ساخت فیلم «لا رنس عربستان» یا حتی ایده ساخت آن نشان از نبوغ سازنده این فیلم دارد.

چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰
برهوت لارنس
برهوت لارنس نقد فیلم لارنس عربستان ساخت فیلم «لا رنس عربستان» یا حتی ایده ساخت آن نشان از نبوغ سازنده این فیلم دارد. 27سال بعد از ساخت آن یكی از ستاره‌های این فیلم، عمر شریف می‌گوید: «اگر فردی ثروتمند باشید و شخصی نزد شما بیاید و بگوید می‌خواهد فیلمی بسازد كه زمان آن چهار ساعت باشد، ستاره‌یی نداشته باشد، كاراكتر مونث نداشته باشد و داستان عاشقانه هم نباشد و همین‌طور صحنه‌های اكشن هم نداشته باشد و بخواهد هزینه زیادی هم صرف ساخت فیلم در صحرا بكند، چه خواهید گفت؟» به طور كلی انگیزه ساخت این فیلم بر مبنای تصورات است. داستان «لارنس» بر مبنای صحنه‌های زد و خورد یا ملودرام سطحی قرار نگرفته بلكه اساس و بنیان آن توانایی دیوید لین (David Lean) در خلق آن چیزی است كه در افق صحرا ظاهر می‌شود و كم‌كم شكل انسانی می‌گیرد. او قبل از اینكه خود را متقاعد كند كه این پروژه می‌تواند موفق باشد باید چگونگی این حس را درك كند. در تشییع جنازه سرهنگ لارنس، معروف به لارنس عربستان، یک خبرنگار در جستجوی واقعیت ماجرای اوست. فیلم به سال ها قبل و زمان جنگ اول جهانی می رود: ستوان لارنس در مقر فرماندهی انگلیسیها در قاهره از وضع خود ناراضی است. او به کمک یکی از مقامات، مأموریت می‌گیرد تا با شاهزاده فیصل (ابن سعود، نیای خاندان سعودی) تماس بگیرد. فیصل رهبری گروهی از قبائل ضد حاکمیت عثمانی در عربستان را به عهده دارد و لارنس باید شورش عربها را به نقع اهداف انگلیسیها در جنگشان با امپراطوری عثمانی هدایت کند. در بیابان عربستان، راهنمای عرب لارنس به وسیله امیرزاده ای به نام شریف علی بر سر یک چاه آب به قتل می‌رسد. این موضوع، اهمیت آب و اختلافات قبائل را برای لارنس آشکار می‌کند. با این حال، دوستی عمیقی بین لارنس و شریف علی برقرار می‌شود. فیصل مایل به ادغام چریکهایش در ارتش انگلیس است و اسلحه مدرن می‌خواهد. لارنس که امید چندانی به توفیق این روش ندارد، به جای این کار، با عده‌ای از چریکها و شریف علی از کویر بزرگ عبور می‌کند تا از پشت، بندر عقبه در رأس دریای سرخ را از عثمانی‌ها بگیرد. منازعه بین عربها مانع آرزوهای او برای تشکیل نیرویی قوی از آنان در مقابل عثمانی است. اعمال خودسرانه او فضایی از ابهام در هنگام بازگشتش به قاهره می‌آفریند. اما ژنرال آلنبی فرمانده انگلیسیها که پی به اهمیت روش غیر عادی لارنس برده، اسلحه و پول در اختیار او می‌گذارد. لارنس به میان اعراب باز می‌گردد و جنگهای چریکی پیروزمندی را علیه عثمانیها رهبری می‌کند. او در میان عربها و توسط یک خبرنگار آمریکایی، در دنیای خارج شهرت بسیار به دست می‌آورد. اما در جریان عملیات جاسوسی در یک شهر عثمانی، لارنس مدتی دستگیر و متحمل بدرفتاری می‌شود. لارنس روحیه خود را از دست می‌دهد و می‌خواهد کناره بگیرد. اما به اصرار آلنبی او به صحرا باز می‌گردد. حمله بعدی او بر عثمانیها تبدیل به قتل عامی خشونت بار می‌شود که لارنس تمایلی به کنترل آن ندارد. او و قبائل عرب وارد دمشق می‌شوند و شورایی برای اداره شهر تشکیل می‌دهند اما اختلافات قبیله‌ای بالا می‌گیرد. انگلیس و فرانسه در یک بازی سیاسی، به انتظار منازعه قبایل می‌نشینند و رۆیای لارنس در هم می‌شکند. لارنس ناتوان، با قبول ترفیع، به انگلیس باز می‌گردد. گرچه آلنبی و فیصل به نوعی توافق می‌رسند، روابط انگلیس و اعراب سالها تلخ می‌ماند. لحظه‌یی در فیلم هست، جایی كه قهرمان، یك بریتانیایی عجیب به نام تی.‌ای لاورنس، از یك سفر پرمخاطره در حاشیه صحرا جان سالم به در می‌برد و برمی‌گردد كه دوستی را كه جامانده پیدا كند. این سكانس توان فیلمبرداری را در موج گرمای صحرا بالا می‌برد، صحنه‌یی كه زمانی طولانی قبل از اینكه علامت كوچكی را ببینیم، حفظ می‌شود. این صحنه در تلویزیون به هیچ‌وجه كارآیی ندارد – هیچ چیز دیده نمی‌شود. اما در سینما با تماشای برهوت، دقیق می‌شویم كه بتوانیم از جزییات موج گرما چیزی بیابیم و لحظاتی وسعت صحرا و تلخی غیرقابل بخشش آن را تجربه می‌كنیم. لارنس به میان اعراب باز می‌گردد و جنگهای چریکی پیروزمندی را علیه عثمانیها رهبری می‌کند. او در میان عربها و توسط یک خبرنگار آمریکایی، در دنیای خارج شهرت بسیار به دست می‌آورد با توانایی خلق این سكانس فیلمسازان كارآیی فیلم را دریافتند. «لارنس عربستان» یك بیوگرافی ساده یا یك فیلم ماجراجویانه نیست – اگرچه هر دو عنصر را در خود دارد – بلكه فیلمی است كه از صحرا به عنوان صحنه پرزرق و برق برای ساختن یك فرد قابل قبول استفاده می‌كند. این موضوع حقیقت دارد كه در فاصله سال‌های 17 19– 1914 لارنس وسیله ساز جلب كمك از قبایل صحرا از سوی بریتانیا و در برابر ترك‌ها بود اما آنچه فیلم نشان می‌دهد این است كه او خارج از محدوده وطن پرستی عمل می‌كند و بیشتر جامعه بریتانیا را پس می‌زند و سعی در شناخت توحش اعراب دارد. تی.‌ای لاورنس، باید عجیب‌ترین قهرمان محور داستان باشد. برای ایفای این نقش، لین یكی از عجیب‌ترین بازیگران تاریخ سینما را در نظر می‌گیرد، پیتر اوتول (Peter OTooole)، یك مرد باریك و بلند، تقریبا زمخت با صورتی استخوانی و لحن صحبتی تردیدآمیز. نقش اوتول كار ظریفی بود. اگرچه عمدتا اعتقاد بر این است كه لاورنس یك همجنس‌گرا بوده اما یك حماسه چند میلیون دلاری كه در سال 1962 ساخته شده نمی‌توانسته صراحتا به این موضوع بپردازد. هنوز لین و نویسنده‌اش رابرت بولت (Robert Bolt) شخصیت لاورنس را تخریب و بازسازی نكرده‌اند. آنها با استفاده از گفتار و رفتار ویژه اوتول به عنوان ابزار، شخصیتی را خلق كردند كه مجموعه معنویت و دیوانگی را دارد، شخصیتی كه متفاوت از قهرمانان نظامی است و می‌تواند اعراب را مجاب كند كه پیرو او باشند. لحظه‌یی دیگر در فیلم هست، جایی كه اوتول پیراهن سفید شیخ صحرا را پوشیده و روی قطار تصرف شده ترك‌ها به نشان پیروزی می‌رقصد. صحنه هوشمندانه‌یی است چرا كه به نظر می‌رسد رفتاری همجنس‌گرایانه را نمایش می‌دهد و هنوز هیچ‌یك از شخصیت‌های فیلم توجهی به آن نكرده‌اند. آنچه لین، بولت و اوتول خلق می‌كنند یك مرد غیرعادی از لحاظ اجتماعی است كه به راحتی با آنچه هست پذیرفته می‌شود بی‌هیچ شرح و عنوانی. آیا چنین مردی می‌توانست قبایل پراكنده صحرا را جمع كند و در جنگی علیه عثمانی پیروز شود؟ لاورنس این كار را انجام داد. یكی از شخصیت‌های كلیدی ژورنالیست امریكایی (آرتور كندی Arthur Kennedy) است كه دست تنها افسانه لاورنس را برای مطبوعات انگلیسی زبان بازگو می‌كند. ژورنالیست تصدیق می‌كند كه به دنبال قهرمانی می‌گردد كه درباره او بنویسد. «لارنس عربستان» با زمانی حدود 216 دقیقه مملو از جزییات طرح نیست. فیلم خطوط واضحی دارد و در هیچ كجا شكی درباره غیرمنطقی بودن جزییات آن نداریم. لارنس می‌تواند گروه‌های مختلف صحرا را متحد كند چراكه 1- او مشخصا یك غریبه است كه حتی نمی‌تواند چشم و همچشمی‌های قدیمی را بفهمد و 2- او می‌تواند به اعراب نشان دهد این تمایل خود آنهاست كه علیه ترك‌ها بجنگند. بازی آلک گینس در نقش پرنس فیصل یک شاهکار دیگر است او که قبلاً در الیور تویست لین بهترین فاگین تاریخ سینما را خلق کرده بود در نمایش یک مرد بزرگ که می خواهد سرنوشت را شکست دهد و مردمش را از زیر سایه جهل و استبداد نجات دهد بسیار موفق است.شخصیت این نقش بسیار شبیه شریف مکه در زمان جنگ اول جهانی است که به نظر می آید به خاطر حساسیت دولت سعودی به فیصل نام پادشاه وقت عربستان بدل شده اما به کلی بی شباهت به او است.عمر شریف با این فیلم به شهرت رسید.بازی در نقش شریف علی دوست و همراه لارنس بسیار با پختگی و جسارت ایفا شده است.لین هم با گرفتن پلانهای بزرگی از او چون صحنه ورود شگرف او همچون شبحی در بیابان به صورتی سراب گون بسیار به درخشش کمک کرده است.آنتونی کویین هم در نمایش رئیس کله شق و وحشی عرب که با وجود این خویی انسانی دارد هم بسیار خوش درخشیده است.او متخصص بازی در نقشهای مردانی که از خودشان بزرگترند است.بازی در نقشهایی چون گوگن،حمزه،عمر مختار این امر را ثابت کرده است.لین در این فیلم تمام وجود خود را خرج کرده تا فیلمی برای تاریخ بسازد و در این راه هم بسیار موفق بوده است.فیلم در سال 1962 هفت اسکار و سه نامزدی را کسب کرد و به یکی از بزرگترین فیلمهای تاریخ سینما بدل شد. فرآوری: مسعود عجمی بخش سینما و تلویزیون تبیان منابع : سایت IMDB ، نقد راجر ایبرت ، سیاست ما ، نقد فارسی ، روزنامه اعتماد

پربازدیدها

پربحث‌ها