احیای دوبارهی رابطه
نسل حاضر نسبت به نسل های پیشین، شناخت زیادی از پدر و مادربزرگ ندارند چون آنها یا فوت كرده اند یا در مسافت های بسیار دور زندگی می كنند....
در داستان روابط پدربزرگ، مادربزرگ و نوه ها، نوجوانی دوران خاصی است. پدر و مادر بزرگ ها هنگام تولد مغز بادام شیرین شان رویاها پرورانده اند، با آنها بازی كرده اند و در كنار قهر و آشتی ها به آنها زندگی را آموخته اند ولی زمان پیش می آید كه در تاریخ این روابط، نقطه مبهمی پیش رویمان قرار می گیرد مثل آنكه یك جمله پاك شده و تنها چند كلمه نامفهوم و البته كمی تلخ از آن باقی مانده است. نوه هایم؟ آنها دیگر بزرگ شده اند، كارهای دیگری برای انجام دادن دارند. می خواهید این جملات را ترجمه كنیم: دیگر آنها را نمی بینیم. آنها دیگر علاقه ای به آمدن نزد ما و خانه مان ندارند. حتی نمی خواهند با ما مسافرت بیایند. دیگر از پیش ما بودن لذت نمی برند. زمان می گذرد و رفتار آدم ها تغییر می كند. نوه ها دیگر نیاز به كسی ندارند تا مدام مراقب آنها باشد.
مادر و پدرها به گوشه چشمی طرد می شوند و مادر و پدربزرگ ها به نظر خیلی پیر می رسند. برای آنكه این روابط همچنان حفظ شود باید نوع ارتباطات تغییر كند.
وقتی در سن آنها بودم، چگونه فكر می كردم؟ چه كارهایی انجام می دادم؟
نسل حاضر نسبت به نسل های پیشین، شناخت زیادی از پدر و مادربزرگ ندارند چون آنها یا فوت كرده اند یا در مسافت های بسیار دور زندگی می كنند. از سوی دیگر شیوه تفكر نسل جدید با قدیم فرق می كند. پدربزرگ و مادربزرگ های ما در 18 سالگی احساس بالغ شدن می كردند و خود را مسوول والدین شان می دانستند ولی فرزندان عصر حاضر این گونه فكر نمی كنند. نوجوانی آنها بسیار متفاوت تر از نوجوانی پدربزرگ و مادربزرگ هایشان است.
در حقیقت تنها چیزی كه از سن 18 سالگی به بعد روابط میان نوه و پدر و مادربزرگ را حفظ می كند، رابطه خانوادگی و خاطرات دوران كودكی است. البته این به آن معنی نیست كه در غیر این صورت، آنها همدیگر را ندیده خواهند گرفت. احیای مجدد روابط به خواست هر دو طرف بستگی دارد. مادر و پدربزرگ های بسیاری هستند كه حتی رابطه جالبی با فرزندان خود نداشته اند و به تبع در دوران كودكی به نوه هایشان نزدیك نشده اند اما در دوران نوجوانی همدم خوبی برای نوه های خود بوده اند. برای این منظور تنها كافی است كمی صبر داشته باشید و كماكان در دسترس نوه هایتان باشید. نوجوانان برخلاف آنكه تمایل دارند كسی مراقب شان نباشد، نیاز به مواظبت دارند.
در نوجوانی لحظات بسیاری پیش می آید كه فرد می خواهد با كسی درباره مسایلش صحبت كند. یك نوجوان نه تنها درباره مسایل شخصی بلكه درباره سیاست، تاریخ و هویت ملی اش نیز كنجكاو است. گمان می كنید ورای وظایف مادرانه و پدرانه، صحبت كردن درباره این گونه مسایل نیز وظیفه مادر و پدربزرگ است؟ بله! در دنیای موجودات زنده، بشر تنها موجودی است كه روابط پدر، و مادربزرگ با نوه ها را زنده نگاه داشته است و این بیانگر علاقه او به فكر كردن درباره زمان و تاریخ است. به عنوان مثال یك شامپانزه و مادرش نیز رابطه گرمی با هم دارند ولی مادر مادر شامپانزه هیچ علاقه ای به نوه نشان نمی دهد. مادربزرگ و پدربزرگ در خانواده بشری، جایگاه ویژه ای دارند كه خالی بودن آن به راحتی از سوی نوه ها حس می شود.
پدربزرگ و مادربزرگ، كلید حل بعضی مسایل
در رابطه نوه و مادربزرگ و پدر بزرگ نكته مهم آنجاست كه آنها نخواهند نقش والدین را بازی كنند. منع كردن یا اجازه دادن، وظیفه آنها نیست. آموزش و تربیت كودك باید طبق تمایل والدین انجام گیرد.
خانواده، سازمانی است كه در آن عادات و رسوم شكل می گیرد اما نوجوانی، دورانی است مخرب كه در آن نوجوان از تمامی عادات متنفر شده و می خواهد از آنها فاصله بگیرد. در صورتی كه مادر و پدربزرگ نیز خواهان تغییر نباشند، ناراحتی و مشكلات بزرگی در خانه رخ می دهد ولی اگر با رسیدن نوه به دوران بلوغ آنها كمی خود را با او وفق دهند، كلید حل بسیاری از مسایل نوجوان می شوند، مسایلی كه شاید مطرح كردن آنها با مادر و پدر سخت باشد ولی در میان گذاشتن آنها با مادربزرگ و پدربزرگ، راه حل خوبی است.
در جریان زندگی كه در حال گذر است، چه خوب چه بد، هر كس وظیفه ای دارد. وقتی نوه ها بزرگ می شوند، دیگر مجالی برای آرام نشستن و چرت زدن نیست. آنها ما را مجبور می كنند كه دركشان كنیم و قلب و ذهن مان را وسعت دهیم
در واقع پدربزرگ و مادربزرگها نقش پدر و مادر دوم نوههایشان را بازی میکنند و وقتی فرزندانشان موفق به انجام مسئولیتهایشان نمیشوند، این به عهده شماست که مسئولیتها و تکالیف فرزندانتان را به دوش بکشید.
برعهده گرفتن مسئولیتهای فرزندانتان به این معنا نیست که شما فقط در مواقع خاصی نسبت به فرزندان و نوههایتان مسئولیت دارید بلکه معمولا انجام این کارها برای همیشه ادامه خواهد داشت زیرا اگر فرزندانتان نیز همه مسئولیتهایشان را در قبال نوههایتان انجام دهند باز هم شما نیز در قبال نوهها مسئولیتها و تکالیفی را برعهده دارید.
اولین مسئولیتی که شما باید انجام دهید این است که آنها را به مسیر درست و صحیحی راهنمایی کنید. نوههایتان درصورتی که پند و اندرزهای مفیدی از جانب پدر و مادرهایشان و همچنین از شما بگیرند، بهطور کاملی پرورش مییابند و تربیت میشوند. وقتی که آنها به سن نوجوانی میرسند، مواقع زیادی پیش میآید که پدر و مادرهایشان را درک نمیکنند و به سمت شما کشیده میشوند و برای درددل و گفتن حرفهای دلشان به سراغ شما میآیند.
شما پدربزرگ و مادربزرگها با صرفنظر از اشتباهاتی که آنها مرتکب شدهاند، باید با آغوش باز پذیرایشان باشید اما انجام این کار به این معنا نیست که شما باید کارهای اشتباهی که آنها انجام میدهند را تحمل کنید و با آنها کنار بیایید بلکه نوههایتان فقط نیاز دارند که آنها را درک کنید. اگر شما نیز عصبانی شوید و با خشونت با آنها برخورد کنید، آنها به سمت دوستانشان کشیده میشوند و به نصیحتها و اندرزهای دوستانشان عمل میکنند و شما نمیتوانید ضمانت کنید که نوههایتان نصایح مفید و صحیح دوستانشان را بپذیرند و ممکن است به راههای خلاف کشیده شوند زیرا شما دوستان آنها را نمیشناسید که از چه دسته افرادی هستند.
دومین مسئولیتی که به گردن شماست این است که نوههایتان را راهنمایی کنید و آنها را بیشتر با خدا و معنویات آشناسازید. این موضوع بسیار حائز اهمیت است زیرا تا آنها جوان و بیگناه هستند و صفحه دلشان از هر گونه گناه و سیاهی پاک است، شما میتوانید به راحتی آنها را به سمت خدا و انجام کارهای نیک سوق دهید. شاید عبادت و نماز خواندن ابتدا برای آنها دشوار باشد اما در عوض میآموزند که ارتباط صمیمی و استواری با خداوند برقرار کنند. شما میتوانید به آنها کمک کنید تا راه درست را انتخاب کنند و خودتان نیز به کارهایی که انجام میدهند، دقت و توجه داشته باشید.
سومین و آخرین مسئولیت اصلی شما این است که باید برای برآورده کردن نیازهای آنها، کمک و همکاری لازم را با آنها داشته باشید.
وقتی که فرزندان شما با مشکلات اقتصادی مواجهند، شما باید حامی و پشتیبان نوههایتان باشید و احتیاجات حیاتی و ضروری آنها را برآورده کنید و به آنها اطمینان دهید که از نظر مالی میتوانند روی شما حساب کنند.
مخصوصا در مواقعی که نوههایتان با مشکلاتی از قبیل پرداخت هزینههای تحصیلی و مشکلاتی در رابطه با سلامتیشان درگیر هستند، در درجه اول شما هستید که باید از آنها حمایت کنید. عشق و محبتی که شما به نوههایتان ابراز میدارید، شخصیت آنها را به صورتی شکل خواهد داد که افراد بهتری برای خانواده و جامعهشان باشند و این کار باعث میشود که آنها نسبت به بچههای دیگر، بچههایی که با عشق و محبت کافی از طرف پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگهایشان رشد نکردهاند، افراد متفاوتی باشند.
انجام این کارها باعث میشود که شما احساس رضایت بیشتری از خودتان داشته باشید و بدانید قسمتی از مسئولیتها و وظایفی که بهعنوان پدربزرگ و مادربزرگ بر عهده شماست را به نحو احسن انجام دادهاید و همچنین احساس خواهید کرد که زندگیتان کاملا تکمیل شده است و هر مسئولیتی که در طول زندگی برعهدهتان بوده است را تمام و کمال انجام دادهاید.
فرآوری: نسرین صفری
بخش خانواده ایرانی تبیان
منابع: روزنامه هم میهن/سایت شاد فا
مطالب مرتبط:
یک فضای دلنشین برای سالمندان
تلقینات ما و غصه های سالمندان
یاد بگیرید که فراموش نکنید!!
ارزشی که به مرور کمرنگ شده
با سالمندان بی حوصله چه کنیم؟