غلامحسن اولاد به انتقاد از فضای چاپ و نشر پرداخت که در آن همه می‌خواهند نویسنده باشند و نویسندگی چشم و هم‌چشمی شده است.

شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

وقتی نویسندگی چشم و هم‌چشمی می‌شود

یادداشت انتقادی غلامحسن اولاد


غلامحسن اولاد به انتقاد از فضای چاپ و نشر پرداخت که در آن همه می‌خواهند نویسنده باشند و نویسندگی چشم و هم‌چشمی شده است.

غلامحسن اولاد

این شاعر در یادداشتی ، نوشته است: «در خبرگزاری ای  به نقل از نویسنده سنگاپوری خواندم، شمارگان کتاب در سنگاپور پنج میلیونی برابر ایران است. یادمان باشد که ایران در حال حاضر بیش از 70 میلیون جمعیت دارد. البته پیش از این می‌دانستم که در برخی از کشورهای کوچک همسایه، تیراژ کتاب گاهی به 30 تا 50 هزار جلد می‌رسد، اما این خبر بدجور کلافه‌ام کرد.

در یک نگاه کوتاه،‌ غیر از فضای فرهنگی حاکم و تنگناهای موجود در حوزه فرهنگ و هنر، یکی از عواملی که سبب شده مردم نسبت به کتاب، خصوصا کتاب شعر بی‌اعتنا باشند، این است که همه می‌خواهند بنویسند؛ نه بخوانند. چند سالی است که در کشور ما نویسندگی و شاعری در گستره چشم و هم‌چشمی می‌گردد. شاید خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر کتاب نداشته باشند، چیزی کم دارند. واقعا نمی‌دانم شهرت چه مشکلی را حل می‌کند که انبوهی از مردم در هر سن و سال با هر کسب و کاری می‌خواهند بدون اهلیت، صلاحیت، بی‌هیچ تلاش و زحمتی در کاری که استعدادش را ندارند، وارد شده و یک‌شبه مشهور شوند؟ در این میان ظاهرا دیواری هم کوتاه‌تر از دیوار شاعری نیست. گویا برخی بر این باورند: کافی است آدم خودکاری داشته باشد و کاغذی، دیگر شعر خودش می‌آید، یا هر چه بنویسی، شعر از آب درمی‌آید و از نظر آنان، نمایش ادبی، علوم بلاغی، بدیع، بیان و پیوند هنری اجزای کلام، استحکام زبان و انسجام عناصر درون‌متنی هم به برکت توجیهات هرمنوتیک صد البته بومی، مفت گران است.

در یک نگاه کوتاه،‌ غیر از فضای فرهنگی حاکم و تنگناهای موجود در حوزه فرهنگ و هنر، یکی از عواملی که سبب شده مردم نسبت به کتاب، خصوصا کتاب شعر بی‌اعتنا باشند، این است که همه می‌خواهند بنویسند؛ نه بخوانند.

با این حساب، مردم حق دارند اقبالی به کتاب نشان ندهند و کار به جایی بکشد که سنگاپور هم به نسبت جمعیت، چندین برابر بیش‌تر از ما کتاب‌خوان داشته باشد.

آسیبی که این سنت‌شکنی‌ها و هنجارگریزی‌های بی‌حد و حساب به ادبیات ما زده است، بعضا مخاطب را نسبت به آثار فخیم و فاخر هم بی‌میل و بدگمان کرده است. من بارها گفته‌ام کسی حق دارد و می‌تواند سنت را بشکند یا از هنجار بگریزد که نخست به خوبی آن‌ها را بشناسد، سپس آگاهانه با پشتوانه غنی تفکر و تخیل خلاق وارد میدان شود، در صورتی که بسیاری از مدعیان چنین توان و دانشی ندارند. البته نقش برخی از رسانه‌ها و نشریه‌های دست و دل باز هم در چاپ این‌گونه آثار و تشویق و ترغیب خالقان‌شان بی‌تأثیر نیست.

اما حرف آخر، من تا کنون هشت کتاب با هزاران شعر در شکل‌های غزل،‌ مثنوی، رباعی و دوبیتی و ... چاپ کرده‌ام. هرچند سه عنوان کتاب دیگر آماده چاپ دارم به نام‌های «و من سیاه‌مشق سفیدی دارم»، «چیزی شبیه مرگ مۆلف» و «دفتر چهارگانه‌ها»؛ اما ترجیح می‌دهم در این اوضاع آثارم را چاپ نکنم.

این‌جور که پیش‌ می‌رود، بعید نیست سنگاپور هم همین روزها ادعای پایتخت فرهنگی کند.»

بخش کتاب و کتابخوانی تبیان


منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران

پربازدیدها

پربحث‌ها