سرنوشت بحران مالی چه میشود؟
گر چه اقتصاد جهان هنوز مجبور است در سایر نقاط دنیا هم با نادانیهای سیاستمداران و رشد ضعیف دست و پنجه نرم كند، اما میتواند گامی عظیم برای اجتناب از فاجعه بردارد. و این خانم مركل به شما بستگی دارد!
شناخت برخی از وجوه که باعث ایجاد بحران جهانی گردید می تواند راهگشای ذهنیت لازم برای پیشگیری و ارائه راه حل منطقی برای برون رفت از مشکل باشد.
طبق تحقیقات متعدد و معتبر، یکی از دلایل مهم بحران اقتصادی جهان خلق اوراق مالی فراتر از ظرفیت های تولید ناخالص داخلی جهانی، در قالب ابزارهای مختلف در راستای خلق ارزش مجازی و همچنین استفاده فرصت طلبانه بانک های خصوصی از ناکارمدی اقتصاد جهانی در برخی کشور ها و اعتماد بیش از حد به سیستم اقتصاد آزاد بوده است.
نمودار روبرو که روند افزایش دارایی های مالی جهانی طی سه دهه را نشان می دهد، گویای این واقعیت است.
همچنان که در نمودار مشاهده می گردد طی سال های 2007-1980 نسبت دارایی های مالی جهان در مقابل ارزش تولید ناخالص داخلی از رقم 109 درصد به میزان 422 درصد در سال 2007 افزایش یافته است.
به دلیل وابستگی تنگاتنگ اقتصادی کشورها این بحران به سادگی به کشورهای اروپایی سرایت کرد.این اوضاع تا جایی پیش رفت که اتحادیه اروپا را با چالش جدی روبرو کرد. کاهش ارزش یور و حتی خطر ورشکستگی کامل اقتصادی بعضی کشورها از جمله یونان باعث شد که شائبه فروپاشی اتحادیه اروپا هم مطرح شود. کشورهای مختلف اتحادیه اروپا سعی کردند با ارائه طرح های ریاضت اقتصادی نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی خود اقدام کنند. اما این طرح ها از آنجا که بیشترین فشار را بر اقشار کم درآمد وارد می کردند همواره با مخالفتهای مردمی روبرو بوده اند.
یکی از کشورهایی که همواره با قدرت از اجرای طرح های ریاضتی حمایت کرده است، آلمان است. اوضاع تا جایی پیش رفت که میان مرکل و اولاند رئیس جمهوری منتخب فرانسه برای اجرا یا عدم اجرای این طرحها اختلاف نظر جدی و اساسی ایجاد شد که با بازخوردهای جدی سیای ادامه یافت.
بر این اساس نشریه معتبر اکونومیست با ارائه تحلیلی هشدار داده است که خطری بزرگ اقتصاد جهان را تهدید میکند و بسیاری از مسائل به عملکرد صدر اعظم آلمان، آنگلا مرکل بستگی دارد؛ سرمایهگذاران در آمریکا، آلمان و برخی دیگر از کشورها به سوی خرید اوراق قرضه خارجی هجوم آوردهاند. دو احتمال وجود دارد: رکود جهانی یا وقوع یک فاجعه قریبالوقوع.
روسیه احساس می کند که این حالت را قبلاً نیز تجربه کرده است. نفت، روبل و فعالیت های اقتصادی روند رو به کاهشی دارد
آمار ضعیف مشاغل آمریکا برای ماههای پی در پی حکایت از آن دارد که احیای اقتصادی آن به مشکل خورده است. به نظر میرسد بزرگترین بازارهای نوظهور هم به یک دیوار مانع برخورد کردهاند. رشد تولید ناخالص داخلی برزیل کندتر از رشد تولید ناخالص داخلی ژاپن شده است. وضعیت هندوستان بد است. حتی کاهش رشد اقتصادی چین هم تشدید شده است.
این اما در قیاس با خطر روز افزون فروپاشی یورو، اتفاق خوبی به نظر میرسد. اتحادیه اروپا، بزرگترین منطقه اقتصادی جهان، در خطر فروافتادن در ورطه ورشکستگی بانکها، تعویق در بازپرداخت بدهیها و رکود اقتصادی است. احتمال خروج یونان از حوزه یورو پس از انتخابات 17 ژوئن در این کشور، وخامت اوضاع بانکهای اسپانیا و از همپاشیدگی جریان سرمایه در مرزهای اروپا، همه از علل افزایش این خطر هستند. این بار اما مقابله با چنین مشکلی دشوارتر خواهد بود
باید به این نکته توجه کرد که مزیتهای گذشته چندان به درد زمان حال نمیخورند: اگر یورو دچار فروپاشی شود، آلمان متحمل ضررهای بسیار خواهد شد. کاهش رتبه برخی از بانکهای آن در هفته گذشته نشانهای از همین واقعیت است. به علاوه خطاهای مسلم در یونان، ایرلند، پرتغال، ایتالیا، اسپانیا و سایر کشورهای مقروض، طی سه سال اخیر همراه شده است با خطاهایی که کشورهای اعتباردهنده مرتکب شدهاند. تمرکز امید بخش بر ریاضت اقتصادی، توالی برنامههای نجات که از پشتیبانی کافی برخوردار نبودند، اجتناب از تدوین مسیری مشخص برای همگرایی پولی و بانکی که لازمه ادامه حیات پول واحد است، همگی از جمله دلایلی هستند که معلوم میسازد چرا یورو تا به این حد به فاجعه نزدیک است. به دلیل آنکه آلمان تا حدود زیادی این نحوه مواجهه با مشکلات را تعیین کرده است، اکنون بیشتر سرزنشها متوجه برلین است.
مرکل اما استراتژی دوسویه شجاعانهتری دارد. نخست او بر این باور است که درخواست او برای ریاضت اقتصادی و امتناعش از نجات هم نوعان تنها راههای ایجاد اصلاحات در اروپا هستند و دوم اینکه اگر فاجعه به واقع روی دهد، آلمان میتواند به سرعت همه را نجات دهد.
یکی از دلایل مهم بحران اقتصادی جهان خلق اوراق مالی فراتر از ظرفیت های تولید ناخالص داخلی جهانی، در قالب ابزارهای مختلف در راستای خلق ارزش مجازی و همچنین استفاده فرصت طلبانه بانک های خصوصی از ناکارمدی اقتصاد جهانی در برخی کشور ها و اعتماد بیش از حد به سیستم اقتصاد آزاد بوده است
او برای فرض نخست بیتردید موفقیتهایی را هم به عنوان شاهد در اختیار دارد که مهمترین نها کنارهگیری سیلویو برلوسکونی در ایتالیا و دوره گذار در اروپای شرقی است، اصلاحاتی که تا همین اواخر باورنکردنی بودند. اما هزینههای این استراتژی به سرعت رو به فزونی گذاشته است. رکودی که بر اثر ریاضتهای بیش از حد بوجود مد، تاییدی است بر شکست این استراتژی. در بخش اعظم اروپا فشار بار بدهیها رو به فزونی است و همزمان افراطگراییهای سیاسی هم مشاهده میشود. این رویکرد موجب کاهش اعتماد سرمایهگذاران و افزایش خطر وقوع یک فاجعه برای یورو شده است. این ایده لمان که همه میتوانند در لحظه خر نجات یابند و میتوان به عنوان مثال با تزریق نقدینگی توسط بانک مرکزی اروپا یک کشور را نجات داد، به نظر میرسد ایده بسیار پرخطری است. با توجه به اقتصاد اسپانیا که کاملا با بانکهایش اداره میشود، به نظر میرسد حتی مرکل هم نتواند کاری برای ن بکند.
گر چه اقتصاد جهان هنوز مجبور است در سایر نقاط دنیا هم با نادانیهای سیاستمداران و رشد ضعیف دست و پنجه نرم کند، اما میتواند گامی عظیم برای اجتناب از فاجعه بردارد.
با وجود همه تلاش ها گزارش ها حاکی است پس از گذشت ماهها از ادامه بحران در اتحادیه اروپا، اکنون اقتصاد بریتانیا در معرض خطر جدی ناشی از اشاعه پیامدهای این بحران به آن کشور قرار دارد. جرج اسبورن، تحلیلگر و مشاور اقتصادی در بریتانیا، در مصاحبهای خشم خود را از رفتار بد رهبران اتحادیه اروپا در قبال بحران نشان داده و گفته است، روند بهبود اقتصاد بریتانیا به دلیل این بحران، دچار مرگی خاموش میشود.
اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود. به نظر می رسد که سایه این بحران در حال انتقال به اقتصاد روسیه هم هست. بسیاری از سرمایه گذاران روسی نگران نتایج و پیامدهای بحران اروپا- مهمترین چهارراه صادرات روسیه- هستند و این مسئله در کاهش شاخص بورس مسکو و همچنین کاهش هفت درصدی ارزش روبل(واحد پول روسیه) در مقابل دلار طی روزهای اخیر( که از سال 2009 بی سابقه بوده) قابل مشاهده است.
بحران اروپا همزمان با انتشار گزارشی مبنی بر کاهش رشد اقتصادی آمریکا و چین، اقتصادهای اول و دوم جهان، تأثیرات قابل توجهی بر قیمت انرژی گذاشته و طی روزهای اخیر سیر نزولی داشته است که این مسئله برای کشورهایی که بیش از اندازه به صادرات انرژی وابسته اند، تبعات منفی دارد. شاخص بورس روسیه همانند بازارهای بورس سایر اقتصادهای نوظهور طی روزهای اخیر از کاهش قابل ملاحظه ای برخوردار بوده و این کاهش رقم 7% را از ماه ژانویه تاکنون نشان می دهد. دلیل این کاهش فرار سرمایه ها به سمت بازارهای امن تر از جمله بازارهای آمریکا، آلمان و یا سوئیس است
به نظر میرسد بزرگترین بازارهای نوظهور هم به یک دیوار مانع برخورد کردهاند. رشد تولید ناخالص داخلی برزیل کندتر از رشد تولید ناخالص داخلی ژاپن شده است
روزنامه بازرگانی ویه دوموستی، روز دوشنبه نوشت: روسیه احساس می کند که این حالت را قبلاً نیز تجربه کرده است. نفت، روبل و فعالیت های اقتصادی روند رو به کاهشی دارد. این روزنامه می افزاید: با این حال موج دوم بحران اقتصادی به مراتب ضعیف تر از موج اول است که در سال 2009 رخ داد و طی آن روسیه شاهد کاهش قابل توجه تولید ناخالص داخلی روسیه بود.
در هر حال ظهور علائم کاهش در فعالیت های اقتصادی در حال حاضر در روسیه نگران کننده است. دیمیتری مدودف، رییس جمهور روسیه از بانک مرکزی روسیه درخواست کرده است که در صورت لزوم برای حمایت از بازارهای مالی و روبل وارد عمل شود.
در پایان بد نیست ذکر کنیم که کشور ما به خاطر موقعیت خاص منطقه ای و ثروت های طبیعی هنگفت، می تواند با جذب سرمایه های سرگردانی که در نتیجه بحران مالی راه خود را گم کرده اند به رونق قابل توجه بازار سرمایه دست یابد. هدایت این منابع مالی در کنار نقدینگی ناشی از طرح هدفمندی یارانه ها به بخش تولید، و به ویژه بخش تحقیق و توسعه می تواند به شکوفایی جدی اقتصاد کشور کمک کند.
به علاوه آنچه در این بحران گسترده مالی به چشم می آید این است که اقتصاد جهان برای رهایی از این شرایط باید به دنبال راه های نوین باشد. باید صبر کرد و دید که این قدرت های بزرگ اقتصادی که پیش از این بر کارآمدی نظام اقتصادی سرمایه داری تاکید دارند چگونه از قوانین اقتصادی قرائت حاکم اقتصادی برای حل مسئله کمک می گیرند. هر چند که مدتی است زمزمه هایی از اقبال بانک های اروپایی به قوانین بانکداری اسلامی به گوش می رسد.
فرآوری: ریحانه حمیدی فر
بخش اقتصاد تبیان
منابع :تابناک/خبرآنلاین