بسیاری از ما به این فکر می کنیم که باید به وظایفمان در مقابل خدای عالم عمل کنیم و کم کاری نکنیم ،اما با امروز و فردا کردن با بهانه تراشیدن دنبال یه زمان رویایی هستیم که دغدغه ها کنار رود و ما بتوانیم بندگی کنیم .در این نوشتار می خواهیم ببینیم بهترین زمان

چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
مناسبرترین زمان برای بندگی خدا
مناسبترین زمان برای بندگی خدا بسیاری از ما به این فکر می کنیم که باید به وظایفمان در مقابل خدای عالم عمل کنیم و کم کاری نکنیم ،اما با امروز و فردا کردن با بهانه تراشیدن دنبال یه زمان رویایی هستیم که دغدغه ها کنار رود و ما بتوانیم بندگی کنیم .در این نوشتار می خواهیم ببینیم بهترین زمان ممکن کی است .... اگر مریضیم می گوییم بگذار خوب شوم ،اگر بیکاریم می گوییم بگذار مشغول به کاری شوم ،و ... خودمان شاهدیم که روزگار ما مدام در حال تحول است و آنچه تغییری نمی کند اعمال ماست ، بهانه تراشی های ماست،عمر گران مایه ی خود را با امروز فردا کردن ها به باد فنا می دهیم و دلخوشیم که هنوز فرصت زیاد است تا آنجا یکباره به خود می آییم و می بینیم حضرت اجل آمد و ما هنوز در خم یک کوجه ایم . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ضمن سفارش خود به ابوذر می فرماید : «یا اباذرّ؛ هل ینتظر احدکم الاّ غنى مطغیاً او فقراً منسیاً او مرضاً مفسداً او هرماً مقعداً او موتاً مجهزاً او الدّجال، فانه شرّ غایب او السّاعة تنتظر و السّاعة ادهى و امرّ» اى ابوذر؛ آیا هیچ یک از شما انتظار چیز دیگرى مى کشد بجز ثروتى که به طغیان انجامد و یا فقر و پریشانى که موجب فراموشى خدا گردد و یا بیمارى که جان او را تباه سازد، یا پیرى که او را از کار و فعالیت باز دارد و یا مرگى که شتابان در رسد و یا دجال فتنه انگیز و یا رسیدن هنگامه رستاخیز که ترسناک تر و تلخ تر است . این بیانات تأکیدى است بر غنیمت شمردن فرصت ها، در جهت انجام وظایف. اگر انسان از نیرو و فرصت هایى که در اختیار دارد، براى انجام وظیفه خود استفاده نکند، پس براى انجام وظیفه خویش، منتظر چه فرصتى است؟ این جملات هشدار به کسانى است که وقتى از آنها درخواست مى شود به وظیفه شان عمل کنند، مى گویند: وقت زیاد است و بعداً انجام خواهیم داد. امروز و فردا کردن، یعنی وانهادن کار الآن به بعد، و این می تواند موکول کردن کار الآن به ساعتی دیگر، روزی دیگر و یا هفته ای دیگر باشد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) در توصیه های خود به اباذر فرمود: «ای اباذر! از امروز و فردا کردن بپرهیز ؛ زیرا تو به امروزْ وابسته ای، نه به روزهای دیگر»(7بحارالأنوار، ج 77، ص 75، ح 3 .) و امام علی(علیه السلام) به پیروان خود تأکید فرموده است که: «کار امروز را به فردا میفکن و آن را همان روز به انجام برسان».(عیون الحکم و المواع1 ص 136 ) در دوران جوانى با خود مى گویى: بگذار شهوت غرور و شرارت هاى جوانى بسر رسد، پس آنگاه در دوران پیرى به عبادت خواهم پرداخت، غافل از اینکه در پیرى زمین گیر گشته، توان و قدرت بدنى تو کاهش مى یابد و قادر بر انجام وظیفه ات نخواهى بود. پس چه وقت مى خواهى وظیفه ات را انجام دهى؟ آیا وقتى که مرگت فرا رسید؟ یا هنگامى که دجال فتنه انگیز آمد؟ به گفته سعدی: سعدیا! دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن، فرصت شمارْ امروز را اینکه تنبلى مى کنى و کار را به تأخیر مى اندازى، یا به کار بیهوده اى مشغول مى شوى، یا خداى ناکرده به گناه مى پردازى؛ مگر در انتظار چه روزى هستى که بتوانى کرده هاى خود را جبران ساخته، به وظیفه ات عمل کنى؟ مثلا در دوران فقر و نادارى، انتظار مى کشید که گرفتارى هاى دوران فقر برطرف شود و ثروتمند گردید و آنگاه به وظیفه خود عمل کنید. در حالى که شاید ثروتمندى و بى نیازى عوارضى بدتر از فقر و تهیدستى در برداشته و شما را به طغیان وادار کند؛ زیرا انسان وقتى خود را بى نیاز دید، طغیان مى کند: «کلاّ اِنّ الاْنسانَ لَیَطْغى، اَنْ رَّآهُ اسْتَغْنى»( علق / 7 6.) آیا در دوران بى نیازى و ثروتمندى، انتظار مى کشى گرفتارى هایى که پول و ثروت بر تو پیش آورده، برطرف گردد و دوران فقر و نادارى فرا رسد و آنگاه به وظیفه خود عمل کنى؟ به این خیال که با از دست رفتن ثروتت گرفتارى هاى کار و زندگى کم مى شود و مى توانى با فراغت وظیفه ات را انجام دهى؟ چه بسا فقر نیز موجب فراموش گشتن اهداف و کمالات گردد و چنان تو را به خود مشغول سازد که کمال و معنویت را از یاد ببرى . وقتى سالمى مى پندارى که آدمى در دوران مرض، بیشتر به یاد خدا مى افتد، با اینکه این کلیت ندارد؛ چنان نیست که هر آدمى در هنگام مرض بیشتر به ذکر، دعا و توسل روى آورد، گاهى بیمارى چنان بر انسان مسلط مى شود که حال عبادت و توجه را از او مى گیرد. در دوران جوانى با خود مى گویى: بگذار شهوت غرور و شرارت هاى جوانى بسر رسد، پس آنگاه در دوران پیرى به عبادت خواهم پرداخت، غافل از اینکه در پیرى زمین گیر گشته، توان و قدرت بدنى تو کاهش مى یابد و قادر بر انجام وظیفه ات نخواهى بود. پس چه وقت مى خواهى وظیفه ات را انجام دهى؟ آیا وقتى که مرگت فرا رسید؟ یا هنگامى که دجال فتنه انگیز آمد؟ اى ابوذر؛ آیا هیچ یک از شما انتظار چیز دیگرى مى کشد بجز ثروتى که به طغیان انجامد و یا فقر و پریشانى که موجب فراموشى خدا گردد و یا بیمارى که جان او را تباه سازد، یا پیرى که او را از کار و فعالیت باز دارد و یا مرگى که شتابان در رسد و یا دجال فتنه انگیز و یا رسیدن هنگامه رستاخیز که ترسناک تر و تلخ تر است واژه دجال در لغت به معناى آب طلا کار است و به انسانى که بسیار دروغ مى گوید نیز دجال گفته مى شود. همان گونه که آب طلا، طلاى واقعى نیست بلکه نمایى از آن است، انسان دروغگو نیز ظاهرى فریبنده و جذاب دارد و دیگران را فریفته زر و تزویر خویش مى کند. در روایات دجال به معناى شرور و فتنه انگیز آمده است. به هر حال مقصود حضرت از دجال یکى از دو معناى زیر مى تواند باشد: 1) عنوان شخصى که در آخر الزمان ظاهر مى شود و موجب فتنه انگیزى و شرارت مى گردد. 2) اینکه مقصود شخص خاصى نیست، بلکه به معناى هر فریب کار و دغل بازى است: کسانى که با ظاهرى آراسته، در پى فریب دیگران برآمده، با زر و تزویر دیگران را به جانب خود جلب مى کنند، از مصادیق دجالند و نیز افرادى که با پوشاندن لباس حق بر باطل و پوشاندن لباس باطل بر حق، موجب انحراف مردم مى شوند. دجال موجب مى گردد حق و باطل چنان درهم بیامیزند که از یکدیگر قابل تفکیک نباشند، لذا حضرت تاکید مى کنند تا زمانى که حق و باطل براى تو روشن است و حق را مى شناسى، فرصت را غنیمت شمار و به حق عمل کن و به لوازم و عوارض آن پایبند باش، مبادا روزى فرا رسد که گمراه شوى و راه هدایت به رویت بسته شود؛ این بدترین پیش آمدى است که انسان انتظارش را مى کشد از همه ناگوارتر و تلخ تر انتظار قیامت است . در این گفتار، پیامبر خطرهاى آینده را به انسان گوشزد مى کنند و آنها را بر او مجسّم مى سازند و این احتمال را مطرح مى کنند که ممکن است مشکلات آینده، بیش از مشکلات فعلى باشد؛ پس رواست که انسان فرصت امروزش را غنیمت شمرده، امروز و فردا نکند. فرآوری : محمدی بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان منبع : کتاب ره توشه ؛ پندهاى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)به ابى ذر(رضی الله عنه) (جلد اول)

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها