها، هنرکده‌ها و آموزشگاه‌های خصوصی به کار تدریس مشغول بودند و حتی دست به انتشار کتاب‌های راهنمای نقاشی و طراحی می‌زدند. به‌طورکلی، «مکتب» آن‌ها در مدتی بیش از 70 سال، هنر معاصر ایران را زیر نفوذ داشت و هنوز هم نقش مهمی در هدایت فرهنگ و سلیقه هنری عمومی ایفا می‌کند. کمال‌الملک تا چه اندازه از اتفاق‌های جدیدی که در حوزه نقاشی رخ می‌داد، بهره می‌جست؟ از میانه سده نوزدهم جریان‌های همانندی با وسعت و قدرت نفوذ و پایداری متفاوت در بسیاری از کشورهای آسیایی و افریقایی پدید شده‌اند که غالبا با گرایش‌های نو مخالف بوده‌اند و محمد غفاری نیز با همین رویکرد به پایه‌گذاری مکتب خود اقدام کرد. اگرچه تعصب در پیروی از اصول و میثاق‌های سنت طبیعت‌گرایی اروپایی، وجه مشترک تمامی پیروان کمال‌الملک است؛ اینان به لحاظ دانش، توانایی فنی و انتخاب اسلوب و موضوع کار یکسان نیستند. شاگردان او نیز همین راه را می‌رفتند؟ تقریبا همه شاگردان در موضوع‌های تک‌چهره، طبیعت بی‌جان و منظره کار کرده‌اند و نیز جملگی تمایلی به مردم‌نگاری از خود نشان داده‌اند. ولی در این میان، بعضی ویژگی‌ها را نیز می‌توان تشخیص داد مثلا لطافت سایه روشن‌کاری وزیری، استحکام طراحی شیخ، قلمزنی آزاد اولیا، تنوع اسلوب شهابی و حساسیت اجتماعی پیمانی و صنعتی. به نظر می‌رسد که آگاهی و درک هنری در حیدریان و صدیقی عمیق‌تر است و شاید همین امتیاز باعث می‌شود که آن‌ها دست‌کم در بعضی آثارشان از حدود مکتب کمال‌الملک فراتر رفتند. فرآوری: سمیه رمضان ماهی بخش هنری تبیان منابع: روزنامه بهار شباهنگ، داراب؛ یادنامه کمال‌الملک، تهران: بی‌نا، 1364ش شاهرخ مسکوب. «درباره هنر نقاشی قاجار». بنیاد مطالعات ایران. سید محسن حاج سید جوادی. «هنرهای دوره قاجاریه». سایت پژوهش هنر، نماد و اسطوره شناسی، 1388/10/2.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها