عدالت پژوهی در اندیشه مقام رهبری
بیانات مقام معظم رهبری در دومین نشست اندیشه هاى راهبردى با موضوع عدالت
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
خیلى متشکرم از حضار محترم، برادران و خواهران عزیز، و همچنین از گردانندگان این نشست پر مغز و مفید؛ بخصوص از آقاى دکتر واعظ زاده که جلسه را خوب مدیریت کردند. متشکرم از اینکه با این نشست،این فرصت را ایجاد کردید که این مباحث مطرح شود و ان شاءاللَّه ادامه پیدا خواهد کرد .
و حمد میکنم خداى متعال را، خداى عزیزِ حکیم را که فراغت و امنیت و امکانات و نشاط عطا کرد به جمع حاضر و کسانى که عقبه ى تشکیل این نشست بودند، که بتوانند این کار را انجام دهند. اگر لطف خدا نبود،
اگر آسایش خاطر متفکران، استادان و اندیشمندان نبود، ممکن نبود نظام بتواند به این فرصت دست پیدا کند .این، فرصت مهمى است که خوشبختانه خداى متعال در اختیار ما گذاشت.
ظرفیت فراهم:
آنچه که امروز در این نشست انجام گرفت، یک آغاز است و ما امیدوارانه در پى آن هستیم که این آغاز،استمرار شایسته اى پیدا کند و سرانجام مبارکى داشته باشد . احساس میکنم در کشور ظرفیت انسانى گسترده اى براى پیگیرى و به سرانجام رساندن این بحث مهم - یعنى بحث عدالت - وجود دارد .
صاحب نظرانى هم که در این جلسه حضور ندارند، از نظر ما شرکاى این بحثند. حتماً در سرتاسر کشور، در دانشگاه ها، در حوزه ها، در پژوهشگاه هاى گسترده اى که خوشبختانه در کشور وجود دارد، هستند کسانى ازصاحب نظران که در این مقوله، در این بحث، یا تحقیقاتى دارند، یا آماده هستند که تحقیقاتى را انجام دهند. ما آنها را در این بحث شریک میدانیم.
ضرورت تبدیل عدالت به گفتمان نخبگان:
بحث عدالت بایستى به یک گفتمان نخبگانى تبدیل شود. باید این مسئله را دنبال کنیم و پیگیرى این بحث را رها نکنیم؛ چون زمینه خیلى زیاد است، نیاز خیلى شدید است و در بیانات دوستان، بخشى از این نیاز محسوس بود.
این بحثهائى که شما کردید و ان شاءاللَّه در آینده خواهد شد، محصول آن براى نسل کنونى و نسلهاى آینده، محصول باارزش و بشدت مورد نیازى خواهد بود . شاید لازم با شد بعدها از صاحبنظران دنیاى اسلام هم استفاده کنیم.
شاید در کشورهاى دیگر صاحبنظرانى هستند که میتوانند در جم عبندى نهائى و به سرانجام رساندن بحث عدالت، به ما کمک کنند.
ضرورت نقد نظرات:
من خوشوقت و خشنود شدم از اینکه احساس کردم دوستان به بحثهاى یکدیگر توجه نشان دادند . این فصلهاى اعتراض و اشکال که آقاى دکتر واعظزاده در این جلسه گنجاندند، به نظر من جزو جذاب ترین بحثها بود؛ نشان دهنده ى این بود که حضار به مباحث توجه کردند. این کار، هم افزائى به وجود مى آورد.
همه ى شماها نظراتى دارید، در این مقوله فکر کردید و فکرهاى بیشترى خواهید کرد؛ لیکن وقتى که در یک چنین مجموعه اى همه گرد مى آیند، با یکدیگر تبادل نظر میکنند، آنچه که فکر کردیم، عمیق تر میشود، گسترد ه تر میشود، جامع تر میشود و در نهایت ان شاءاللَّه ما را به یک نقط هى نهائى - که اشاره خواهم کرد - میرساند .
من وارد محتوا نخواهم شد. بحث محتوائى، امروز به وسیله ى شماها شروع شد و باید ا نشاءاللَّه در همین مرکزى که آقاى واعظزاده اشاره کردند، استمرار پیدا کند؛ که آن بحث و آن نتیجه ى نهائىِ محتوائى برآیندى خواهد بود از افکار و نظرات و محصولات فکرى دانشمندان و اندیشمندان ما . بنابراین من در آن مسئله وارد نمیشوم؛ من فقط چند نکته را میخواهم عرض کنم.
عدالت، عطش همیشه تاریخ :
یک نکته این است که عدالت دغدغه ى همیشگى و تاریخى بشر بوده. به تبع احساس نیاز به عدالت که در طول تاریخ تا امروز در مردم عمومیت داشته، متفکران بشر، فیلسوفان و حکما در این مقوله وارد شدند و دغدغه ى آنها بوده است.
بنابراین از قدیم ترین دورانهاى تاریخ تا امروز دربار هى عدالت و عدالت اجتماعى به همین معناى عام، بحث شده، نظریه داده شده؛ لیکن نقش ادیان استثنائى است. یعنى آنچه که ادیان در طول زمان راجع به عدالت گفتند و خواستند و اهتمام کردند، بى نظیر و استثنائى است. در نظرات حکما و اندیشمندان، آن اهتمام ادیان مطلقاً مشاهده نمیشود.
عدالت، هدف تمام انبیا و اوصیا:
اولاً به شهادت قرآن، ادیان هدف خودشان را عدالت قرار دادند : لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط (1)
قطعاً این آیه حکم میکند بر اینکه هدف ارسال رسل و انزال کتب و آمدن بینات - یعنى حجتهاى متقن و غیر قابل تردیدى که پیغمبران ارائه میدهند؛ کتاب، یعنى منشور ادیان در مورد معارف، احکام و اخلاقیات؛ میزان، یعنى آن سنجه ها و معیارها - قیام به قسط بوده است «لیقوم النّاس بالقسط ».
البته شکى نیست که قیام به قسط و هم هى آنچه که مربوط به زندگى دنیائى، اجتماعى و فردى افراد است، مقدمه ى آن هدف خلقت است: « و ما خلقت ا لجنّ و الانس الّا لیعبدون » (2)
یعنی عبودیت. اصلا هدف خلقت، عبد خدا شدن است؛ که بالاترین کمالات هم همین عبودیت خداست . لیکن در راه رسیدن به آن هدف، هدف نبوتها و ارسال رسل است؛ که از جمله ى آن، آن چیزى است که این آیه به آن تصریح می کند.
البته تصریحات دیگرى هم در آیات قرآن هست که به سایر اهداف ارسال رسل اشاره میکند، که اینها با یکدیگر قابل جمع است. پس هدف شد عدالت.
هدف نظام سازى، هدف تمدنها، هدف حرکت بشر در محیط جامعه، شد عدالت. در هیچ مکتب دیگرى این وجود ندارد؛ این مخصوص ادیان است.
تهیه و تنظیم : جواد دلاوری ، گروه حوزه علمیه تبیان
منبع : واحد طرح و ارزیابی رادیو معارف رادیو معارف