سیاستهای طراحی 2
در مقاله گذشته به قسمتی از آرا و عقاید پل رند، درباره خصوصیات یک طراح حرفه ای پرداخته شد . در این نوشتار، به ادامه مبحث گذشته می پردازیم.
کله شقی می تواند یکی از ویژگی های پسندیده یا ناپسند طراح باشد (که البته این به دیدگاه بستگی دارد): هم می تواند امتناع منطقی از سازش و مصالحه باشد هم وسیله ای برای پنهان کردن ضعف ها، توسل به کلیشه ها در طراحی، طرح های بی معنا، طرح های استیلیزه و راه حل های از پیش تعیین شده، نشانه هایی از این ضعف به شمار می آیند. درک اهمیت مدرنیسم و آشنایی با تاریخ طراحی، نقاشی، معماری و دیگر رشته های هنر که طراح باسواد را از طراح بی سواد متمایز می کند، شأن طراح را بالاتر می برد که البته همیشه تأثیر مثبتی در کار او نمی گذارد.
به هر حال، طراح نیازمند حمایت هایی است که می تواند از او به عمل آید، چون کار او یگانه و در عین حال کمتر مایه حسد است. اثر او در معرض انواع تفسیرهای ابلهانه است. طنز قضیه در این است که او نه تنها در پی ستایش خبرگان رشته خود، بلکه در پی کسب تحسین مردم عادی هم هست.
برقراری روابط کاری سودمند نه تنها ممکن بلکه بسیار مهم است. همه طراحان هم سرسخت وکله شق نیستند. کما اینکه همه ماموران خرید هم فاقد بصیرت در تشخیص کیفیت نیستند. بسیاری از سازمان های تبلیغاتی که در خود مسئولیتی احساس می کنند، از نقشی که طراحی در زمینه ارتباط بازی می کند، غافل نمی مانند. از سوی دیگر تاجری هم که حرف طراح را می فهمد، موجودی خیالی نیست و واقعیت دارد. او آدمی حرفه ای، هدف دار وگوش به زنگ اندیشه های تازه است. او اجازه نمی دهد مسئولیت های در هم تداخل کنند، چراکه آدمی نیسست که پا از گلیم خود فراتر بنهد. به علاوه او می تواند محیطی یکدست وهماهنگ ایجاد کند که در آن حسن نیت، فهم، استعداد او اعتماد متقابل که برای اجرای هرکار خلاقه ضروری اند، امکان بروز بیابند.
طراح گرافیک ماهر هم فردی حرفه ای است که دنیای او به دو بخش اندیشه های نظری و اندیشه های عملی تقسیم شده است. او می تواند بین توسل به روش های جا افتاده وابداع فکرهای تازه،بین ابهام و اصالت، فرق بگذارد. برای او آزادی بیان مترادف ارائه اندیشه های پیچیده و مبهم و اصرار به معنای کله شقی نیست، بلکه نشانه اعتقاد راسخ او به مهارت های خویش است. او هنرمندی است مستقل که بیشتر تحت تأثیر هنر خود که مبتنی بر فضلیت است، کار می کند تا سفارش های بیرونی. او در عین حال که متوجه است طرح خوب باید با ظرایف بازار همخوانی داشته باشد معتقد است که بازاربدون وجود طرح های خوب به ابتذال می گراید.
به همین ترتیب، طراح گرافیک ماهر هم فردی حرفه ای است که دنیای او به دو بخش اندیشه های نظری و اندیشه های عملی تقسیم شده است. او می تواند بین توسل به روش های جا افتاده وابداع فکرهای تازه،بین ابهام و اصالت، فرق بگذارد. برای او آزادی بیان مترادف ارائه اندیشه های پیچیده و مبهم و اصرار به معنای کله شقی نیست، بلکه نشانه اعتقاد راسخ او به مهارت های خویش است. او هنرمندی است مستقل که بیشتر تحت تأثیر هنر خود که مبتنی بر فضلیت است، کار می کند تا سفارش های بیرونی. او در عین حال که متوجه است طرح خوب باید با ظرایف بازار همخوانی داشته باشد معتقد است که بازاربدون وجود طرح های خوب به ابتذال می گراید.
هنرهای خلاقه همیشه از شرایط دشوار عذاب کشیده اند. چنین به نظر می رسد که ذهنیت فردی، احساس و سلیقه شخصی انجام چنین عملی است که مجبور شود. اما کمیتی که زائیده تقاضاست با کمیتی که حاصل گزینش است، فرق دارد. طراحی حرفه وقت گیری است. طراح هر روش خاصی که داشته باشد، باز هم برای عرضه یک فکر ارزنده ناگزیر است طرح های زیادی بکشد و دوربریزید. سازمان های تبلیغاتی یکی از مقصران اصلی «بازی تعداد» هستند. آنها برای تحت تأثیر قراردادن مشتری، انبوهی طرح های خام را به او عرضه می کنند که اغلب آثاری سردستی از افکار بالقوه خوب یا طرح های بی ارزش هستند. تغییر شغل مدیران سازمان ها هم مشکل دیگر طراحان است. گاه افرادی که هیچ صلاحیتی برای داوری ندارند، در موضع تصمیم گیری طرح ها قرار می گیرند. به این ترتیب از مقام مسئولیت به مثابه گواهی نامه دانش هنری مدیر استفاده می شود، در حالی که حتی افرادی که با گشاده رویی از نقد صاحب نظران متخصص استقبال می کنند، در مقابل نقد مقامات صاحب نفوذ-حتی اگر هوشمند باشد و از سلیقه خوبی هم برخوردار باشد-موضع خصمانه (علنی یا غیر علنی) می گیرند،چون مسأله اصلی در این جا تصمیم گیری در مورد طراحی است نه حق یا حتی مسئولیت تصمیم گیری.
چنین سوء-استفاده ای از مقام و رتبه نه به حال مدیریت مفید است نه در ارائه طرح های خوب فایده دارد. داشتن تخصص در زمینه های مدیریت اجرایی، روزنامه نگاری، حسابداری یا فروش، گرچه لازم است، اما ربطی به طراحی ندارد. دلیلی ندارد مسئول فروش یا بازاریابی که می تواند پیچیده ترین مجموعه کامپیوتری را بفروشد، در مورد نوع حروف چاپگر کامپیوتری هم نظر بدهد. در واقع بیشتر طرح های بدی که می بینیم، احتمالا همان قدر از سلیقه بدناشی شده اند که از قدرت چشمگیرشان در فروش.
طراح که به تمام جنبه های تولید نظر دارد غالبا ناگزیر است با مسئولان بی تجربه بخش تولید چک و چانه بزند و کلی از وقت خود را صرف متقاعد کردن ماموران خرید کند. که همین شورو شوق، غریزه و خلاقیت را در نطفه خفه می کند. ماموران اجزای لا ینفک هنرند. فرد عادی هنگام داوری، خود را در موقعیتی ناخوشایند احساس می کند و حتی اگر وانمودکند که داوری او بر اساس دانش فنی است، باز هم احساس نا امنی می کند. موقعیت های شغلی، بسیاری راناگزیر می کند تا ناخواسته درگیر مسائلی شوند که طراحی در آنها نقش دارد. آفرینش طراحی یا اثرات آن بر خلاف علم، نه اندازه گرفتن است نه قابل پیش بینی، حتی گاه نمی توان پیامدهای آن را تکرار کرد. اگر تاجری سوای اعتقاد باطنی خود، اطمینان خاطر بیشتری از کار می طلبد، تنها کاری که باید بکند، این است که به طراحان مستعد، قابل و مجرب رجوع کند.
دستیابی به طرح های پر معنا، ارزنده و لطیف حتی در جایی که قدر طرح خوب را بدانند و او را مشتاقانه بپذیرند، و در جایی که فقط سود بیشتر در نظر گرفته نمی شود، دستاورد کوچکی نیست. در بهترین شرایط، اثری که مدعی است، حتی در بهترین محیط ها هم استثناست. واصولا مگر در هر عصری چند هنرمند که بشود به هنرشان افتخار کرد پا به عرصه وجود می نهند.
بخش هنری تبیان
منبع: بنیاد اندیشه اسلامی