ابزار فهم قرآن کریم

برگرفته از سخنان آیه الله بهاء الدینی
خیلی ها قرآن دارند و قرآن هم می خوانند و شاید هم حافظ قرآن باشند قاری قرآن هم باشند ولی فهم قرآنی ندارند. این نکته خیلی مهم است. یعنی انسان وقتی قرآن را می خواند و در آن تدبر می کند، بفهمد.
خیلی ها از معنای آیات چیزی نمی فهمند. برخی هم فهم متوسطی دارند و معنای سطحی آیات را می فهمند. اما گروه دیگری هستند که می توانند مطالب بیشتری را استفاده کنند.
اگر بخواهیم در این زمینه مثال بزنیم درست مانند استفاده از رایانه است. کسی که با کامپیوتر آشنایی چندانی ندارد فقط می تواند با کامپیوتر عکس ببینید. اما کسی که خودش برنامه نویسی می کند هر چه بخواهد از این کامپیوتر استفاده می کند.
هر چه علمش بیشتر باشد می تواند بیشتر استفاده کند. قرآن کریم هم برای فهمش ابزاری دارد که هر که این ابزار را داشته باشد و با آن بیشتر آشنا باشد می تواند استفاده بهتر و بیشتری ببرد.
در این نوشتار به گزیده سخنان آیه الله بهاء الدینی در این زمینه اشاره می کنیم:
آنچه مسلم است ، این است كه بدون تكامل نفوس بشرى ، بدون تزكیه و تهذیب نفوس ، بدون ایمان واقعى و بدون هدایت و تقوا، فهم كتاب محال است .
كسى گمان نكند ما مى توانیم بدون حركت تكاملى ، علما و عملا كتاب را بفهمیم . این محال است . اگر كسى مى خواهد با كتاب و معانى آشنا شود، احتیاج به تكامل دارد.
حضرت صادق (علیه السلام ) به ابوحنیفه فرمود: ما ورثك الله من كتابه حرفا(1). این تهمت نیست ، یك واقعیت است . چون ابوحنیفه حركت كمالى و تقوا نداشت و بدون تقوا، فهم كتاب محال است .
جملات : و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب ، و من یتوكل على الله فهو حسبه (2) والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا(3) و نظایر آن ، همه به اصطلاح منطقیین ، قضایاى شرطیه است .
آیا در جملات شرطیه ، تلازم بین دو مفهوم هست ؟ یعنى اگر كسى مفهوم تقوا را ملاحضه كرد، رزق من حیث لا یحتسب را ملاحضه كرده است ؟ یا این كه تلازم در این جملات بین دو وجود است ؟ باید گفت : تقواى خارجى با رزق من حیث لا یحتسب تلازم دارد.
اگر كسى مرد الهى و مرد با تقوا شد، این اقتصادى كه همه به دنبال آن مى دوند، به در خانه اش مى آید. ولى این براى متقى و براى مصداق تقواست . همین طور است : من یتوكل و الذین جاهدوا فینا .
تا زمانى كه مصداق تقوا حاصل نشود، رزق من حیث لا یحتسب بر آن مترتب نمى شود؛ و تا آدمى تقواى خارجى پیدا نكند و رزق من حیث لا یحتسب مترتب بر تقوا را مشاهده نكند، نمى تواند آیه را بفهمد.
پس باید دانست كه براى فهم كتاب ، دست كم ، تقوا لازم است ؛ چون تلازم بین دو چیز خارجى است . مفاهیم و ملحوظات ذهنى ، كار را حل نمى كند.
تقوا مرتبه اى از كمال انسانیت است . آدمى یك وقت ، لغت تقوا را مى خواهد بداند و یك وقت مى خواهد تقوا حاصل كند. گاهى چهل سال زحمت لازم است ، تا تقوا حاصل شود و آن گاه فهم كتاب .
انسان هر اندازه در فنون و علوم تخصص داشته باشد، استاد فلسفه باشد، مادامى كه واجد حركت انسانى و حركت الهى و حركت علمى و عملى نباشد با كتاب آشنا نمى شود و نمى تواند آشنا شود.
مراتب فهم آیات
مراتب فهم كتاب به حسب مراتب تكامل بشرى است ؛ یعنى هر اندازه انسان در سیر الى الله تكامل پیدا كند، به همان نسبت نیز به مراتب فهم آیات دست پیدا مى كند؛ تا جایى كه و لا رطب و لا یابس الا فى كتاب مبین (4)؛ ولى براى انسان كامل .
انسان كامل ، طبیعیات را هم مى تواند از كتاب استفاده كند. چنان كه الهیات ، معارف ، اخلاق ، فقه و آیات الهى در قصص را استفاده مى كند. (باید دانست كه قصص قرآن جنبه قصص ندارد، جنبه آیتیت دارد.) خدا به شما توفیق بدهد، با كتاب خدا آشنا شوید. شاید [این مطالب را] قبول نكنید. الان به شما نمى گویم باید قبول كنید، چون قبول ، مال وجدان است و مقدماتى دارد.
خلاصه آن كه مراتب فهم كتاب به حسب مراتب تكامل انسان ، به حسب تقوا و سیر الى الله و مراتب تهذیب و مراتب كمال عقلى است .
این است كه در آیات كتاب ، فقیه یك بیان دارد؛ فیلسوف ، بیان دیگر، عامه یك نوع بیان دارد و خاصه ، نوعى دیگر؛ هر كدام به حسب افق فكرى خودشان . با این وجود، این حقیقتى است كه پیش انبیا، اولیا و ائمه - سلام الله علیها اجمعین - است .
پس اگر امام صادق (علیه السلام ) به ابوحنیفه - با تخصص عربى ، فقهى ، اصولى و احیانا فلسفى او - بگوید: ما ورثك الله من كتابه حرفا(5)، نگویید: تهمت و خلاف واقع است . بله ! قرآن یك ترجمه و لغاتى دارد و لغات آن عربى است .
شاید خلیفه دوم هم كه مى گفت : حسبنا كتاب الله (6)، مقصودش همین بوده است . خیال مى كرد دانستن لغت عرب ، علم به كتاب است . نه ! علم به كتاب ، حركت انسانى و الهى مى خواهد.
منابع:
1- ((خداوند حتى فهم یك حرف از كتابش را به تو عطا نكرده است )). بحارالانوار، ج 2، ص 293.
2- ((و هر كس تقواى الهى پیشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى كند و او را از جایى كه گمان ندارد روزى مى دهد؛ و هر كس بر خدا توكل كند، او كفایت آمرش را مى كند.)) سوره طلاق ، آیه 2 و 3.
3- ((و آنها كه در راه ما (با خلوص نیت ) جهاد كنند، قطعا به راههاى خود، هدایتشان خواهیم كرد.)) سوره عنكبوت ، آیه 69.
4- ((و هیچ تر و خشكى وجود ندارد جز اینكه در كتابى آشكار [= در كتاب علم خدا] ثبت است .)) سوره انعام ، آیه 59.
5- بحارالانوار، ج 2، ص 293.
6- بحار الانوار، ج 2، ص 473.
تهیه و فرآوری : محمد حسین امین ، گروه حوزه علمیه تبیان


