در این مقاله به شرح تحولات هنری در زمینه های مختلف هنری، در دوران ایلخانی، قرن 7 و 8ه.ق پرداخته شده است.

یکشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
ایخانان مغول و هنر ایرانی
ایلخانان مغول و هنر ایرانی در این مقاله به شرح تحولات هنری در زمینه های مختلف هنری، در دوران ایلخانی، قرن 7 و 8ه.ق پرداخته شده است. در اوایل قرن هفتم هجرى مغولان ایران را اشغال کردند و پس از چندى که در ایران بودند تحت تأثیر و فرهنگ ایرانى قرار گرفتند. سلسلهء ایلخانان مغول، دوره‌اى را در هنر ایران آغاز کرد که تأثیرات زیادى از هنر شرق دور گرفت. ایران در زمان فتوحات مغول، یک گذشتهء فرهنگ اسلامى بالغ بر پانصد سال را از سرگذرانده بود. با پذیرش دین اسلام از جانب مغولان، احداث بناهاى مذهبى و یا ترسیم خرابى‌هاى گذشته آغاز شد. و آنها این فرهنگ اسلامى را جذب نمودند. به‌دلیل روابط مغولان با شرق دور، هنرهاى شمایل‌نگاری، نگارگری، سفالگرى و سایر هنرهاى تزئینى با الهام از هنر شرق دور در هنرهاى دورهء ایلخانان منعکس گردید. نخستین تهاجم مغول‌ها بخش‌هاى شمالى ایران را به زیر سلطه در آورد. و اوگتاى جانشینِ چنگیزخان، ایران را به‌طور کامل فتح کرد. تنها مرکز تشکیلاتى مغولان در خراسان مستقر بود. با آمدن هلاکوخان در 654 حکومت واقعى مغولان در ایران آغاز شد و نواحى خراسان، آذربایجان، عراق، گرجستان، ارمنستان و بخشى از آسیاى صغیر تحت سلطهء آنها درآمد. هلاکو بغداد را نیز متصرف شد و بر سلطهء عباسى خاتمه داد. از زمانى‌که حکام مغول شروع به بازسازى ایران ویران شده کردند، از برخوردِ فرهنگ‌هاى مختلف حمایت نمودند و هنرمند و پیشه‌وران و دانشمندان و نویسندگان، سرزمین‌هاى مختلف را به دربار خود جذب نمودند. در این دوره کسانى چون مولانا جلال‌الدین روحى و سعدى شیرازى ظهور کردند و در واقع شعر عرفانى به اوج عظمت خود رسید. از حوادث مهم این عصر انتشار زبان فارسى در خارج از ایران بود. به‌طورى‌که زبان رسمى امپراتورى عظیم مغول گردید و از یک طرف در هند و ماوراءالنهر و از سویى در آسیاى صغیر رواج یافت. معماری در اوایل قرن هفتم هجرى مغولان ایران را اشغال کردند و بعد خود تحت تأثیر هنر و فرهنگ ایرانى واقع شدند. مغولان پس از پذیرش اسلام احداث بناهاى مذهبى را آغاز کردند. در این دوره بناهاى مذهبى مثل مساجد، مدارس، زیارتگاه‌ها و مقابر بیشتر مورد توجه بودند. در این دوره نقشه ساختمان‌ها و فرم گنبد به سبک سلجوقى با تغییراتى مختصر ادامه یافت. از آنجایى‌که فرمانروایان مغول براى حفظ برترى و غرور خویش مى‌خواستند بناها هر چه باشکوه‌تر باشند، مقیاس‌هاى ساختمانى را فراتر از گذشته بردند. برج‌ها بلندتر و کتیبه‌ها بزرگ‌تر شدند. به تزئینات در رنگ‌هاى مختلف توجه بیشترى شد و بناهاى عظیم با اشکال رنگارنگ ساخته شدند. سردرهاى کهن و بلند دوباره زنده شده و مورد توجه قرار گرفتند. تنوع نقوش تزئینى و وضوح و برجستگى کاشى‌هاى آبى فیروزه‌اى نمونهء زیبایى از هنر این دوران ساخته است. معمارى ایلخانى از نظر زیبایى‌شناسی، سبک جدیدى را در تاریخ معمارى ایران بوجود نیاورد. این معمارى تا حدودى دنبالهء معمارى سلجوقى محسوب مى‌شود. در این دوره بناهاى مذهبى مثل مساجد، مدارس، زیارتگاه‌ها و مقابر بیشتر مورد توجه بودند. در این دوره نقشه ساختمان‌ها و فرم گنبد به سبک سلجوقى با تغییراتى مختصر ادامه یافت. از آنجایى‌که فرمانروایان مغول براى حفظ برترى و غرور خویش مى‌خواستند بناها هر چه باشکوه‌تر باشند، مقیاس‌هاى ساختمانى را فراتر از گذشته بردند. گنبد دوجداره که در معمارى سلجوقى نخستین بار بکار رفت، در معمارى ایلخانى رواج زیادى یافت. براى ساخت این دیوارها از خشت استفاده مى‌شد و براى رویه‌بندى از آجر پخته بهره مى‌گرفتند. از مساجد این دوره مسجد ورامین، مسجد جامع اشترجان اصفهان و از مقابر این دوره گنبد سلطانیه یا مقبرهء سلطان اولجاتیو و گنبد غفاریّه در شهر مراغه و مقبرهء علاءالدین ورامین و از کاروانسراها، کاروانسراى سرچشم و رباط‌ سنج را مى‌توان نام برد. به‌کار بردن سنگ در ساختمان مخصوص منطقهء آذربایجان بود که در بخش پایینى دیوارها بکار مى‌رفت و گاهى از سنگ براى تزئین استفاده مى‌شد. معمارى مغولى ایران پیوستگى ویژ‌غ•اى با معمارى سلجوقى دارد، حتى در برخى موارد تشخیص دقیق این دو دوره در بعضى آثار دشوار است. با این همه معمارى ایلخانى بسیار سبک‌تر از معمارى سلجوقى و شکیل‌تر است. در این دوره هنر معرق کاشى به اوج خود مى‌رسد. در این بناها معمولاً گنبد دو سوم بنا را در بر مى‌گیرد و با آراستگى و برازندگى ویژه‌اى با بنا هماهنگ مى‌شود. آجرکارى به کمال مى‌رسد. ایوان‌ها کشیده و بلند شده و گلدسته‌هاى سردر دوتایى مى‌شوند و بهم نزدیک‌تر مى‌گردند. حیاط‌‌ها باریک‌تر و نقشه چهار ایوانى کامل‌تر مى‌شود. بناهاى غیرمذهبى از معمارى غیرمذهبى ایلخانى چندان چیزى شناخته نشده است. یکى از دلایل آن شاید آداب و رسوم بیابانگردى این قوم باشد. در منابع از بعضى کاخ‌ها نام برده شده اما هیچ‌کدام، به‌دلیل بکارگیرى مواد ناپایدار باقى نمانده است. بطور مثال کاخ آل جزایر در تبریز از این موارد است. در ناحیهء مرند، سرچم بقایاى نامطلوبى از کاروانسراهاى دورغ•ء ایلخانى باقى مانده است. پلان این بناها شبیه هم است. یعنى یک صحن مستطیل با فضاى باز همراه یک درب ورودى و اقامتگاه‌هایى در چهار طرف آن. بناهای مذهبی و آرامگاهی معماران و استادکاران دورهء ایلخانی، نقشهء چهار ایوانى را براى ایجاد بناهایى چون مدرسه و مسجد بکار بردند. در این دوره ایوان‌ها مرتفع و کم‌عرض و دیوارهاى بنا باریک‌تر شدند. بناهاى تدفینى دورغ•ء ایلخانی، بیشتر از الگوهاى دورغ•ء سلجوقى مایه گرفته است که شامل برج‌هاى مقبره‌اى و بقاع مى‌باشد؛ برج‌هاى مقبره‌اى با پلان مربع‌شکل، مدور و یا چند ضلعى بود که با گنبدى پوشانده مى‌شد و سقف نوک‌تیزى آن را از نظر دور نگه مى‌داشت. این سقف مخروطى یا چند وجهى از الگوى سلجوقى اقتباس شد و بطور وسیعى در شمال بین‌النهرین و آناتولى مورد استفاده قرار مى‌گرفت. آرامگاه الجایتو در سلطانیه، الگوى برجسته‌اى است از این نوع بناها. این آرامگاه در مرکز مجموعه‌اى از بناها قرار داشت که با دیوارى محصور مى‌شد. این ساختمان از نظر جلوه شبیه گنبد مسجد جامع ورامین است. گنبد با آجرهاى لعابدار آبى‌رنگ پوشیده شده است. گروهى از آرامگاه‌ها نیز در شهر قم ساخته شدند که تزئینات آنها تحت تأثیر آرامگاه الجایتو بود. همین‌طور مى‌توان از امامزاده جعفر، دو بقعه در نزدیکى اصفهان (پیکر بکران و آرامگاهى در گارلادان)، مزار بایزید بسطامى و آرامگاه شیخ عبدالصمد اصفهانى در نطنز یاد کرد. تزئینات معمارى معمارى این دوره شاهد تحولاتى ویژه در تزئینات است؛ گچبری، کاشیکاری، آجرکارى با مهارت خاص در تزئین بناها بکار رفته است. گچبرى این دوره بر دوره‌هاى متقدم و متأخر برترى داشته است. محراب مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع ارومیه، اشترجان، آرامگاه اولجایتو، نشانهء اوج رونق و شکوفایى هنر گچبری، کاشیکارى و ... در این دوره مى‌باشد. نقاشی تأثیرات شرق دور در نقاشى این دوره کاملاً مشهود است. طرح‌هاى منقوش و گرایش‌هاى سنن نقاشى سلسله‌هاى بزرگ سونگ و یوان چین، روح تزئینى و اسلوب خطى ایران را تحت سلطهء خود در آورد، چرا که فرهنگ نقاشى مغولان کاملاً متکى بر چین بود. مهم‌ترین مرکز نقاشى ایلخانى‌ تبریز بود. شاخص‌ترین مشخصه و عناصر مهم تأثیرات نقاشى چین، مفهوم جدید از فضا و احساس زنده و رمانتیک از طبیعت بود. احساس ایرانى رنگ‌ها را بکار گرفت و خاکسترى‌ها زنده‌تر و جان‌دار تر شد. پیکره‌هاى انسانى با ظرافت ملاحت و تناسبات واقعى‌تر کار شد. چین و شکن جامه‌ها عمق پیدا کرد، موضوعات گوناگون زنده‌تر و جان‌دار تر شد. پیکره‌هاى انسانى با ظرافت ملاحت و تناسبات واقعى‌تر کار شد. چین‌و‌شکن جامه‌ها عمق پیدا کرد، موضوعات گوناگون شده آسمان با ابرهاى سفید درهم و اشکال پیچیده و درهم حالت زنده‌اى یافت و سطح آب حالت اسفنجى پیدا کرد و نور در آن ظاهر شد. حیوانات صراحت و روشنى پیدا کردند. اسب در این نگاره‌ها از پیکره‌هاى مطلوب بود. نقاشى در معمارى نیز ادامه یافت. گنبد دوجداره که در معمارى سلجوقى نخستین بار بکار رفت، در معمارى ایلخانى رواج زیادى یافت. براى ساخت این دیوارها از خشت استفاده مى‌شد و براى رویه‌بندى از آجر پخته بهره مى‌گرفتند. سفالگری و فلزکاری فعالیت سفالگرى در ایران بر اثر حمله و ویرانى مغولان در شهر رى متوقف شد؛ اما در کاشان پس از تحمل صدمات سخت ادامه یافت. در تهاجم نخستین مغولان شهر نیشابور با خاک یکسان شد. در سده‌هاى هفتم و هشتم مرکزیت سفال به تخت سلیمان - سلطان‌آباد و ورامین انتقال یافت. مى‌توان این دوران را عصر تجدید حیات سفال لعاب‌دار دانست. سفال مینایى ابداع دورهء ایلخانى بود که نخستین بار در معمارى گنبد مراغه آشکار گردید. سپس در اصفهان و کاشان ساخت این سفال‌هاى مینایى ادامه یافت. این نوع سفال‌ها بیشتر براى ایجاد کاشى‌هاى معرق و تزئین بناها به ویژه بناهاى مذهبى بکار مى‌رفت. تزئین برجسته‌کارى که قبلاً فقط در حواشى کتیبه‌ها بکار مى‌رفت به فراوانى مورد بهره‌بردارى قرار گرفت. از این به بعد اصطلاح کاشى رواج زیادى یافت. در زمان تسلط مغولان بر ایران هنر فلزکارى به کمال نسبى دست یافت و در عهد ایخانان با همان قدرت و زیبایى به حیات خویش ادامه داد. از ویژگى‌هاى فلزکارى دوره ایلخانى تلفیق سبک ایرانى با سبک بین‌النهرین است؛ با اشکال کمابیش روشن و مشخص. از طرفى خاتم‌کارى فلزى بین‌النهرین با الهام از تکنیک ایرانى توسعه یافت. فراوری:سمیه رمضان ماهی بخش هنری تبیان منبع: سایت گالری خیال

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها