ماجرا از یک آگهی شروع شد
تیم ملی فوتبال ایران سال دیگری را پشت سر می گذارد. سالی که در آن فراز و نشیب فراوانی را شاهد بودیم. گاهی پس از برد مقابل کره جنوبی در آسمان سیر کردیم و در روزهایی هم پس از باختن به لبنان و ازبکستان فریاد همه بلند شد. در این مطلب قصد بررسی نتایج تیم ملی را نداریم. تیم ملی ایران در سالی که گذشت شرایط ویژه ای را سپری کرد. شرایطی که اگر ادامه یابد فضایی تازه پیش رویش قرار خواهد داد.

امسال تیم ملی فوتبال ایران با حضور دوبازیکن مقیم خارج کشور که نمایش موفقی هم داشتند شرایطی را تجربه کرد که اکثر هواداران از این کار استقبال کنند. اما فراموش نکنیم که این پایان ماجرا نیست. بدون شک تعداد این بازیکنان آن قدر نیست که ما بتوانیم چنین رویه ای را حلال مشکلات خود بدانیم. علاوه بر این برحسب یک کار کارشناسی شده ما هنگامی می توانیم از این بازیکنان استفاده کنیم که آنها فاصله قابل توجهی با بازیکنان حاضر در ایران داشته باشند.
پرداختن به زوایای مختلف دعوت از بازیکنان ایرانی مفیم خارج و علاقه مندی هواداران فوتبال ما را بر آن داشت تا گزارش کوتاهی تهیه کنیم. با این توضیح که ابعاد این ماجرا فراتر از این است با تبریک سال نو شما عزیزان را به خواندن این گزارش دعوت می کنیم.
توضیح پایانی این که استفاده از اصطلاح دورگه چندان دلچسب نیست. در خصوص اطلاق بازیکن دورگه به چنین بازیکنانی نیاز به بررسی و اظهار نظر از سوی کارشناسان است. اتفاقی که امیدواریم هرچه زودتر رخ دهد.
چراغی که با فریدون روشن شد
یک سند منحصر به فرد
تاریخچه توجه به بازیکنان فعال در خارج از کشور نشان می دهد که در دنیا سابقه طولانی دارد. این امر در کشورهایی مثل قطر شکل و نمایی عجیب تر دارد. چنین کشورهایی با دادن تابعیت به برخی بازیکنانی که هیچ ریشه ای در آنجا ندارند نمایی نا زیبا را رقم می زنند. در ایران اگر در این باره از سالها پیش زمزمه هایی وجود داشت اما هیچگاه جدی نمی شد. برای اولین بار این چراغ را فریدون زندی روشن کرد. اگرچه عده ای پای افراد مختلف را در این باره وسط می کشند اما یک سند بزرگ و منحصر به فرد نشان می دهد که عامل اصلی در این کار خود فریدون زندی است.
سالها پیش یک روزنامه نگار فعال در سیاست با ارائه یک آگهی در نشریه ای نه چندان معروف از روزنامه نگاران ورزشی نویس خواست تا از علاقه مندی زندی برای بازی در تیم ملی حمایت کنند. او می خواست این خواسته با مسئولان تیم ملی در میان گذاشته شود. اگر آن روز ازکنار خواسته آن روزنامه نگار سیاسی به عنوان یک شوخی به سادگی گذشتند امروز باور می شود که چنین امری شکلی به شدت جدی به خود گرفته است.
تاریخچه دورگه ها
ایتالیایی ها اولین مردمانی بودند که تصمیم گرفتند با استفاده از بازیکنان غیربومی در فوتبال به موفقیت برسند. آنها در سال 1934 که میزبان بزرگترین رویداد فوتبالی جهان شدند از 2 ستاره فوتبال آن روز جهان به نام های "ریموند اورسی" و"لوئیس مونتی" استفاده کردند که 4 سال پیش از آن در قامت تیم ملی آرژانتین، عنوان نایب قهرمانی جام جهانی را کسب کرده بودند. این روند در سال های بعد حتی بازهم تکرار شد و بازیکنانی نظیر "عمر سیوری"، "کلودیو جنتیله"، "مائورو کامورانزی" و "ماریو بالوتلی" برای لاجوردی پوشان به میدان رفتند.
این اما تنها بخشی از ماجراست و جالب تر اینکه اسپانیا، انگلستان، فرانسه، هلند و پرتغال نیز در پیروی از آتزوری، دست به کار شده و بازیکنانی با ملیت غیر و دورگه را به اردوهای تیم ملی کشورهایشان فراخواندند. ستارگانی همچون "آلفردو دی استفانو"آرژانتینی و "فرانس پوشکاش" اسطوره مجارها برای تیم ملی اسپانیا توپ زدند. هلندی ها بازیکنان سورینامی را به رنگ نارنجی ملبس کردند. ستارگانی همچون "رودگولیت"، "فرانک ریکارد"، "کلارنس سیدورف"، "پاتریک کلایورت" و بسیاری دیگر.
فرانسوی ها نیز از الجزایر مستعمره سابق خود که مانند گنجینه نهانی بود، نایاب ترین الماس های فوتبال جهان را استخراج کردند. فوق ستاره ای به نام "زیدان". البته خروسها در دهه 1980 میلادی از بازیکنانی مانند "ژان تیگانا" هم بهره جسته بودند و شاکله اصلی تیم قهرمان 1998 جهان را همین دورگه ها تشکیل داده بودند. (آنری، زیدان، ترزگه را به خاطر دارید؟)
پرتغال نیز در دهه 1960، با "اوزه بیو" موزامبیکی سری در میان نامداران فوتبال درآورد. انگلستان هم که به خاطر مستعمرات زیادش در پهنه گیتی، بازیکنان سیه چرده زیادی را در تاریخ ملی فوتبال خودش دید. بازیکنانی نظیر "جان بارنس"، "پل اینس"، "اشلی کول"، "ریو فردیناند"، "دیوید جیمز" و...
در میان صاحب نام های فوتبال اروپا تنها آلمان بود که از این سنت پیروی نکرد اما وقتی آنان با رشد منفی جمعیت و فقدان ستارگان فوتبال مواجه شدند، تصمیم گرفتند تا مانند سایر رقبا به بازیکنان دورگه نیز توجه کنند.
ماحصل این امر نیز این شده که امروز آنان از میان سیل مهاجران بازیکنانی از ملیت های مختلف را کشف کرده و با پرورش آنان، دوباره همان تیم خطرناک سالیان قبل شده اند. جالب این که آلمان ها به قدری به این موضوع اهمیت داده اند که نه تنها خودشان از بازیکنانی نظیر "خدیرا" و "ژروم بوآتنگ" بهره می جویند که حتی برخی از بازیکنان مهاجر را به راحتی به سرزمین های آبا و اجدادی شان بازگرداده اند.
بازیکنانی نظیر "اشکان دژاگه"، «کوین پرینس بوآتنگ»، «اوون هارگریوز»، «برادران آلتین توپ» و... بخشی از این سیستم هستند که برای تیم های ملی ایران، غنا، انگلیس و ترکیه بازی می کنند.
با فریدون زندی اولین بازیکنی که به ایران آمد
اگر به چند سال قبل برگردم بازهم همین تصمیم را خواهم گرفت.من دیشب به ایران آمدم، خوش آمدم!اولین جمله های خاطره انگیز فریدون زندی پس از حضور در تیم ملی بود؛ بازیکنی که خیلی زود محبوب شد و شانه به شانه سایر ستاره های تیم ملی آن زمان پیش رفت.
بیشترین بازی ملی هم در میان دورگه های فوتبال ایران جلوی نام فریدون زندی ثبت شده است؛ 30 بازی ملی. فریدون متولد ششم اردیبهشت 1358 در شهر «امدن» آلمان است. او تا قبل از آن که در سال 2005 از سوی برانکو ایوانکوویچ برای اولین بار به تیم ملی ایران دعوت شد، هیچ گاه ایران را ندیده بود، پرویز زندی، پدر فریدون خود ورزشکار بود و مادرش «الا کخ» (او پس از مسلمان شدن اسم لیلا را برای خود برگزید) هم یکی از مشوقان او برای این که تیم ملی ایران را برای ادامه فوتبال خود انتخاب کند. فریدون پیش از آن که به ایران بیاید پنج بار برای تیم زیر 21 سال آلمان بازی کرده بود و یکی از بازیکنان اصلی تیم کایزرسلاترن در بوندس لیگای یک به شمار می رفت.
زندی در باره حضورش در تیم ملی ایران می گوید: تا دو سال قبل از آن که به ایران بیام اصلا فکر نمی کردم برای ایران بازی کنم. به همین خاطر کاملا طبیعی بود که در تیم جوانان آلمان بازی کنم، اما وقتی پیشنهاد بازی در تیم ملی ایران را دریافت کردم شرایط تغییر کرد.
من همیشه دوست داشتم در تیم ملی ایران باشم، ولی نمی دانستم که این تصمیم درست است یا خیر؛ البته پیش داوری هایی هم در ذهن من ایجاد شده بود، اما دوستان ایرانی و بستگانم خیلی به من کمک کردند. آنها از خاطرات حضورشان در ایران برای من حرف زدند. با پدرم هم خیلی صحبت کردم اما خانواده ام هرگز مرا تحت فشار نگذاشتند که این پیشنهاد را بپذیرم یا نه. در آخر هم این من بودم که کاملا آزادانه تصمیم گرفتم برای تیم ملی ایران بازی کنم. قبل از آن که به ایران بیایم بزرگترین نگرانی ام این بود که آیا بازیکنان تیم ملی مرا در جمع خودشان می پذیرند یا نه؟!
البته وقتی که به اروی تیم ملی رفتم خیلی زود متوجه شدم که این نگرانی کاملا بی دلیل بود. برای اولین بازی باید در مقدماتی جام جهانی 2006 مقابل بحرین قرار می گرفتم. شرایط به گونه ای شد که مستقیماً به منامه رفتم و اصلاً نتوانستم به ایران بیایم. 2 روز مانده به بازی به بحرین رسیدم و البته قبل از آن با مهدوی کیا و هاشمیان در این زمینه صحبت کردم. به بحرین که رسیدم علی دایی به اتاقم آمد و گفت اگر مشکلی داری به من بگو. به هر حال در آن مسابقه تیم اصلاً خوب بازی نکرد و من هم از آنجایی که با سایر بازیکنان هماهنگ نبودم، نتوانستم بازی خوبی انجام دهم؛ البته آن خاطره بد را در آخرین بازی دور برگشت فراموش کردیم. من پاس گل دادم، نصرتی گل زد و ایران با پیروزی بر بحرین به جام جهانی صعود کرد.
زمانی که تیم ملی ایران را انتخاب کردم، آلمانی ها از این تصمیم من ناراحت شدند. این را وقتی فهمیدم که دیگر مربی کایزرسلاترن آن حمایت همیشگی را از من نکرد. آنها حتی روز قبل از اولین حضور من در اردوی تیم ملی ایران، به من می گفتند، هنوز دیر نشده و من می توانم تصمیمم را تغییر دهم. آنها دوست داشتند من یک آلمانی باشم تا یک ایرانی و من این موضوع را درک می کردم. به همین خاطر هم ناراحت نشدم چون در هر کشوری شرایط همین گونه است. همین جا در ایران اگر یک بازیکن ایرانی بد بازی کند، باز هم فرصت بازی پیدا می کند، اما برای یک خارجی فرصت ها کمتر است. به عنوان یک بازیکن دورگه اعتقاد دارم کسی از این انتخاب که در تیم ملی سرزمین پدری اش بازی کند هیچ گاه پشیمان نمی شود، اما اگر کسی در کشور خودش بزرگ نشده باشد و بخواهد به کشورش برگردد و در لیگ آن بازی کند، باید در انتخاب تیمش خیلی دقت کند. اگر به چند سال پیش برگردم بازهم همین تصمیم را می گیرم. در آن شرایط من این تصمیم را گرفتم و هنوز هم خوشحالم؛ هم برای بازی در تیم پرطرفدار استقلال و هم برای بازی در تیم ملی.
تجربه موفق
اشكان دژآگه وقتی تیم جوانان آلمان را در چارچوب رقابتهای مقدماتی قهرمانی سال 2009 اروپا مقابل اسرائیل همراهی نکرد، آلمانها كه حساب ویژهای را روی آینده دژآگه باز كرده بودند در جبهه مقابل او قرار گرفتند. حتی روزنامه بیلد خواهان اخراج اشکان دژاگه شد و نوشت: «نمیتوان پذیرفت که ورزشکاری در تیم ملی آلمان بخواهد یهودیان را مورد تحریم شخصی قراردهد.»
دژآگه سرانجام در سال 2012 تصمیم گرفت برای تیم ملی ایران بازی كند و در بازی با قطر و كره جنوبی به بهترین بازیكن تیم ملی تبدیل شد. پس از این اتفاق باشگاه وولفسبورگ با او كه یكی از بهترینهای این تیم به شمار میرفت قطع همكاری كرد و سایر تیمهای آلمانی هم تمایلی به جذب این بازیكن نشان ندادند. آنچه باعث شد دژآگه پس از سالها بوندس لیگا را به مقصد لیگ برتر انگلستان ترك كند. دژاگه با بازی عالی خود مقابل لبنان هم اکنون بزرگترین امید تیم ملی در بازی های مقدماتی جام جهانی محسوب می شود.
رضا قوچان نژاد پس از اشکان دژاگه که محبوب ترین بازیکن خارج نشین در نزد هواداران ایرانی است یک مشهدی این مسیر را برای دیگران هموار کرده است.رضا قوچان نژاد متولد 31 شهریور 1366 در مشهد است. پدر و مادری مشهدی دارد و وقتی کم سن و سال بوده، از ایران خارج شده و فوتبال را از سال 2005 در تیم هیرنوین هلند شروع کرده است. سفر کارلوس کروش به کشور بلژیک برای زیر نظر گرفتن بازی های یک ایرانی اروپا نشین دیگر، همه نگاه ها را متوجه "گوچی" کرده است. او که پیش از این نیز یک بار در زمان قطبی و بار دیگر در آبان ماه سال جاری مورد توجه مربیان تیم ملی قرار گرفته بود، حالا به پیراهن تیم ملی ایران رسیده است. گوچی مهاجم میانی است. سرعتی، با پای چپ قدرتمند و توانایی تکنیکی بالا. فقط توانایی بازی در پست مهاجم مرکزی را دارد. در کناره ها تست شده و جواب نداده. ذاتا تمام کننده است. در محوطه جریمه بسیار خطرناک است. اما در بیرون از محوطه کارایی ندارد. کاملا یک پاست. پای چپ قدرتمندی دارد اما پای راستش ضعیف است. سبک بازی او را با داوور شوکر، مهاجم سابق تیم ملی کرواسی و رئال مادرید، مقایسه می کنند. قوچان نژاد 181 سانتی متری، فیزیک خوبی هم دارد و گل های زیادی هم با ضربات سر به ثمر رسانده است.
تجربه ناموفق
امیر شاپورزاده در سال 2002 میلادی وارد تیم دوم هامبورگ شد و در سال 2004 به هانزاروستوک پیوست و اولین بازیاش را در بوندس لیگا انجام داد. او برای بازیهای غرب آسیا در سال 2007 به تیم دوم ایران دعوت شد و در بازی مقابل عراق به میدان رفت. در آن مقطع زمانی به نظر میرسید این بازیكن در آیندهای نزدیك به یكی از مهرههای ثابت تیم ملی ایران تبدیل خواهد شد. شاید به همین دلیل در نهمین دوره لیگ حرفهای فوتبال ایران پیراهن استیلآذین را به تن كرد. شاپورزاده در بازیهای غرب آسیا فراتر از یك بازیكن معمولی نشان نداد و در استیلآذین هم بیش از آنكه در تركیب اصلی رویت شود روی نیمكت ذخیرهها دیده شد.
عقیل اعتمادی متولد ایران است و دارای پدر و مادری ایرانی است. او به عنوان محصول آکادمی باشگاه هیرنفین هلند از سن 9 سالگی به عضویت این باشگاه درآمد، در سال 2005 به تیم دوم باشگاه پیوست و در سال 2007 وارد تیم اصلی هیرنفین شد. در شرایطی كه فوتبال ملی ایران با بحران دروازهبان مواجه بود، نام این دروازهبان آرام آرام در ایران سر زبانها افتاد. او که چندین بار علاقهاش را به حضور در لیگ ایران ابراز کرده بود، سرانجام در نیم فصل لیگ یازدهم به تیم تراکتورسازی تبریز پیوست اما تاكنون حتی به عنوان دروازهبان سوم هم به تیم ملی ایران راه پیدا نكرده! اعتمادی یك سال تمام در تراكتورسازی ذخیره محسن فروزان بود و اخیرا با اینكه به دروازهبان اصلی این تیم تبدیل شده، چیزی بیشتر از سایر گلرهای متوسط لیگ برتر ایران نشان نداده است.
بازیکنان ایرانی مقیم خارج از کشور
بحث حضور بازیکنان ایرانی مقیم خارج در تیم ملی زمانی بیشتر قوت گرفت که کارلوس کروش، سرمربی پرتغالی تیم ملی فوتبال، دایره انتخاب بازیکنانش را به اندازه تمام فوتبالیست هایی که به واسطه داشتن پدر ایرانی، می توانند تابعیت ایران را داشته باشند، گسترش داد. کروش حتی برای زیر نظر گرفتن بازیکنان ایرانی مقیم خارج از کشور به اروپا هم سفر کرد. این در حالی است که تجربه استفاده از چنین بازیکنانی در تیم ملی، برای فوتبالدوستان ایرانی تجربه ای متفاوت است.
هواداران همان طور که از بازی تک ضرب و اروپایی فریدون زندی در روزهای اول حضورش در تیم ملی لذت بردند، نسبت به بازی معمولی و سطح متوسط امیر شاپورزاده که او هم از بوندس لیگا آمده بود، هیچ احساسی نداشتند. در چنین شرایطی پای بازیکنان دیگری هم به تیم ملی باز شد. شروین رجبعلی فردی، آریا جسورو هاسه گاوا شمس، امید نظری و نیکلا هاتفی مفرد اسم هایی هستند که الان برای خیلی ها ناشناخته اند، اما هیچ بعید نیست در آینده ای نزدیک نظر کارلوس کروش را برای بازی در تیم ملی ایران به خود جلب کنند. سوای اینها چند بازیکن دیگر هم بودند که چون پدر و مادری ایرانی دارند دورگه محسوب نمی شوند. معروف ترین آنها اشکان دژاگه است که از سوی کارلوس کروش به تیم ملی دعوت شد. رضا قوچان نژاد تبعه بلژیک هم در راه جام جهانی برای ایران خوب و موثر بازی کرد.
اطلاعاتی از چند بازیکن ایرانی که این روزها بازی در تیم ملی ایران یکی از رویاهای آنهاست:
شروین رجبعلی فردی
متولد 27 اردیبهشت 1370 (7 می 1991) در برلین آلمان. شروین پدری ایرانی و مادری آلمانی دارد، اما هیچ گاه به ایران نیامده و حتی در فارسی صحبت کردن هم مشکل دارد. 45 بازی با پیراهن تیم آماتوری هرتابرلین و حضور در تیم اصلی هرتا در رقابت های 2009 ـ 2008 جام یوفا این بازیکن ایرانی را به یکی از پدیده های فوتبال آلمان تبدیل کرد. این مدافع چپ پا خیلی زود بازی در تیم های زیر 17 سال، زیر 19 سال و زیر 20 سال آلمان را هم تجربه کرد. 16 بازی برای تیم های ملی رده های سنی آلمان طی سال های 2007 تا 2010. شروین در سال 2010 جایزه بهترین بازیکن جوان آلمان را هم دریافت کرد؛ جایزه ای که قبل از آن چهره های سرشناسی چون ژرومه بوآتنگ و مانوئل نویر دریافت کرده بودند.
آریا جسورو هاسه گاوا شمس
تنها دورگه ایرانی ـ آسیایی فوتبال ما همین بازیکن است؛ آریا جسورو هاسه گاوا شمس. او پدری ایرانی و مادری ژاپنی دارد و هفتم آبان 1367 در سایتامای ژاپن به دنیا آمده است. آریا فوتبال را از تیم جوانان یوکوهاما مارینوس آغاز کرد و پس از دو فصل بازی در این تیم، در سال های 2004 تا 2006، به تیم بزرگسالان یوکوهاما مارینوس پیوست تا حضور در جی لیگ را هم تجربه کند. او طی 5 فصل حضور در این تیم مطرح فوتبال ژاپن 69 بار در جی لیگ به میدان رفت و چهار بار هم با پیراهن یوکوهاما گلزنی کرد. آریا سابقه بازی در تیم های رده های پایه ژاپن را هم دارد. او که هم اکنون عضوی از تیم زیر 20 سال ژاپن است،
امید نظری
یکی از نفراتی که سرمربی پرتغالی تیم ملی ایران بازی اش را زیرنظر دارد امید نظری است؛ یک فوتبالیست سوئدی از پدری ایرانی و مادری فیلیپینی. امید 6 اردیبهشت 1372 در مالموی سوئد به دنیا آمده و فوتبالش را هم از تیم نونهالان همین شهر آغاز کرد. او در تمام رده های سنی تیم مطرح مالمو بازی کرده و الان هم با 18 سال سن، یکی از نفرات تیم بزرگسالان مالمو است. اسم امید نظری اولین بار مرداد ماه امسال سر زبان ها افتاد، زمانی که در یک تورنمنت دوستانه مقابل میلان ایتالیا به میدان رفت و در یک صحنه با یک دریبلینگ زیبا فان بومل و آمبروسینی را جا گذاشت. نظری که 12 بار برای تیم زیر 17 سال سوئد و 6 بار هم برای تیم زیر 19 سال این کشور بازی کرده است، می تواند برای یکی از تیم های ملی سوئد، ایران یا فیلیپین بازی کند.
نیکلا هاتفی منفرد
او پدری ایرانی و مادری بلژیکی دارد و دروازه بان است. نیکلا هاتفی منفرد 19 دی 1369 در آکله بلژیک به دنیا آمد و فوتبالش را از 16 سالگی با حضور در تیم جوانان اف سی بروژ آغاز کرد. یک فصل بازی در اف سی بروژ، یک فصل بازی در استاندارد لیژ و یک فصل بازی در شارلوا، طی سال های 2007 تا 2010 این دروازه بان ایرانی را به دروازه بانی آینده دار در فوتبال بلژیک تبدیل کرد. پدر و مادر هاتفی منفرد علاقه دارند پسرشان برای ادامه فوتبالش تیم ملی ایران را انتخاب کند؛ البته باید دید کارلوس کروش هم گوشه چشمی به این دروازه بان ایرانی نشان می دهد یا خیر؟
آرش بیات
این بازیکن در 28 تیرماه سال 1362 در تهران متولد شده است. بیات هافبکی 174 سانتی متری است و در حال حاضر در لیگ سوئد و در تیم آسیریسکا سوئد بازی می کند. او از سال 2001 تاکنون برای شش تیم واسترا فرولوندا، ساندس وال، ماریهام، کیوویدینگ، لیونگ اسکای و آسیریسکا 218 بازی انجام داده و 40 گل در مجموع به ثمر رسانده است. وی در حال حاضر به عنوان بازیکن – مربی در این تیم مشغول است. بیات در بازار 200 هزار پوند قیمت گذاری شده است. بیات از سال 1999 تا 2001 ،37 بازی برای تیمهای زیر 16 و زیر 18 سال سوئد انجام داد و 16 گل هم به ثمر رساند.
بهرنگ صفری
این بازیکن در 20 بهمن سال 1363 در تهران متولد شده است. این بازیکن 184 سانتی متری که پست اصلیاش دفاع چپ است، از سال 1992 فوتبال را در تیم لوند سوئد آغاز کرد و تا سال 2001 به کار خود در این تیم ادامه داد. صفری سپس در همین سال مورد توجه باشگاه مالمو که یکی از باشگاههای تراز اول سوئد محسوب میشود قرار گرفت و تا سال 2008 به مدت 7 سال در این تیم توپ زد. صفری سپس در سال 2008 با باشگاه بازل سوئیس به توافق رسید و راهی این کشور شد. او نخستین بازی اروپایی خود را با پیراهن بازل در چارچوب مرحلهی انتخابی لیگ قهرمانان اروپا مقابل گوته برگ انجام داد و نخستین گل خود را برای این تیم در سال 2010 در بازی مقابل یانگ بویز که با پیروزی 4 بر صفر این تیم همراه بود، به ثمر رساند. این تنها گل صفری برای بازل در طول دوران بازیگریاش برای این تیم سوئیسی بود. پس از بازل این باشگاه اندرلخت بلژیک بود که با بازیکن ایرانی الاصل بازی به توافق رسید. صفری نخستین بازی اروپایی خود در مقدماتی لیگ اروپا را در دیدار مقابل بورسااسپور انجام داد. وی در حال حاضر در این تیم بلژیکی بازی می کند . صفری برای نخستین بار در سال 2008 به تیم ملی سوئد دعوت شد. وی تا کنون 23 بازی ملی برای سوئد انجام داده است. قیمت او در حال حاضر در بازار نقل و انتقالات 2 میلیون و 200 هزار پوند است. با توجه به شرایط این بازیکن و تعداد بازی که برای تیم ملی سوئد انجام داده بعید به نظر میرسد که این بازیکن مدنظر کروش باشد و بتواند برای ایران بازی کند.
کیان سلطان پور
با 25 سال سن عضو تیم دوم باشگاه بوروسیا دورتموند آلمان که در پست مهاجم بازی می کند و سابقه آقای گلی رقابت های دسته سوم این کشور را نیز در کارنامه دارد. این بازیکن چندی پیش در گفت و گویی از اعلام آمادگی اش برای بازی در تیم ملی ایران خبرداده بود.
آرام خلیلی
با 25سال سن عضو باشگاه بوداگلیمت نروژ که در پست مهاجم بازی می کند.
خشایار تهرانی
خشایار تهرانی دیگر بازیکن ایرانی است که که در رده پایه های باشگاه پائولیستا برزیل درحال بازی کردن است و می توان برای آینده ای نه چندان دور روی او حساب باز کرد.
سباستین قاسمی نوبخت سباستین قاسمی نوبخت ابتدا در تیم جوانان وولفسبورك و سپس در تیم آماتور گوتینگن به میدان رفت و در فصل گذشته در تیم لولدن بورگ در 23 بازی 16 گل به ثمر رساند و یكی از دو رگه های فعال در فوتبال اروپاست.
آرش طالبی نژاد
آرش طالبی نژاد در سال 1981 میلادی در شهر بندر عباس متولد شد و سپس به سوئد رفت وی ابتدا در تیم نوجوانان بوداس و سپس در تیم منتخب مدارس شهر و بعد در تیم براسر تلرس و والفسبورگ و تیم دسته دومی واستروفرولاند حضور داشت و پس از چندی به تیم جوانان سوئد رفت و در سال 2006 نیز قرارداری با باشگاه براسپوكارونا در دسته دوم سوئد بست و در حال حاضر نیز در این تیم حضور دارد. حیدر عقیل سعید حیدر عقیل سعید پدری ایرانی و مادری بحرینی دارد ودر حال حاضر بازیكن تیم بالدك لوبن دانمارك در دسته دوم فوتبال این كشور است.
علی مانوئل منوچهری
علی مانوئل منوچهری پدری ایرانی و مادری شیلیایی دارد و در 17 سالگی اولین بار در لیگ شیلی به میدان رفت و در حال حاضر عضو باشگاه لوانته اسپانیا است.
دانیل کرباسیون
او در تیم دوم آرسنال بازی کرده است.
ویلیام سیروس آتشکده
این بازیکن 19 ساله است و در یکی از باشگاه های سوئد بازی می کند. البته نام این بازیکن در شرایطی مطرح است که گفته می شود کیروش چندان نظری روی او ندارد و فقط جزو بازیکنان کشف شده ای است که به عنوان ایرانی در اروپا بازی می کند.
مصطفی امینی
گفته می شود او اهل افغانستان است اما به عنوان بازیکن ایرانی وی را به کیروش معرفی کرده اند. این بازیکن در استرالیا بزرگ شده و اکنون عضو تیم بورسیادورتمند است.
الکساندر نوری
دورگه ایرانی آلمانی متولد آلمان در چند فصل اخیر همواره یکی از مهاجمان خوب بوندسلیگا2 بوده و نظر برانکو را نیز مدتی به خود جلب کرده بود
شهروز حاج ملا احمد نراجی
او سابقه بازی در تیم 2 تورینو و زاراگوزا را دارد. برانکو قصد دعوت از وی به تیم ملی را داشت. آخرین تیم او شفیلد انگلیس بوده درسال 7 فوریه 1984در بولتون انگلیس بدنیا امد
کیوان زرینه
یک ایرانی الاصل که در تیم اصلی رم و یوونتوس بود ولی هرگز به میدان نرفت
آرش طالبی نژاد
بازیکن 30 ساله بندر عباسی لیگ سوئد که در تیم جوانان سوئد هم توپ زده در 7بازی 3گل هم به ثمر رسانده است.
ادامه دارد
بهمن اسدی
بخش ورزشی تبیان






