آنچه که ما ميخواهيم به آن برسيم، رسيدن به نظريه ى اسلامىِ ناب در باب عدالت است.

دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
 ضرورت توليد نظريه عدالت
ضرورت تولید نظریه عدالت آنچه که ما میخواهیم به آن برسیم، رسیدن به نظریه ى اسلامىِ ناب در باب عدالت است. عدالت پژوهی در اندیشه مقام رهبری3 پیشرفت و عدالت، مطلوب اسلام : جهت سوم هم این است که امروز کشور در مسیر پیشرفتهاى جهشى است؛ این یک واقعیتى است . خوشبختانه حرکت کشور به سمت پیشرفت - به معناى عام - یک حرکت سریعى است. امروز با بیست سال قبل حقاً قابل مقایسه نیست. امروز حرکت رو به پیشرفت ما جهشى است. در موقعیتى که یک چنین حرکتهاى جهشى به وجود مى آید، احتیاج به تصمیم گیرى هاى بزرگ است؛ باید تصمیم گیرى هاى بزرگى انجام بگیرد. خب، اگر چنانچه در این تصمیم گیرى هاى بزرگ، عنصر عدالت مغفو لعٌنه باقى بماند، آن وقت ضررها و ضایعاتش غیر قابل محاسبه خواهد بود. لذا امروز بخصوص باید توجه به عدالت زیاد باشد؛ بخصوص رابطه ى پیشرفت و عدالت مشخص شود. اشاره کردند که مرکزى براى پیگیرى مسئله ى الگوى پیشرفت پیش بینى شده، مقدمات و تمهیداتش انجام گرفته؛ ان شاءاللَّه با جدیت مشغول کار خواهد شد؛ بحث عدالت هم همان جا بایستى ان شاءاللَّه دنبال شود. ضرورت تولید نظریه عدالت : نکته ى بعدى این است: در مرحله ى نظرى، آنچه که ما میخواهیم به آن برسیم، رسیدن به نظریه ى اسلامىِ ناب در باب عدالت است. البته باید با نگاه متجددانه، با نگاه نوآورانه، به منابع اسلامى مراجعه کرد و آن نظریه را از متن منابع اسلامى - در چهارچوبهاى علمى و فنى خودش، که بعضى از دوستان اشاره کردند - استخراج کرد. ما براى استنباط، شیوه ها، متدها و روشهاى علمىِ تجرب هى شده ى کاملاً حساب شده اى داریم؛ از اینها باید استفاده شود. بنابراین در مرحله ى نظرى و نظریه سازى، باید از منابع اسلامى و از متون اسلامى، نظریه ى ناب اسلام در باب عدالت به دست بیاید. من تکیه ام در این نکته این است که نمیخواهیم از مونتاژ و کنار هم چیدن نظریات گوناگونِ متفکرین و حکمائى که در این زمینه حرف زدند، یک نظریه به وجود بیاوریم و تولید کنیم. یعنى در این قضیه باید جداً از التقاط جلوگیرى کرد، باید پرهیز کرد . در موارد متعددى ما دچار این اشتباه شدیم. بدون اینکه بخواهیم، در مرداب التقاط لغزیدیم . بیرون آمدنش خیلى سخت خواهد بود. نه، حقیقتاً باید در منابع اسلامى جستجو کنیم. این منابع، فراوان هم هست؛ که دوستان هم اشاره کردند. در قرآن، در حدیث، در نهج البلاغه، در نوشته هاى فقهى، کلامى و ح کمى بحثهاى زیادى وجود دارد که همه اش میتواند منبع مورد استفاده ى ما در پیدا کردن نظریه ى ناب اسلامى باشد. بهره مندی از نظرات دیگران : البته مثل همه ى موارد دیگر، آشنائى با نظرات دیگران میتواند در فهم متون اسلامى به ما کمک کند. در همه جا همین جور است، در بحثهاى حقوقى و فقهى ما هم همین جور است. ما وقتى با یک نظرِ بیگانه آشنا میشویم و ذهن ما آن اتساع لازم را پیدا میکند، از منبع اسلامىِ خودمان استفاده ى بهتر و کاملترى میکنیم؛ اینجا هم همین جور است. لیکن ما باید دنبال رسیدن به نظریه ى اسلامىِ ناب باشیم و از التقاط بپرهیزیم . البته بدیهى است که علت اینکه میگوئیم نظریه ى اسلامى باید خالص و ناب باشد، این است که مسئله ى عدالت مبتنى است بر پایه ها و مبانى هستى شناسى و معرفت شناسى و پایه هاى اساسى؛ و اگر بخواهیم به نظریات غربى - که عمدتاً آنهاست - استناد کنیم، در واقع تکیه کردیم به مبانى فلسفى اى که قبول نداریم و نمیتوانیم آنها را بپذیریم، که همان نظرات هستى شناسى است. عدالت، وظیفه الهی : مکمل این نکته این است که اساساً رویکرد نگاه اسلامى به عدالت، با رویکرد نظامهاى غربى و نظریه هاى غربى متفاوت است. در اسلام، عدالت ناشى از حق است؛ همان طور که دوستان اشاره کردند – خوشبختانه حرفهاى خوبى در این جلسه زده شد که بنده را بى نیاز میکند از توضیح بیشتر و توسع در کلام – و وجود دارد؛ یعنى از نظر اسلام، عدالت ورزى یک وظیفه ى الهى است؛ در « باید » علاوه ى بر این، در عدالت حالى که در مکاتب غربى اینجور نیست. در مکاتب غربى به اشکال مختلف عدالت مطرح میشود – در سوسیالیسم یک جور، در لیبرالیسم یک جور - با همه ى تطورات و شکلهاى گوناگونى که این مکاتب داشته اند. در هیچکدام از اینها، نگاه به عدالت، یک نگاه بنیانى و اساسى و مبتنى بر ارزشهاى اصولى مثل دین و مثل اسلام نیست. نظریه عدالت محصول تضارب آراء: یک نکته ى دیگر این است که در عرصه ى تفکر و نظریه پردازى، ما احتیاج داریم به تعدد آراء و تضارب آراء . یعنى اینکه ما میگوئیم به یک نظریه باید برسیم و نظریه ى ناب اسلامى را کشف کنیم، مبتنى بر یک مقدمات نسبتاً طولانى و گسترده اى است؛ که اهم این مقدمات همین است که آراء متفکران تضارب پیداکند، آراء مختلفى مطرح شود؛ و این لازم است؛ این نشاط علمى است. نباید تصور کرد که ما یک پیشداورى اى داریم، یک چیزى را از قبل در نظر گرفته ایم و میخواهیم حتماً به آن برسیم؛ نه، میخواهیم با تضارب آراء بیابیم آنچه را که حق است و آنچه که درست است. بنابراین تضارب آراء لازم است. حد یقف هم ندارد . یعنى بعد از آنکه به نظر نهائى و مختار براى این برهه ى از زمان رسیدیم، باز احتمال اینکه آراء جدیدى، نظرات جدیدى، نکات تازه اى در آینده مطرح شود، هست؛ هیچ مانعى هم ندارد. لیکن به هر حال نیاز هست به اینکه به یک جمع بندى قوى برسیم که بر اساس آن، برنامه ریزى هاى درازمدت در کشور صورت بگیرد. بنابراین تضارب آراء لازم است؛ لیکن در نهایت اداره ى کشور نیاز دارد به اینکه به یک جمع بندى قوى و متقن و مستدل در باب عدالت اجتماعى برسد که بتواند بر اساس آن جمع بندى، برنام ههاى بلندمدت را طراحى کند. البته بعد از آنکه به این جمع بندی رسیدیم، باز پژوهشهاى تازه اى شروع خواهد شد براى اینکه شیوه ها را پیدا کنید؛ یعنى پژوهشهاى کاربردى. امروز من ملاحظه کردم که بعضى از بخشهاى مباحث،مربوط به مباحث کاربردى است - بسیار هم خوب است - این دامن هاش خیلى وسیع است؛ یعنى بعد از آنکه ما به یک نظریه ى متقن و جمع بندى شده اى در باب عدالت رسیدیم، تازه براى پیدا کردن شیوه هاى اجرا و تحقق آن در جامعه، به بحثهاى کاربردى نیاز داریم؛ که این خودش پژوهشهاى فراوانى را دنبال خواهد کرد. آن وقت در اینجاست که ما میتوانیم از تجربیات بشرى استفاده کنیم. مطالعه حرف های دیگران : من مطلبى را که یکى از آقایان گفتند، قبول دارم که روشها مطمئناً از اهداف تأثیرپذیر هستند - در این شکى نیست - اما این معنایش این نیست که ما از روشها و تجربه هاى دیگران هیچ نتوانیم استفاده کنیم؛ نه، بلاشک میتوانیم استفاده کنیم. اینجا در بخش پژوهشهاى کاربردى، نوبت استفاده ى از تجربیاتى است که دیگران انجام داده اند. فرض کنید در زمینه ى بانکدارى یا در هر زمینه ى دیگرى در مسائل اقتصادى، یا در بحثهاى اجتماعى به یک شکل دیگرى، یا در بحثهاى قضائى به یک صورت دیگرى، تجربه اى را یک ملتى انجام داده و با آن تجربه مدتى را گذرانده، آثارش هم مشخص است؛ خب، از این میشود استفاده کرد؛ این هیچ اشکالى ندارد. بنابراین از تجربه هاى دیگران بایستى بهره برد. تهیه و تنظیم : جواد دلاوری ، گروه حوزه علمیه تبیان منبع : سایت رادیو معارف

پربازدیدها

پربحث‌ها