مهارت طلبگی در برخوردهای اجتماعی
مقالات مرتبط را می توانید اینجا بخوانید.
در مقالات گذشته درباره ادب طلبگی و راهکارها و شیوه های آن با شما سخن گفتیم. اگر چه هنوز بیشتر مباحث مقدماتی طرح می شود ولی تا کنون بیان شد که ادب طلبگی را می توان چند قسم کرد.
ادب نسبت به ائمه و پیامبران و بزرگان و همچنین ادب نسبت به مقدسات از جمله مسائلی بود که پیرامون آن با شما سخن گفتیم. هم اکنون نوع دیگری را مورد بررسی قرار می دهیم که به نوبه خود جایگاه و اهمیت بسزایی دارد.
ادب با مردم یکی از شاخصه های شناخت طلبه است. روحانیونی که در برقراری ارتباط با مردم قوی تر و بهتر عمل می کنند، در کار خود بسیار موفق ترند.
لازمه یک ارتباط قوی و نیرومند، آگاهی از راه کارها و شیوه های اخلاقی و اجتماعی است. و صد البته که بهترین آموزه ها در این زمینه، محتوای روایاتی است که از ائمه معصومین علیهم السلام به دست ما رسیده است.
پس با ما همراه باشید.
زندگى انسانى نیاز به اصول و ضوابطى دارد كه مراعات آن اصول ، سعادت و رفاه جامعه را تامین مى كند. مهمترین این ضوابط، ادب انسانى و رعایت احترام دیگران است ، كه به نمونه هایى از آن اشاره مى شود:
یك : ملایمت و مهربانى . یكى از دستورهاى اجتماعى اسلام ملایمت و مهربانى با مردم مسلمان است . قرآن درباره اخلاق پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرماید: فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك (1)
در این آیه تصریح شده است كه مهربانى و ملایمت رسول خدا یكى از علل توجه مردم به آن حضرت بود و بدون تردید این صفت در هر كس باشد دلها به سویش متمایل خواهد شد.
از امام صادق (علیه السلام ) پرسیدند: حسن خلق چیست ؟ حضرت فرمود: تلین جناحك و تطیب كلامك و تلقى اءخاك ببشر حسن (2) سیره معصومان سرشار است از برخوردهاى نرم و سازنده در برابر بى ادبان .
دو: احسان . احسان عبارت از نیكى و خیر رساندن به دیگران ، بدون انتظار پاداش متقابل است . این فضیلت اخلاقى و انسانى یكى از كارآمدترین و جذاب ترین فضایل براى جذب مردم است .
على (علیه السلام ) فرمود: الانسان عبید الاحسان (3) و بالاحسان تملك القلوب (4) طلبه اى مى گفت : به خدمت مرحوم آیه الله مرعشى رسیدم ، در بین گفتگو عرض كردم : جمعى از طلاب در سیستان و بلوچستان به تبلیغ مشغول هستند. توصیه شما براى آنان چیست ؟ ایشان فرمودند: احسان ، احسان ، احسان !(5)
سه : خوشرویى . خوشرویى یكى دیگر از عوامل اساسى جذب مردم به شمار مى رود. انسان با حسن خلق و روى گشاده مى تواند بذر محبت را در سرزمین دلها بیفشاند. على (علیه السلام ) فرمود: البشاشه حباله الموده .(6)
همچنین پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: انكم لن تسعوا الناس باموالكم فسعوهم باخلاقكم (7)
در روایت دیگر آمده است : من حسن خلقه كثر محبوه و اءنست النفوس به (8)
از بررسى زندگى معصومان علیهم السلام ، بویژه پیامبر اسلام و ائمه ، استفاده مى شود كه آن بزرگواران براى رسیدن به هدفهاى تربیتى خود، از اخلاق اجتماعى و حسن خلق بهره مى گرفته اند. شیوه رفتار آنان با مردم چنان بود كه در عمق جان مردم نفوذ مى كردند. قرآن مى فرماید: انك لعلى خلق عظیم .
چهار: نادیده انگاشتن لغزشها. تغافل و خود را بى خبر وانمود كردن از گناهان و لغزشهاى دیگران یكى از زمینه هاى جذب مردم است . على (علیه السلام ) فرمود: من اشرف افعال الكریم تغافله عما یعلم (9)
پنج : چشم پوشى . یكى از زمینه هاى مردم دارى چشم پوشى از خطاهاى دیگران است ، قرآن مى فرماید: ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لكم (10) باید با بزرگوارى از اشتباهات دیگران بگذریم .
روشن است كه چنین رفتارى دلها را به هم نزدیك مى كند. گذشت و نادیده گرفتن لغزشهاى دیگران زمینه جلب محبت است و دیگران را خوشبین مى سازد. امام سجاد (علیه السلام ) در دعاى مكارم الاخلاق از خداوند این گونه مى طلبد:
اللهم صل على محمد و آل محمد، و سددنى لان اءعارض من غشنى بالنصح ، و اجزى من هجرنى بالبر، و اثیب من حرمنى بالبذل ، و اكافى من قطعنى بالصله ، و اخالف من اغتابنى الى حسن الذكر، و اءن اءشكر الحسنه ، و اءغضى عن السیئه (11 )
شش : حلم و بردبارى . گاهى در برخورد و معاشرت با مردم شرایطى پیش مى آید كه زمینه خشم و غضب فراهم مى شود. در چنین شرایطى ، به نیروى كنترل كننده اى نیاز است كه جلو بازتابهاى تند را بگیرد.
آنچه مى تواند انسان را در آن حالت هیجانى حفظ كند و شعله هاى خشم او را فرو نشاند صفت حلم است . على (علیه السلام ) فرمود: ((بالحلم تكثر الانصار)) نیز فرمود: و بالاحتمال و الحلم یكون لك الناس اءنصارا و اءعوانا (12)
هفت : تفقد و رسیدگى . مردم بویژه گرفتاران و دردمندان ، نیازمند رسیدگى و سركشى و محبتند. گاهى یك احوالپرسى و سلام ، شادابى روح و نشاط زندگى پدید مى آورد.
گاهى نوشتن نامه یا تلفن كردن یك آشنا و فامیل ، محبتها و صفاهاى بسیارى ایجاد مى كند. گاهى سرزدن به همسایه و عیادت بیمار و شركت در مجلس ختم ، یا عروسى مبداء بسیارى از دوستیها و رفع كدورتها مى شود. پرسیدن از گرفتاریها و مشكلات دیگران تلاش در حل و رفع آنها درِ دلها را به روى انسان مى گشاید.
تا توانى به جهان خدمت محتاجان كن به دمى یا درمى یا قلمى یا قدمى
منابع :
1- آل عمران (3): 159
2- بحار الانوار ج 71 ص 171 باب 10 ح 39
3- شرح غرر الحكم ج 7 ص 69
4- شرح غرر الحكم ، ج 7، ص 70.
5- اینجانب نقش احسان و نیكى را در زندگى خود تجربه كرده و نتیجه آن را دیده ام . در اینجا یك نمونه را ذكر مى كنم : در همسایگى ما خانواده بى بند و بارى بودند كه اغلب صداى ترانه از منزلشان به گوش مى رسید بارها تذكر داده بودم . اما خیلى موثر نبود تا اینكه روزى مقابل منزل را جارو مى كردم و به فكر افتادم كه جلو منزل آنها را نیز جارو كنم . در حین جارو كردن یكى از اعضاى خانواده آنها مرا دید و بسیار شرمنده شد و مدتها به جبران یك بار جارو كردن ، جلو خانه ما را جارو مى كردند و براى همیشه صداى ترانه نیز قطع شد.
6- نهج البلاغه ، ج 11، ص 218
7- شرح نهج البلاغه ج 11، ص 218
8- شرح غرر الحكم ج 5 ص 451
9- شرح غرر الحكم ج 6 ص 22
10- نور (24) آیه 22
11- صحیفه سجادیه دعاى مكارم الاخلاق ش 20
12- شرح غرر الحكم ، ج 1 ص 329 و 335
تهیه و فرآوری: محمد حسین امین گروه حوزه علمیه