مصاحبه اختصاصی تبیان با مهمان پرست
تفسیر مهمان پرست از دولت های گذشته
گفت و گویی صمیمی با نامزد یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری که از انگیزه و برنامه هایش پرسیدیم و شنیدیم...
انگیزه شما از حضور آنهم به صورت ناگهانی در انتخابات چه بود؟
این انتخابات خیلی برای ما اهمیت دارد یعنی به خاطر شرایط حساس منطقه ای و بین المللی و ارتباطی که این تحولات با کشور ما دارد. شاید یکی از مهمترین حوادث سیاسی اجتماعی کشورمان باشد و می تواند خیلی تعیین کننده باشد.
کار من کار سیاست خارجی و رصد تحولات بوده و معمولا در تحلیل مسائل سعی می کردیم که با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری موقعیتی را که در آن قرار داریم را به صورت دقیق ارزیابی کنیم.
مقام معظم رهبری در فرمایشات شان چندین بار به این مسئله اشاره داشتند که ما در یک پیچ مهم تاریخی بزرگ هستیم. کشور های غربی فکر می کنند این انتخابات بزرگترین نقطه امید آنها برای ضربه زدن به کشور است آنها امیدوار به ایجاد اختلاف هستند امیدوار به این هستند که با تجربه ای که در سال 88 داشتند بتوانند با افزایش تحریم ها نارضایتی ها گرانی تورم ، مشارکت مردم را کم کنند.
اگر واجدین شرایط برای شرکت در انتخابات حدود چهل و پنج میلون نفر باشند بیش از سی میلیون نفر از آنان جوان هستند. همه مشکلاتی که می خواهیم برای آن راه حل پیدا کنیم مربوط به این نسل می شود
من فکر می کنم هر کسی در هر موقعیتی که بتواند کمک کند تا این انتخابات تبدیل به یک حماسه ملی شود باید به وظیفه اش عمل کند. چه کسانی که فکر می کنند با حضورشان در صحنه می توانند افراد مختلف را بیاورند و با حضورشان مشارکت شان را افزایش دهند. چه مردم که باید درک کنند که وظیفه بسیار حساس و تعیین کننده ای دارند. بر این اساس خیلی مطالعه داشتم فکر می کردم شرایط داخلی را بررسی می کردم شرایط تحولات منطقه ای را ارزیابی می کردم واقعا نباید نسبت به این مسئله انتخابات با یک دید معمولی نگاه کنیم شرایط بسیار متفاوت و حائزاهمیت است. با دوستان بسیاری مشورت کردم و همه مسائل را هم می دانم، تعداد زیاد داوطلبین، اینکه بالاخره ممکن است تعداد کمتری برای مرحله بعد در نظر گرفته شوند. یا اینکه مثلا به خاطر اینکه با ورود به این صحنه مسئولیت های شغلی ما ممکن است تحت شعاع قرار بگیرد که من خودم این کار را انجام دادم و مسئله سخنگویی را خواستم که از من رفع مسئولیت شود.
گفتمان خود را چه می دانید؟
شاید دغدغه اصلی ما این است که کشورمان حدودا 45 میلیون نفر زیر 35 سال دارد. ما موقع انقلاب سال 1357 جمعیت کشورمان سی و سه چهار پنج میلیون نفر بود در طول این سی و چهار سالی که از انقلاب گذشته است حتما حداقل سه چهار میلیون نفر فوت کرده اند پس هر چی به جمعیت اضافه شده است برای بعد از انقلاب بوده. اگر جمیعیت مان الان هفتاد و شش میلیون نفر باشد؛ معنی اش این است که چهل و شش میلیون نفر زیر سی و پنج سال هستند و معنی آن این است که بالای سی میلیون نفر بین 15 سال تا سی پنج سال اند. یعنی جوان هستند این خیلی مهم است. اگر واجدین شرایط برای شرکت در انتخابات حدود 45 میلون نفر باشند بیش از سی میلیون نفر از آنان جوان هستند. همه مشکلاتی که می خواهیم برای آن راه حل پیدا کنیم مربوط به این نسل می شود. اگر بحث اشتغال است مربوط به اینها است اگر بحث ازدواج مربوط به اینهاست اگر مسکن و تحصیلات عالی دانشگاه است مربوط به اینها است ،اگر اوقات فراغت و فرهنگی و ورزشی نیز هست مربوط به اینها می باشد و برای نسل جدید باید برنامه ریزی کنیم.
این منافات ندارد با اینکه ممکن است مثلا کسانی که یک مقدار سن شان بالاتر هم است مشکل نداشته باشند ولی دغدغه اصلی خانواده های ما، فرزندان و جوانان شان هستند. الان خیلی از خانواده ها ممکن است که تحت فشار اقتصادی هم باشند، مشکلاتی هم داشته باشند ولی اگر از آنها بپرسید که بزرگترین آرزوتان و اولین اولویت تان چیست؛ می گویند که اگر بچه ای بیکار دارند برود سر کار اگر مشکل ازدواج دارد می خواهند شرایطی فراهم شود تا بتوانند ازدواج کنند تشکل خانواده دهد یعنی این قشر خیلی برای ما مهم هستند. ضمن این که اگر قرار است در کشور ما حماسه ای ایجاد شود باید اینها ایجاد کنند. اگر بخواهند با نظام مقابله کنند روی این قشر کار می کنند. اگر قرار باشد رشد توسعه داشته باشیم این قشر باید انجام دهد. اگر وظیفه مان را انجام ندهیم می بینیم که مواد مخدر و هزار مفسده اجتماعی و زندان و مشکلاتی که داریم هم مربوط به این قشر می شود.
به نظر نمی آید دوستانی که به صحنه آمدند که همه بزرگوارند و از تجربیات خوبی برخوردار هستند و حتما می توانند کمک کنند اما اینکه با این نسل چقدر فاصله دارند، چقدر می تواند ارتباط برقرار کنند، از دنیای آنها خبر دارند؟ و می توانند در دنیای آنها وارد شوند؟ اینها نکاتی اساسی است من از این جهت است که احساس تکلیف می کنم.
برنامه های تان هم برای ریاست جمهوری تنظیم کرده اید؟
خب طبیعتا کسی که قصد ورود به چنین صحنه ای را داشته باشد قطعا با برنامه وارد می شود و حتم مدت های طولانی روی موضوعات مختلف فکر کرده است. ما برای حل مشکلات اقتصادی کشور که شاید یکی از مهمترین اولویت ها در شرایط فعلی باشد می بایست تصمیمات اصولی بگیریم تا ریل فعالیت های اقتصادی به شکل صحیح تنظیم شود و مسیر درستی را برود.اولین نکته این است که ما باید سه تصمیم بزرگ در کار اقتصادی بگیریم که شرایط را ببرد به سمتی که ما دوران رشد و شکوفایی اقتصادی را با سرعت تمام بتوانیم طی کنیم. این سه تصمیم کاملا با هم مرتبط است نمی توان بخشی از آن را انجام داد و بخشی را انجام نداد. اولین تصمیم این است که ما باید بدنه دولتی مان را کوچک کنیم دولت می بایست به سمت مدیریت، برنامه ریزی، سازماندهی و نظارت حرکت کند. تا جایی که امکان دارد از تصدی گری و ورود به اجرا باید دور شود در کنار آن بخش های خصوصی باید تقویت شود.
اصل 44 قانون اساسی که مورد تاکید مقام معظم رهبری است می بایست با سرعت بیشتری و به شکل سریعتری اجرا شود ما باید بخش های خصوصی قوی در کشور داشته باشیم . اقداماتی قبلا انجام شده متاسفانه بعضی وقت ها بخش های خصوصی ما متشکل از آدم های دولتی مان هست که مسئولیت جاهای مختلف دارند بعضی وقت ها هم بخش خصوصی درست شده ولی مدیریت حاکم بر بخش خصوصی همان مدیریت سابقی هستند که تفکر دولتی دارند. ما می بایست بخش های خصوصی قدرتمند ایجاد کنیم و کمکشان کنیم به روی پای خودشان بایستند.
ممکن است در گام اول با درصد کمتری شروع شود ولی در یک دوره 5 الی 6 ساله این کار امکان پذیر است و آن موقع به اقتصاد بدون نفت می رسیم اگر دنبال این هستیم که از اتکا اقتصاد مان به نفت کم کنیم آرزویی که من یادم هست قبل از پیروزی انقلاب اسلامی داشتیم. بنده سال 1355 دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بودم و از آن زمان یادم هست که همه بچه ها دنبال بحث های سیاسی که بودن در بحث های اقتصادی یکی از اعتراضات آنها این بود که چرا ما نفت را باید تولید کنیم و به قیمت ارزان بفروشیم و حقمان را بخورند. این آرزوی چندین سال ملت ما است، پس برای تحقق ان باید هزینه های دولتی کاهش و درآمدهای دولت بدون اتکا به نفت افزایش پیدا کند این کار امکان پذیر است .
بعد تصمیم بزرگ سومان چی باید باشد، اینکه تمام درآمد های ناشی از منابع انرژی نفت و گاز ، منابع زیر زمینی، معادن اینها باید در صندوق توسعه ملی برای تقویت آن بخش های خصوصی به کار گرفته شود، به چه شکل؟ اگر ما در کشور توسط همه متخصصین، بتوانیم یک پروژه های بسیار بزرگی که به صورت زیر بنایی نیاز کشور است در داخل کشور در سرتاسر شهرها حتی در خارج از کشور پروژه های بزرگ فنی و مهندسی را تعریف کنیم. بودجه ای که در صندوق توسعه ملی هست نباید بلاعوض صرف و خرج شود این باید از طریق سیستم بانکی در اختیار شرکت هایی که در بخش خصوصی قوی هستند قرار داده شود یا شرکت های جدیدی به وجود بیاد پروژهای آنها تامین مالی داده شود در داخل یا خارج از کشور. چند خصوصیت دارد این کار؛ اول خصوصیت آن این است که شما با این کار بخش های خصوصی را تقویت می کنید واقعا بخش های خصوصی قدرتمند درست می کنید حتی پروژه هایی تا حد 1 میلیون دلار را شما می توانید فایننس کنید. اگر این شرکت ها قوی شوند و روی پای خود بایستند در آینده نیاز کمتری دارند به این حمایت های مالی و شما می توانید شرکت های جدید را حمایت کنید. نکته دوم وقتی پروژه های بزرگ ایجاد می شود و شرکت ها می خواهند این ها را ایجاد کنند اشتغال ایجاد می شود. بزرگترین مشکل ما این است که نتوانستیم به تعداد جوان هایی که به دنبال شغل هستند شغل های جدید ایجاد و معرفی کنیم . شغل های اساسی و نه شغل های کاذب.
در دولت آقای هاشمی چون خواستگاه فکری ایشان از ابتدا از نظر مالی وضع بهتری داشتند، املاکی داشتند. در کارهای اقتصادی و اینها دست داشتند، در دوران آقای هاشمی، ما می بینیم که توجه به سرمایه گذاری، توجه به کارهای اقتصادی، یک مقدار توجه به بخش خصوصی افزایش پیدا کرد. در واقع دوران سازندگی به گرایشاتی به این سمت و سو که با دید فکری آقای هاشمی نزدیک بود حرکت کرد
و سوم خاصیت آن این است که این بودجه و سرمایه ای که شما در صندوق توسعه ملی دارید یک دفعه هزینه و تمام نمی شود از طریق سیستم بانکی این شرکت ها را تقویت و پروژه ها را راه اندازی می کند و اینها باید بعد از دوره زمانی تعیین شده پول را بر گردانند. یعنی به طور دائم سرمایه شما در صندوق توسعه ملی افزایش پیدا می کند.
بودجه ای که ما داریم صرف یارانه می کنیم. این بودجه اگر یک بخش ان صرف کمک به افرادی شود که واقعا راهی ندارند و تحت فشار قرار می گیرند با گرانی و تورم مانند خانواده های بی سرپرست که جوانی ندارند که در خانه کار کند و کمک اینها باشد یا مانند کارمندان و کارگرانی که حقوق بگیر هستند اتفاقا ضربه پذیر ترین بخش کشور هستند چون بالاخره کسانی که در بخش های خصوصی و شغل آزاد هستند خودشان به نحوی این کسری را تنظیم می کنند ولی آن ها که کارمند هستند چاره ای ندارند چون حقوق ثابت دارند با یک حقوقی که 10 الی 15 درصد می خواهند افزایش دهند که باز هم تحت فشار قرار می گیرند. ما می توانیم یک بخش زیاد از این بودجه قابل توجه را صرف این بکنیم در این مقطع تحول بزرگ اقتصادی که در کشور همه جانبه در حال اجرای آن هستیم تا این قشر کمتر اسیب ببینند و این کار اصلی را در پروژه های بزرگ و ایجاد اشتغال بکشانیم، به جای اینکه این یارانه ها به صورت یکجانبه و بلاعوض داده شود و تاثیری در ایجاد اشتغال نداشته باشد.
یعنی شما به راه کار دیگری در اجرای هدفمندی معتقدید و یا راه دیگری جز هدفمندی پیشنهاد دارید؟
من معتقدم اصل طرح هدفمند کردن یارانه ها بسیار مهم، اساسی و شجاعانه بود و می بایست از سالهای پیش اجرا میشد. اما در نحوه اجرای آن بسیار بهتر می توانیم آن را اجرا کنیم.
با بقیه گروه های اصولگرا و یا دولت برای حضور در عرصه انتخابات مشورت کردید؟
نه با اصولگراها مشورت داشتم و نه کاندیدای دولت هستم، بنده فرد مستقلی هستم و همیشه اینطور فکر می کردم. گرایشات خودم را دارم اما فکر می کنم جدای از آنکه خودمان گرایشاتی داریم علایقی داریم به برخی از مجموعه ها برای اداره کشور نباید جناحی فکر کنیم و باید برای اداره کشور از همه ظرفیت ها استفاده کنیم.
گفته بودید که کسی که به خاطر احساس تکلیف می آید به نفع کسی کنار نمی کشد اما بعد از ثبت نام شما در وزارت کشور اتفاقاتی افتاد که باعث تاثیر در کل آرایش های گروه های سیاسی شد و یا می شود؛ موضع شما هنوز همان است؟
قطعا. من سوابقم و روحیاتم نشان می دهد که خیلی اهل بازی های سیاسی یا اینکه فرض کنید به خاطر منافع شخصیم بخواهم وارد یک صحنه ای شوم، بعد وارد یک معامله ای شوم، بعد ببینم که کدامش برایم بهتر است، اصلا اینطوری نیستم. من معتقدم مقام معظم رهبری دیدگاه بسیار روشنی دارند و ماها بچه های دوران انقلاب هستیم .ما مثلا سال سوم دانشگاه بودیم و فکر می کردیم هر کاری لازم است برای کشور باید انجام دهیم. دوره های متفاوتی را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز دیده ایم. صحنه های مختلف ر ا دیدیم، بحران ها را دیدیم، دیگر به یک نقطه ای الان رسیده ایم که برای مان مسائل شخصی مان اهمیت ندارد. من واقعا احساسم این بوده که با قدرت باید وارد بشویم این نسل جدید جوانمان را باید دستشان را بگیریم، بیاوریم به صحنه. این دایره های مدیریتی را یک خورده باز کنیم. دوستان زیادی هستند تجربیات خیلی گرانبهایی دارند شاید بتوانند به عنوان یک بزرگتر در کنار این نسل جوان و جدید ما قرار بگیرند و آن را راهنمایی کنند ولی اجازه بدهند که فکرها، استعدادها، خلاقیت ها و حرف های جدید اینها بیاید و این کشور را با سرعت بیشتری به سمت بالا هدایت کنیم.
من سوابقم و روحیاتم نشان می دهد که خیلی اهل بازی های سیاسی یا اینکه فرض کنید به خاطر منافع شخصیم بخواهم وارد یک صحنه ای شوم، بعد وارد یک معامله ای شوم، بعد ببینم که کدامش برایم بهتر است، اصلا اینطوری نیستم
اگر خودتان رد صلاحیت شوید، واکنش تان چیست؟
یک چهارچوب قانونی در کشور ما حاکم است. در همه کشورها یک چهارچوبی دارد و هر کسی می خواهد در کشور خود فعالیت کند باید طبق آن اصول و قوانین کشور رفتار کند. در کشور ما چهارچوب قانونی جایگاه شورای نگهبان است در انجا هم ذکر شده اگر کسی صلاحیتش احراز نشد اگر نکته ای دارد می تواند برود صحبت کند ادله خود را مطرح کند ولی در مجموعه اگر تمام این اتفاقات هم افتاد ولی باز نظر شورای نگهبان این بود که صلاحیت احراز نمی شود ما تابع قانون هستیم و باید باشیم.
مهمترین نقدی که به سیاست خارجی دولت دارید، چیست؟
سیاست خارجی شاید کمی با بخش ها و تصمیم گیری های دیگر متفاوت است ، چون به خاطر اهمیت آن سیاستهای کلان توسط مقامات ارشد نظام طراحی می شود. در شورای عالی امنیت ملی همه مقامات کشوری و لشکری هستند و روی موضوعات اصلی و اساسی تصمیم می گیرند مصوبات آنها خدمت مقام معظم رهبری می رود و با تایید ایشان آن سیاست های کلان در غالب سیاست خارجی به ما ابلاغ می شود و ما مجری هستیم. بنابراین سیاست خارجی نظام چهارچوب کلی آن نمی تواند جدای از آن چیزی باشد که مسئولان ارشد کشور و مقام معظم رهبری تعریف می کنند. در اجرای آن ممکن است سلایق مختلف به کار گرفته شود بعضی ها خوب نتوانند اجرا کنند یا از راه مختلف سعی کنند تا به آن چهارچوب های کلی برسند. بزرگترین آرزوی من برای سیاست خارجی این است که جایگاه دستگاه سیاست خارجی تا حد ممکن ارتقا پیدا کند. کشوری که یک دستگاه سیاست خارجی مقتدر داشته باشد منافع ملی آن بهتر تامین می شود. حال خیلی فاصله داریم، واقعا می بایست همه مسئولین کشور تلاش کنند به شکل های مختلف، که دستگاه سیاست خارجی اقتدار خودش را داشته باشد و بتواند نقش آفرینی کند. ما هم موظفیم در درون وزارت خارجه بهترین نیروهای کشور و بهترین استعداد ها را جذب کنیم. کسانی که همه جوره پایبند این نظام و اصول و قوانینش هستند. ما باید در درون این نیروی انسانی را به بهترین شکل انتخاب کنیم. کسانی که در بیرون هستند باید زمینه اقتدار دستگاه سیاست خارجی را فراهم کنند. برای مثال ما نباید دروزارت خارجه به دلیل مشکلات کمبود بودجه ای به وضعیتی برسیم که مثلا برای تعطیلی سفارتخانه هایمان یا برگرداندن نیروی مان دغدغه فکری داشته باشیم. چون خط مقدم نبرد در شرایط فعلی دستگاه سیاست خارجی است.
ما قدر مقام معظم رهبری را شاید بعد ها خیلی خیلی بیشتر متوجه شویم. توصیه های ایشان، درایت ایشان کشور را دائما از بحران ها و فتنه ها نجات داده است واگر خوب به توصیه ایشان عمل کنیم ما را می رساند به آن نقطه ی مطلوب و درخشانی که همه دنبال آن هستند.
اگر بخواهید به دولت هایی که در گذشته روی کار بودند درباره چه دولت جنگ، سازندگی، اصلاحات و دولت اقای احمدی نمره بدید چه نمره ای می دهید؟
همه دولت هایی که روی کار آمدند منتخب مردم بودند و ما باید به رای مردم همیشه احترام بگذاریم در طول سالهای بعد از انقلاب اسلامی توسط گروه ها ، افراد مختلف و در مقاطع مختلفی که داشتیم کارها و قدم های خوبی برداشته شده و ما اگر می خواهیم تحلیل کنیم شرایط یا عملکرد گروه ها را باید واقع بینانه ومنصفانه تحلیل کنیم. هر کدام آنها اقدامات مثبتی داشتند و یک ضعف هایی هم داشتند هیچ وقت هیچ کدام از آنها مطلق نبودند. اگر قرار بود یک جریانی روی کار بیاید که سرتاسر ضعف باشد آن موقع حمایت حضرت امام از ان دولت یا بعد از آن حمایت هایی که مقام معظم رهبری از دولت ها داشتند می توانست سوال برانگیز باشد. پس همه دولت ها منتخب مردم بودند قوت هایی داشتند، ضعف هایی هم داشتند. تاکید مقام معظم رهبری هم همیشه همین است که ما باید نقاط قوت قبلی ها را تقویت و نقاط ضعف آنها را بر طرف کنیم ما اگر بخواهیم تحلیل کنیم یک نمودار باید بکشیم منحنی وضعیت کشور از ابتدای پیروزی انقلاب تا الان . شما اگر منحنی را رسم کنید می بینید که فرایند و همه ی اقداماتی که در مجموعه انجام شده توسط همه ی بخش های کشور. این منحنی روندش صعودی است
در یک جمله ای اگر بخواهید به شاخص ترین ویژگی های شان اشاره ای داشته باشید، چه می گوید؟
هر دولتی که روی کار آمده متناسب با خواستگاه فکری و اجتماعی خود عمل کرده است. در دوران جنگ ما در شرایط بودیم که می بایست متناسب با آن شرایط برنامه ریزی می کردیم. آن موقع مقام معظم رهبری ریاست جمهوری را بر عهده داشتند، آقای موسوی نخست وزیر بودند. در شرایط زمان جنگ اداره کردن کشور خیلی سخت بود و به شکل بسیار مطلوب کشور اداره شد و هیچ وقت احساس و بحران و کمبود در داخل کشور نمیشد و به اتکای نیروهای الهی جنگ هم پیروزمندانه و سرافرازانه اداره شد.
در دولت آقای هاشمی چون خواستگاه فکری ایشان از ابتدا از نظر مالی وضع بهتری داشتند، املاکی داشتند. در کارهای اقتصادی و اینها دست داشتند، در دوران آقای هاشمی، ما می بینیم که توجه به سرمایه گذاری، توجه به کارهای اقتصادی، یک مقدار توجه به بخش خصوصی افزایش پیدا کرد. در واقع دوران سازندگی به گرایشاتی به این سمت و سو که با دید فکری آقای هاشمی نزدیک بود حرکت کرد.
من چیزی که می توانم خدمت دوستان و کاربران شما بگویم این است که واقعا باید با یک احساس مسئولیت بالایی در این انتخابات شرکت کنند
در دوره اصلاحات جناب آقای خاتمی یک آدم فرهنگی بودند. قبل از اینکه بخواهند تصدی گری وزارت ارشاد را داشته باشند در مرکز اسلامی هامبورگ و یا در کتابخانه ملی بودند و موقعی که دوران اصلاحات روی کار آمد، متناسب با خواستگاه فکری ایشون ما بیشتر در زمینه های فرهنگی کار کردیم گفتگوی تمدن ها و .. در دستور کارمان بود و برخی اوقات ناخودآگاه تاثیرگذاری این تفکر را روی بخش های اقتصادی مان می دیدیم. برای مثال در مناطق آزاد مدیرانی کار می کردند که سابقه فرهنگی داشتند. روحیه حاکم بر کار دولت یک کار فرهنگی بود و بخشی از آن هم کارهای مطبوعاتی و رسانه ای برخی اوقات جنبه سیاسی هم پیدا می کرد.
در دولت آقای احمدی نژاد متناسب با روحیات ایشان اینکه یک فرد زحمت کشیده بودند و از یک خانواده ای در این قشر ایشان بزرگ شده بودند، نگرانی و دغدغه اصلی ایشان مردمی بودند که وضعیت مالی ضعیف تری داشتند، مستضعف بودند، تحت فشار بودند در روستا ها و... اقداماتی که انجام شد بیشتر در این جهت بود به عنوان مثال صندوق مهر امام رضا، سهام عدالت، مسکن مهر ، هدفمند کردن یارانه ها.
چه پیامی برای کاربران تبیانی دارید؟
من چیزی که می توانم خدمت دوستان و کاربران شما بگویم این است که واقعا باید با یک احساس مسئولیت بالایی در این انتخابات شرکت کنند. ببینید ما قدر مقام معظم رهبری را شاید بعد ها خیلی خیلی بیشتر متوجه شویم. توصیه های ایشان، درایت ایشان کشور را دائما از بحران ها و فتنه ها نجات داده است واگر خوب به توصیه ایشان عمل کنیم ما را می رساند به آن نقطه ی مطلوب و درخشانی که همه دنبال آن هستند. بی خود نیست که ایشان نسبت به این انتخابات این همه حساسیت نشان می دهند اینکه می گویند حماسه سیاسی حماسه اقتصادی، معنی آن این است که همه فشارهای اقتصادی را می خواهند روی دوش ملت ما بیاورند که مردم ناراضی باشند و این نارضایتی باعث می شود که صحنه را خالی کنند اینکه ایشان می فرمایند که حماسه سیاسی، یعنی ما برای اینکه فتنه ها را دور کنیم احتیاج به یک شور قابل توجه در مردم داریم. اگر حضور پرشور و حماسی مردم را داشته باشیم خیلی از فتنه هایی که علیه کشورمان دارند طراحی می کنند اصلا به مرحله اجرا در نمیاد و مردم هم متوجه نمی شوند که قرار بوده چه فتنه هایی علیه ما اجرا بکنند. اما اگر خدای نکرده بی تفاوت باشیم و کم انگیزه باشم ممکنه است دشمن ما را تحریک به فتنه انگیزی بیشتر کند و مشکلات مردم بیشتر شود. بنابراین همه باید با یک احساس مسئولیت برای تحقق خواست رهبری که همان حماسه است وارد صحنه شویم و از کشور، انقلاب، استقلال، منافع ملی و رهبرمان دفاع و حمایت کنیم.
مصاحبه : عطالله باباپور
بخش سیاست تبیان