بهار و تولد خیال
مفتون امینی، سعید بیابانکی و حسین اسرافیلی از ویژگی بهاریه ها در شعر فارسی سخن گفتند.
امینی: شاعران شهری حسی نوستالژیک به بهار دارند
مفتون امینی شاعر درباره ویژگی بهاریهها در شعر فارسی گفت: برداشت شاعران کلاسیک و حتی معاصر ما از بهار، به نسبت زیست جهان آنها با یکدیگر متفاوت بوده است؛ آنها که در روستا زندگی کردهاند با آنها که در شهر بزرگ شدهاند، نگاه متفاوتی به بهار داشتهاند.
شاعر «عصرانه در باغ رصدخانه»، «من و خزان و تو» همچنین با اشاره به تجربه زیست خود افزود: من کودکیام را در روستا سپری کردهام و اصولاً در ده بزرگ شدهام و نگاهی که در منِ نوعی به بهار شکل گرفته است، با نگاه شاعری که کودکی و نوجوانی خود را در شهر گذرانده، متفاوت است. به همین قیاس برداشت من از بهار با برداشت شاعری که همه عمر خود را در روستا سپری کرده، فرق میکند.
این شاعر اضافه کرد: حسی نوستالژیک در بهاریههای شاعران شهری و شهرنشین مشاهده میشود و به خاطر این است که آنها نوعی احساس غربت نسبت به فضایی که واقعاً بهار در آنجا رخ میدهد و طبیعت تازه میشود، دارند. دیگر اینکه نیاکان آنها در روستا زندگی کردهاند و این بر احساس غربت آنها میافزاید.
امینی گفت: البته همین جا این را هم بگویم که اهل ده و روستا در قدیم معمولاً خاطرات خوبی از بهار ندارند؛ یادم میآید در ده خودمان به اوایل بهار «سیاه بهار» میگفتند چون آن اوایل علوفه کافی برای حیوانات نبود، مراتع همه گل و لای بود، سبزهها هنوز از خاک سردرنیاورده بودند اما از اواسط اردیبهشت «گل بهار» شروع میشد و تازه بوی بهار به مشاممان میرسید.
شاعر «تاکستان احتمال» و «سپیدخوانی روز» ادامه داد: میتوان گفت شاعران قوی و ژرفاندیش ما زیاد از بهار صحبت نکردهاند و در عوض درباره پائیز و زمستان و با مضامین مربوط به آنها سرودههای زیادی داریم.
مفتون امینی با ذکر مثالهایی گفت: شاعری مانند حافظ سرودههایی درباره بهار دارد اما به طور تمثیلی سخن از بهار گفته است نه واقعگرایانه. او مشخصاً درباره بهار و نو شدن طبیعت شعر نسروده است اما کسی مانند فریدون مشیری را اصولاً شاعری بهاراندیش میدانند. البته به اعتقاد او نیز چون شاعری روستایی نبوده، نتوانسته به عمق مفهوم بهار بپردازد و اساساً رمانتیسم تکامل نیافتهای داشت. به همین خاطر پائیز تهران برای او زیباتر از بهار روستاست.
این شاعر افزود: اما در دیوان شاعری روستایی و بزرگ مانند فرخی یزدی چنین نیست؛ او به زیبایی و از زوایای گوناگون به بهار از بُعد رستاخیزی که در طبیعت روی میدهد، پرداخته است. فرخی یزدی برخلاف حافظ و حتی مشیری بسیار زنده و عینی درباره بهار سروده است.
وی ادامه داد: به اعتقاد من هم اگر کسی میخواهد درباره بهار بسراید باید آن وجه رستاخیزی بهار را مورد توجه قرار دهد نه اینکه مدام جملات کلیشهای مانند اینکه برفها آب میشود و درختها شکوفه میدهد را به زبان بسراید.
بیابانکی: «هفت میر» یکی از بهترین بهاریههای ادبیات فارسی است
سعید بیابانکی درباره بازنمایی بهار در شعر فارسی گفت: نوروز با توجه به ویژگیهایی که دارد و اینکه جشن باستانی ایرانیان است، همواره یکی از مضامین والای ادبیات و شعر ما بوده است.
وی افزود: گروهی از شعرهایی که درباره بهار سروده شده و به آنها بهاریه میگویند، کاملاً ناتورالیستی و طبیعتگرا است. اشعار منوچهری دامغانی از این دست است. سری دیگری از اشعار بهاریه، قیاسی است. یعنی تازه شدن طبیعت را با نو شدن انسانها قیاس کردهاند و در واقع آروزی این مسئله را داشتهاند و انسانها را به آن توصیه کردهاند.
این شاعر و طنزپرداز کشورمان اضافه کرد: دستهای دیگر از بهاریههای شعر ما، از جایگاهی بالاتر برخوردار است و همان شعرهای عرفانی ما را شامل میشود. این شاعران دیدگاهی عرفانی به بهار و نوروز دارند. از جمله آنها میتوان به مولوی اشاره کرد که بسیار به تمثیل درباره شباهت و ارتباط بهار به روز قیامت و رستاخیز پرداخته است.
بیابانکی گفت: در شعر معاصر هم با توجه به جزئی شدن موضوعات و عجین شدن شعر با مسائل روزمره زندگی، بهاریهها متفاوت است. در واقع نه از دسته اول است نه از دسته دوم و البته تلفیقی از هر دو. ولی نکته مسلمی که در بهاریههای جدید هست، این است که حس نوستالژیک در این شعرها کمتر دیده میشود.
وی افزود: علاوه بر این مقداری احساس میشود که بهار نقش و جایگاه مثبتی در شعرهای جدید ندارد البته این را هم بگویم که نمیشود آن را به همه شعرها تعمیم داد. چون به هر حال شاعر هم متاثر از فضای اجتماعی و سیاسی پیرامون خود است.
این شاعر ادامه داد: در مجموع معتقدم شعرهای شاعران کلاسیک درباره بهار شاخصتر است؛ در این میان میتوان به حافظ و سعدی و منوچهری اشاره کرد. البته به شخصه معتقدم شاخصترین بهاریهای که سروده شده، «هفت میر» سروده میرزا نعیم سدهی اصفهانی است.
بهار به قدری برای مردم و شاعران ایرانی محترم بوده که آغاز هر حرکت و رویدادی را بهار آن موضوع میدانستند و شروع هر امر میمون و مبارکی را به بهار، شکوفایی و سبزینگی تشبیه میکردند.
اسرافیلی: بهار در میان شاعران مختلف فارسیگو جایگاه ویژه دارد
حسین اسرافیلی شاعر ، درباره اشعار بهاریه در شعر فارسی گفت: ابتدا باید به به موضوع بهار و نوروز اشاره کنیم. خود موضوع نوروز، یک خبر واحده است که نزد ائمه اطهار هم مطرح بوده است. این خبر به قدری مطمئن و موثق است که علمای دین احکامی را برای تحویل سال و روبرو شدن با این لحظات صادر کردهاند. در این زمینه سخنان گوناگونی وجود دارد و گفته میشود که مناسبتهای مهمی مانند معرفی حضرت مولا علی(ع) توسط پیامبر به عنوان جانشین، در روز عید نوروز بوده است.
وی افزود: بعد دیگر نوروز، شروع بهار و در اصل همان نوروز ایرانی است. برخی از علمای ایرانی انسجام مستحکمی را برای نوروز و بهار ترسیم کردهاند. یعنی نوروز، شروع بهار و دقیقا حرکت وضعی و گردش زمین را با هم همزمان میدانستند. ایرانیان همیشه این اتفاق را به عنوان آغاز حرکت، شروع سبزینگی زمین و رخت نو به تن کردن، محترم میشمردهاند و آداب و رسوم خاصی را برای آن در نظر گرفته بودهاند.
این شاعر در ادامه گفت: همین موضوع در شعر فارسی هم جایگاه مشابهی و ویژهای دارد. از حضرت لسانالغیب تا همه شعرا، نسبت به بهاریه، علاقه و ارادت خاصی وجود داشته است و شاعران هم شروع بهار را محترم میشماردهاند و شعرهای زیبای فراوانی در توصیف بهار، در ادبیات فارسی وجود دارد. بهار به قدری برای مردم و شاعران ایرانی محترم بوده که آغاز هر حرکت و رویدادی را بهار آن موضوع میدانستند و شروع هر امر میمون و مبارکی را به بهار، شکوفایی و سبزینگی تشبیه میکردند.
اسرافیلی گفت: این امر در اشعار شاعران فارسیگو، جایگاه ویژه خود را داشته و دارد و نمونههای ارزشمند و ارجمند فراوانی در این زمینه وجود دارد که از شماره خارجاند.
شاعر مجموعه شعر «شرحه شرحه آتش» افزود: بهار یک اصل ارزشمند،عرف و فولکلور قوم ایرانی است. این عرف در حکومتهای متعددی که در این کشور روی کار آمدهاند، هم جایگاه خود را حفظ کرده است و هیچ کدام از حکومتها هم چه خوب و چه حاکمان جور، نتوانستهاند مقابل بهار حرکتی انجام بدهند و جشن طبیعت را در این سرزمین متوقف کنند. بهار چیزی است که در عرف این مردم و باورهای ملی این سرزمین، جایگاه خود را حفظ کرده است.
وی ادامه داد: بهار موضوعی نیست که فقط گروه خاصی از شاعران به آن بپردازند. در گذشته شاعرانی که در درباره سلاطین به مدح شاهان میپرداختند، هم قصاید بلندی درباره بهار میسرودند. علاوه بر این گروه، شاعران معتقد، مسلمان و به اصطلاح متعهد هم درباره بهار شعر دارند و این موضوع در آثارشان جایگاه ویژهای دارد. در شعر امروز شاعران کشورمان هم این موضوع اهمیت دارد و این گونه نیست که اهمیت آن فقط مختص به زمان گذشته باشد. حکومتهای اسلامی هم که در زمان تمدن اسلامی در ایران روی کار آمدند، به این جشن ملی اهمیت دادند و سعی و تلاشی برای از بین بردن یا کمرنگ کردن آن نکردند.
اسرافیلی گفت: اگر هم در طول تاریخ، تلاشی برای از بین بردن این جشن ملی شده، ابتر و ناکام مانده است. جشن نوروز و بهار در باورها، هویت مردم این سرزمین و شعر شاعرانش جای خود را باز کرده است. امیدوارم همه مردم و شاعران ما در این ایام شاد باشند.
فرآوری: مهسا رضایی
بخش ادبیات تبیان
منبع: خبرگزاری مهر