مجموعه شام ایرانی، به کارگردانی بیژن بیرنگ، چند ماهی است که در شبکه پخش نمایش خانگی وارد شده است. این مجموعه در ابتدا با حضور چهار بازیگر مرد، آغاز شد و در قالب چهار قسمت روانه خانه مخاطبان این برنامه شد.

شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
 وقتی شام ایرانی افت می‌کند!
وقتی شام ایرانی افت می‌کند! مجموعه شام ایرانی، به کارگردانی بیژن بیرنگ، چند ماهی است که در شبکه پخش نمایش خانگی وارد شده است. این مجموعه در ابتدا با حضور چهار بازیگر مرد، آغاز شد و در قالب چهار قسمت روانه خانه مخاطبان این برنامه شد. در رابطه با تولید و محتوای بخش اول این مجموعه، مقاله ای با عنوان "شام ایرانی یا خارجی" تهیه و بر روی سایت تبیان قرار گرفت. اما با ورود قسمت دوم این مجموعه با حضور چهار بازیگر زن، اوضاع نسبت به قسمت قبلی، تفاوت پیدا کرد. ظهور همین تفاوتها موجب شد تا با نگاهی به قسمت اول از مجموعه دوم شام ایرانی که به میزبانی خانم بهاره رهنما تهیه شد، به نگارش نقدی کوتاه بپردازیم. شام ایرانی با نمایش کم نقص و جذاب چهار بازیگر نسبتا محبوب سینما و تلویزیون ایران، پا به عرصه گذاشت. رامبد جوان، سروش صحت، مهدی پاکدل و اشکان خطیبی در مجموعه اول از شام ایرانی موفق شدند تا نمایشی زیبا در فضایی صمیمانه، به همراه آموزه های اخلاقی را برای مخاطب خود ایجاد کنند. مجموعه ای که با مناسبات جالب و نسبتا طبیعی این بازیگران، فضایی شاد و مفرح را برای مخاطبان به ارمغان آورد و نشان داد که هنر و هنرمند ایرانی قادر است با حفظ تمامی اصول، ارزش ها و اعتقادات مخصوص به خود، به ارائه برنامه ای شاد و البته با محتوا برای مخاطب خود، بپردازد. برنامه ای که با حفظ هویت ایرانی همراه باشد. با توجه به این موضوع که شام ایرانی در بخش اول، در قالبی خوش ساخت و خوش مفهوم برای مخاطبان ارائه شد، با استقبال نسبتا خوبی از جانب مخاطبان روبرو شد و حتی تمجید و تحسین هایی را برای آقای بیرنگ به دنبال آورد. اما با حضور بخش دوم این مجموعه، شرایط تا حدود زیادی تغییر کرد، به گونه ای که می توان گفت که افت محسوسی در بخش دوم نسبت به بخش اول، دیده می شود. در واقع با نگاهی به قسمت اول این بخش که به میزبانی خانم بهاره رهنما صورت گرفت می توان گفت که شام ایرانی جذابی نبود و نتوانست موفقیتهای پیشین را مجددا تکرار کند. از طرف دیگر نحوه پوشش و آرایش بازیگران در این بخش، تا حدودی نامناسب بود. با وجود اینکه تلاش بازیگران و عوامل برنامه برای حفظ هر چه بیشتر شئونات و قوانین رسانه ای در رابطه با حجاب و آرایش، تا حد زیادی احساس می شد اما باز هم به گونه ای بود که جایی برای انتقاد نسبت به این زمینه را باقی می گذاشت آنچه بیش از هر چیزی در این قسمت، عجیب بود، بازی بازیگرانی بود که قصد داشتند اینطور وانمود کنند که همه چیز کاملا طبیعی است و حوادث رخ داده، در طول ضبط برنامه، اتفاقی بوده اند. در حالیکه تصنعی بودن برخی از صحنه ها به گونه ای عجیب در ذوق مخاطب می زد و نوعی دلزدگی ایجاد می کرد. این مسئله از همان ابتدای شروع برنامه به وضوح دیده می شد. به طور مثال اعمال و رفتار خانم بازیگر در آشپرخانه، چنگی به دل نمی زد. معلوم نبود چه لزومی دارد که از چت کردن این خانم و برقراری ارتباط تلفنی و اینترنتی اش با خواهری که در آن طرف آب زندگی می کند، فیلم تهیه شود. و یا وارد شدن سرزده مادر خانم رهنما به خانه، و صحبت با دخترش به گونه ای که گویا آن همه عوامل فیلم برداری را ندیده و پس از تذکر دخترش به دوربین متوجه وجود آقای بیرنگ میشود، نمایشی را ارائه می دهد که بیش از حد تصنعی است. از طرف دیگر صحنه دیگری در این مجموعه وجود داشت که خانم بازیگر با دیدن دو انسانی که برای امرار معاش در کوچه به نواختن آکاردئون مشغول بودند، شدیدا تحت تاثیر قرار می گیرد و اشک می ریزد و برای کمک به انها راهی خیابان می شود. نمی توان درباره احساس درونی هیچ کس قضاوت کرد اما با دیدن این صحنه ها این سوال ایجاد می شود که کسی که بر ماشینی مدل بالا سوار می شود و خانه ای لوکس در یکی از بهترین مناطق شهر دارد، با دیدن چنین صحنه ای متحول و دگرگون می شود و نمی تواند به اجرای خود ادامه دهد، و این رفتار با سایر رفتارهای موجود در برنامه، دارای تناقضاتی می باشد. شاید بتوان در این صحنه ها عملکرد آقای بیرنگ به عنوان یک کارگردان را بیشتر زیرسوال برد. چرا که او باید به این موضوع فکر می کرد که در این صحنه تناقضی واضح وجود دارد که خوشایند مخاطب نیست و این تصور ممکن است ایجاد شود که رفتاری مصنوعی و از پیش تعیین شده را می بیند. شاید اگر عکس العمل خانم بازیگر در این صحنه تنها به بیان جمله ای کوتاه ختم می شد، می توانست اثرگذار تر باشد. آنچه بیش از هر چیزی در این قسمت، عجیب بود، بازی بازیگرانی بود که قصد داشتند اینطور وانمود کنند که همه چیز کاملا طبیعی است و حوادث رخ داده، در طول ضبط برنامه، اتفاقی بوده اند از طرف دیگر نحوه پوشش و آرایش بازیگران در این بخش، تا حدودی نامناسب بود. با وجود اینکه تلاش بازیگران و عوامل برنامه برای حفظ هر چه بیشتر شئونات و قوانین رسانه ای در رابطه با حجاب و آرایش، تا حد زیادی احساس می شد اما باز هم به گونه ای بود که جایی برای انتقاد نسبت به این زمینه را باقی می گذاشت. علاوه بر این موضوع، نحوه گفتگوی آقای بیرنگ هم در برخی موارد، می توانست یادآور فضایی باشد که در شام ایرانی خارجی شاهد آن بودیم. مثل اینکه آقای کارگردان در گفتگوی صمیمانه و راحتی که با خانم بازیگر داشتند، ایشان را بارها به نام کوچک خطاب می کردند، که اگر این موارد از جانب آقای کارگردان رعایت می شد، شاهد شامی ایرانی تر، بهتر و شایسته تر می بودیم. همچنین شوخی های غیر جذاب کارگردان و سایر عوامل که بر خلاف قسمتهای قبلی کاملا تصنعی بود، را می توان به عنوان یکی دیگر از نقاط ضعف این بخش از برنامه نام برد. پس از بیان تمامی این مطالب، یک سوال برای نگارنده باقیست و آن این است که چرا بهترین کارگردانان و بازیگران ایرانی، وقتی وارد مسیری در برنامه سازی می شوند، نمی توانند روندی مشخص و نسبتا یکنواخت را در رابطه با محتوا و مضمون یک برنامه، سپری کنند؟ شاید عدم انتخاب مناسب بازیگران پاسخی بر این سوال باشد، اما به نظر می رسد که این پاسخ برای این پرسش کافی نیست. مجموعه شام ایرانی در ابتدای حضورش به گونه ای تحسین برانگیز، کار خود را آغاز کرد اما متاسفانه این موفقیت آنطور ادامه نیافت. امید است که در قسمت های بعدی این مجموعه شاهد این نقاط ضعف نباشیم و باز هم مجموعه ای شاد به همراه نکته های اخلاقی و رفتاری را شاهد باشیم. فاطمه ناظم زاده بخش ارتباطات تبیان

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها