حواشی پرش از 36 کیلومتری زمین
سرانجام پس از چندین سال برنامهریزی و صرف میلیونها دلار هزینه و یک بار لغو برنامه، یکشنبه گذشته (14 اکتبر 2012 مقارن با 23 مهر 1391)، فلیکس بامگارتنر، ماجراجوی اتریشی پرش شگفتانگیز خود را انجام داد. راس ساعت 19:00 به وقت ایران، او سوار بر کپسولی کوچک که مجهز به سیستم تعدیل فشار داخلی، حفاظت دما و همچنین محفظه اکسیژن بود، صعود طولانی خود را که بیش از 2 ساعت به طول انجامید آغاز کرد.
صفحات رسمی این ماموریت و مطالبی که درباره آن نوشته شد، بارها به این مساله اشاره شد که این ماموریت یک ماجراجویی نیست و وی با پرش از لبه فضا مرزهای علم و فناوری را به پیش میبرد و از یافتههای این ماموریت برای نسل بعدی سیستمهای نجات در فضا، لباسهای فضایی و گردشگری فضایی استفاده خواهد شد و ... اما آیا این ادعاها درست بودند؟
آیا خود ماموریت میتوانست اطلاعت علمی جدیدی برای ما به ارمغان بیاورد یا دروازهای به سوی آینده باز کند؟ برخلاف هیاهوی تبلیغاتی در این باره واقعا پاسخ منفی است، نه تنها دستآوردهای علمی این ماموریت بسیار اندک است که حتی بسیاری از ادعاهایی که در این زمینه مطرح شد واقعیت ندارد.
بیایید ادعاهای اصلی در این ماموریت را مرور کنیم:
فلیکس از مرز و دروازه فضا به زمین میپرد
خیر. اگرچه فضا دروازه مشخصی ندارد، اما فضا بنابر تعریف مورد قبول جامعه علمی از ارتفاعی حدود 100 کیلومتری آغاز میشود که به خط کارمن معروف است. این مرز در بخش ترموسفر جو زمین قرار دارد. این پرش از ارتفاع 39 کیلومتری صورت گرفت، در میانه لایه استراتوسفر که ارتفاع 20 تا 50 کیلومتری از سطح را شامل میشود و بر فراز آن مزوسفر و بر فراز آن ترموسفر قرار میگیرد. بنابراین پرش نه از مرز فضا که از حدود یک سوم ارتفاع آستانه فضا اتفاق افتاده است.
او دراین ارتفاع انحنای زمین را مشاهده میکرد
بله! شما اگر از زمین ارتفاع بگیرید، با گذر از مرز 20 کیلومتری کمکم میتوانید متوجه انحنای زمین بشوید. این به معنی این نیست که شما سیاره زمین را به شکل یک گوی زیر پای خودتان میبینید. حتی سرنشینان ایستگاه بینالمللی فضایی نیز نمیتوانند تمام سیاره زمین را در یک نگاه زیر پای خود ببینند. البته فلیکس میتوانست انحنای زمین را در دوسوی افق تشخیص دهد، اما به یاد داشته باشید آنچه ما از صفحات تلویزیون دیدیم و انحنای فوقالعاده زمین در آن مشخص بود، به دلیل استفاده از لنزهای میدان دید باز بود که انحنا را به شکل اغراقشدهای نشان میداد. تصویری که از دوربین متصل به کلاه خود فلیکس گرفته شده، نمای بهتری از این انحنای واقعی را نشان میدهد.
او در هنگام پرتاب در ارتفاع بالاتری از همه انسانهای دیگر قرار داشت
نه! در همان لحظه سرنشینان ایستگاه بینالمللی فضایی در ارتفاع حدود 400 کیلومتری حدود 10 برابر دورتر از او به دور زمین در حال چرخش بودند.
او مرتفعترین پرش آزاد را انجام داد
بله و نه! پاسخ از این جهت مثبت است که اگر سقوط آزاد را محدود به پرش از درون لایههای نزدیک جو زمین بدانیم و منظورمان تنها سقوط آزاد به صورت عمودی و به سمت سطح سیاره باشد، کاملا درست است و او در این زمینه توانست رکورد این کار را از آن خود کند. اما اگر به طور عام به سقوط آزاد نگاه کنید، متاسفانه جواب منفی است و او حتی در لیست چند ده نفر اول هم قرار نمیگیرد. واقعیت این است که فضانوردانی که در مدار زمین قرار گرفتهاند، در حال سقوط آزاد دایمی به سمت زمین هستند. اصولا علت اینکه آنها شرایط بی وزنی را تجربه میکنند، نبودن گرانش در آن محیط نیست. میدانیم که ایستگاه بینالمللی فضایی در 400 کیلومتری زمین و تحت سیطره گرانش زمین است و آنچه باعث احساس بیوزنی در این ایستگاه میشود، این است که این ایستگاه مانند آسانسوری که کابل آن قطع شده، در حال سقوط آزادی دایمی است. برای همین سرنشینان ایستگاه فضایی و سفینههای فضایی عملا در حال تجربه این سقوط آزاد دایم و طولانی هستند.
در حال حاضر این رکورد متعلق به والری پلیوکوف (Valeri Polyakov) است که حدود 14 ماه را به طور پیوسته در فضا و در حال سقوط آزاد سپری کرد. البته شاید گفته شود این مرتفعترین و دومین سقوط آزاد طولانی بدون وسیله است. در این صورت باز هم رکورد در اختیار فضانوردانی است که دست به راهپیمایی فضایی زدهاند. اگر میگویید کابل اتصال آنها خود نوعی وسیله است، میتوانید به تجربه بروس مکاندلس نگاه کنید که برروی یک صندلی جتدار بدون اتصال به سفینه مادر مدتی طولانی را در حال سقوط آراد دایم در مدار زمین به سر برد. البته باید توجه داشت که فلیکس هم چندان بدون وسیله نبود و لباس ضد فشار او دست کمی از یک لباس مجهز فضایی نداشت.

فلیکس از درون خلأ پرش خود را آغاز کرد
این جملهای بود که بارها گزارشگران شبکههای مختلف از جمله سی.ان.ان در گزارش زنده خود اعلام کردند. در جایی کارشناس سی.ان.ان گفت در جایی که او میپرد حتی یک مولکول هوا نیز وجود ندارد و هیچ چیزی نیست و خلأ مطلق است. این کاملا اشتباه است. فلیکس پرشش را از درون جو زمین انجام داد. فشار در این ارتفاع اگرچه بسیار اندک و چگالی هوا بسیار رقیق است، اما به هیچ وجه حتی با محیط میان سیارهای قابل مقایسه نیست. ضمن اینکه حتی در محیطهای بینکهکشانی نیز که به نظر به طور مطلق تهی میآیند، خلأ مطلق وجود ندارد.
در این تجربه دادههای ارزشمندی از لایههای فوقانی جو زمین جمعآوری شد که برای دانشمندان بسیار مهم است
خیر! بالنهای هواشناسی بدون سرنشین و ابزارهای مختلف هوشناسی زمینی، هوایی و فضایی به طور دقیق جو زمین را زیر نظر دارند و در واقع به لطف آگاهی و اطلاع از ماهیت این لایهها بود که چنین پرشی ممکن شد.
این تجربه گام جدیدی در فناوری لباسهای فضایی ایجاد کرد و از این به بعد با استفاده از این تجربه میتوان منتظر نسل جدیدی از لباسهای فضایی بود.
نه! اگرچه این لباس از جهات بسیاری شبیه لباس فضایی بود، اما باید به یاد داشت که این یک لباس ضد فشار و مجهز به مخزن اکسیژن 10 دقیقهای و سیستم حرارت داخلی بود. این لباس که برای این ماموریت با عنایت به دانشی که از لباسهای ضد فشار و لباسهای فضایی داشتیم ساخته شده بود لباس پیشرفتهای به شمار میآید؛ اما فراموش نکنید این لباس برای پرش از درون جو زمین و برای مدت محدود طراحی شده بود. این لباس را میتوان با لباسهای ضد فشاری که فضانوردان هنگام پرواز با شاتل یا سفینههای دیگر درون کابین میپوشند مقایسه کرد نه لباسهای فضایی که برای کار در محیط فضا است.
دقت کنید برای یک لباس فضایی علاوه بر ویژگیهای لباس فلیکس شما باید لایه محافظ دربرابر تشعشع، مخزن اکسیژن برای استفاده چند ساعته، سیستم جذب فاضلاب داخلی و موارد دیگری را نیز ضمیمه کنید. البته مدتهاست که مهندسان فضایی به دنبال لباسهای انعطافپذیرتر فضایی هستند و نمونههای متعددی از آن ساخته شده است و اینک بخش خصوصی دیگری یعنی اسپیسایکس نمونههای راحتتری از این لباسها را در حال توسعه دارد، اما این لباس لباس فضایی نبود.
از این لباس و این تجربه میتوان در سیستم نجات خلبانهای جنگی و یا فضانوردان استفاده کرد
نه! خلبانهای جنگنده که در ارتفاعهای بالا پرواز میکنند، گاهی نیاز به پرش اضطراری پیدا میکنند و برای این کار باید ارتفاع خود را کاهش دهند. اگر چنین لباسی داشته باشند، میتوانند با خطر کمتری از ارتفاع بالاتر به بیرون بپرند اما مساله این است که این لباس باید قبل از پرش فشارش را با محیط بیرون تطبیق دهد. این کار زمانبر است و نمیتوان از ابتدا لباس را با فشار مورد نظر تطبیق داد، چرا که در این صورت قدرت مانور و انعطاف خلبان را کاهش میدهد. شاید در آِینده لباسهای ضد فشاری با توانایی همفشار شدن سریع تولید شوند. اما نه این لباس. به همین دلیل امکان استفاده از آن برای فضانوردان به عنوان فرار اضطراری نیز ممکن نیست. فراموش نکنید برای برگشت فضانوردان به درون جو آنها باید با گرمای طاقتفرسای برخورد با جو مقابله کنند که در واقع علت اصلی ساخت سپرهای حرارتی در سفینههای فضایی است. شاتل فضایی کلمبیا به دلیل نقص در سیستم سپر حرارتیش در جو زمین منفجر شد و این اتفاق برای افراد نیز ممکن است رخ دهد.
پروژه تبلیغاتی مهم
موارد متعدد دیگری را نیز میتوان به این فهرست اضافه کرد. نباید فراموش کرد که در نهایت این پروژهای تبلیغاتی برای شرکت ردبول بود و بیش از آنکه مساله علمی در آن مهم باشد، مساله رکوردشکنی اهمیت داشت. طبیعی است برای پررنگتر کردن اهمیت این ماموریت، بخشی از تبلیغات اشتباه درباره آن صورت میگیرد. اما آیا همه اینها به معنی این است که این کار مهم نبود؟
خیر! این کار از یک جهت فوقالعاده بود و آن، تلاش و پشتکار برای شکستن مرزها و رکوردهاست. رکوردها برای این به وجود میآیند که شکسته شوند و اگر این میل به شکستن رکوردها و پیشتر رفتن نبود، ما هنوز در غارها زندگی میکردیم. پس طبیعی است که باید از دیدن این رکوردشکنی هیجانزده شویم و از آن استقبال کنیم و البته نباید چشموگوش بسته هرچه درباره آن گفته میشود را بپذیریم.
منبع: خبرآنلاین





