نزدیکی روحی ،زیر بنای زناشویی
تمایل به رابطه ی جنسی در زندگی زناشویی و استفاده بهینه از آن، راهی است بسوی موفقیت و شادکامی در زندگی. به راستی با وجود مشغله های امروزی، آیا فرصتی را گذاشته اید تا به این مسئله و فواید آن فکر کنید؟
یک رابطه جنسی سالم مساوی است با زندگی بهتر. این موضوع را جدی بگیرید. مطالعات اخیر توسط دکتر هلن فیشر به روی چهل هزار زوج جوان، نشان داده است که وجود رابطه ی سالم و لذت بخش در آنها، تأثیر بسزایی در افزایش بازدهی کاری داشته است. در حین یک رابطه ی جنسی، بدن اکسی تکسین ترشح می کند که به دنبال آن آرامش را در روح و جسم ما به دنبال دارد. همچنین ترشح دوپامین و تستسترون و دیگر تغییرات شیمیایی در بدن، تأثیراتی چون، خوابی راحت، افزایش خلاقیت، تمرکز بر امور کاری، افزایش اعتماد به نفس را در پی دارد. داشتن یک رابطه ی جنسی سالم، موجب افزایش انگیزه، اتکاء به نفس، آرامش و در نهایت کاهش هنجار های محیط کاری و افزایش کارآیی می شود. به عبارت دیگر یک فرد با داشتن یک رابطه ی جنسی لذت بخش، توان کاری خود را در جهت نیل به موفقیت ها بالا می برد.
برای اینکه یک زوج روابط زناشویی سالمی داشته باشید تنها آموزش روابط زناشویی کفایت نمی کند موارد بسیاری است که در نزدیکی عاطفی و روحی زن و شوهر موثر است
با ارضاء کامل از رابطه ی جنسی خود در زندگی، در ایجاد ارتباطات اجتماعی و کاری، موفقیت های بی شماری را کسب می کنید. با جود حس تمایل به برقراری دوباره ی این رابطه، انگیزه ای است که همچون موتوری قوی شما را بر آن می دارد تا امور روزانه خود را سریع ولی به نحوی صحیح به اتمام برسانید تا خود را به منزل و همسر خود برسانید!
به گفته ی Ian Kerner ؛ نویسنده ی کتاب " عشق و تمایلات"؛ با یک رابطه ی جنسی دلنشین و ترشح اندورفین در اعماق وجود خود، حس زندگی و اطمینان را افزایش می دهید.
در مقابل، نداشتن یک رابطه ی شیرین در زندگی عواقب خاص خود را در بر دارد. صبحگاه با عدم ارضا و برقرار نکردن این رابطه بطور دلخواه، با اعصابی متشنج، ناامیدانه و عدم تمرکز بروی امور روزمزه، روبرو می شوید. در این صورت است که بسوی انحرافات اخلاقی و فساد اجتماعی تمایل بیشتری خواهید یافت و درنتیجه ی آن، آسیب پذیرتر می شوید. با یک رابطه ی جنسی خوب، هر یک از طرفین از اشتباهات یکدیگر به آسانی می گذرند و در برخورد با محیط بیرونی و اجتماعی همخوانی بیشتری را دارند.
شما در چه وضعیتی هستید؟ دکتر هلن فیشر همواره توصیه می کند که زوج ها باید کیفیت رابطه ی جنسی خود را بر دیگر مشغولیتهای بلا استفاده ولی تکراری روزمره زندگی ( همچون، ساعتها جلوی تلویزیون نشستن، مکالمه های تلفنی بی ثمر و درواز مدت و دیگر مختلات زندگی ) ، ترجیح دهند. اگر احساس می کنید که در رابطه ی خود آن حس عاطفی مناسب را ندارید، سعی کنید رومانتیک تر باشید. به نیازهای جنسی همسرتان اهمیت دهید و بدانید که هدف از یک رابطه تنها زاد و ولد نیست! و حالا صادقانه از خود بپرسید: آیا از یک رابطه ی جنسی خوب بهره مند هستید؟ اصلا" به این موضوع اهمیتی می دهید؟ نیازهای جنسی طرف مقابل خود را می شناسید؟ اگر پاسخ شما منفی است، به فکر تعمقی دیگر به روی رابطه خود باشید. حتی موارد اشتباه خود را یادداشت کنید و سعی به اصلاح آن کنید. حداقل امتحان کنید و این بار ببنید که واقعا" نیازهای هر دو طرف شما بر آورده می شود؟
برای اینکه یک زوج روابط زناشویی سالمی داشته باشید تنها اموزش روابط زناشویی کفایت نمی کند موارد بسیاری است که در نزدیکی عاطفی و روحی زن و شوهر موثر است.
دانستن نکات زیر به شما کمک خواهد کرد تا رابطه ای سرشار از عشق و دوستی با همسر خود داشته باشید :
1. ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه می باشد.
2. در ازدواج هایی که دو فرد با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند ، برانگیختگی های هیجانی زیادتری دیده می شود به عبارت دیگر ، بیشتر تعارض ها و اختلافات بین زوجین به دلیل برانگیختگی های هیجانی صورت می گیرد.
زوج های خرسند در مقایسه با زوج هایی که رابطه ی زناشویی و هیجانی خوبی با هم دارند، احساس هم دلی بیشتری به هم نشان می دهند ونسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می دهند
3. افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند. مثلاً بعضی از زوج ها آشکارا نسبت به علائم هیجانی همسرشان بی توجه هستند و آنان را نادیده می گیرند یا آمادگی سوء تعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. مثلاً حالت غمناکی یا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می نمایند.
4.انسان ها دارای تفاوت های قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود می باشند. مثلاً برخی از زوج ها عادت دارند پیام های هیجانی مبهم و گیج کننده ای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم می خندند و هم اخم می کنند ). پژوهشگران دریافته اند که ارتباط با ثبات و معناداری بین تفاوت های فردی در توانایی ابراز دقیق و صحیح عواطف و تشخیص آن ها با شادی های زندگی و روابط زناشویی مطلوب وجود دارد.
5. زوج های خرسند در مقایسه با زوج هایی که رابطه ی زناشویی و هیجانی خوبی با هم دارند، احساس هم دلی بیشتری به هم نشان می دهند ونسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می دهند.
6. زوج های ناراضی از زندگی زناشویی در عکس العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل می کنند
7. زنان بهتراز مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آن ها عمل می نمایند. برای مثال وقتی که یک زن پیام هیجانی مثبتی به شوهرش می دهد، احتمالاً از علائم غیر کلامی-بدنی ( مثل لبخند زدن ) و از یک لحن صمیمانه در هنگام سخن گفتن استفاده می نماید. از طرف دیگر، مردان تمایل به استفاده از پیام های مبهم و مختلط (ترکیبی) دارند. برای مثال هنگامی که مردی می خواهد پیام هیجانی مثبتی به همسرش بدهد، این پیام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهدید کننده ای چون حرکات ابرو یا چشم .
8. ناتوانی مردان در تشخیص و ابراز دقیق عواطف، علت مهم و اساسی ازدواج های ناموفق است . برای مثال در برانگیختگی های هیجانی بالا در طول کشمکش های زناشویی ( که از طریق اندازه گیری علائم فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب یا فشار خون مشخص می شود ) مردانی که از زندگی زناشویی خود راضی نمی باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمی از گوشه گیری یا انزوای هیجانی و بی عاطفگی از خود نشان می دهند، روان شناسان آن را «حصار سنگی» نامیدند.
9. زوج های شاد و خوشبخت نسبت به زوج های ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخیص و دریافت عواطف، عملکرد بهتری از خود نشان می دهند.
10. برخی از مردان احساس می کنند که هم زمان از دو طرف مورد تهدید واقع می شوند : یکی از طرف موقعیت هایی که قادر به کنترل آن ها نمی باشند و یکی هم از طرف عواطف ناخوشایند و منفی، چون اضطراب و اندوه که بوسیله این موقعیت ها ایجاد می شوند. این مردان هنگامی که احساس آسیب پذیری وناتوانی می نمایند، عصبانی می شوند و مایل به تجربه حالت هایی هیجانی هستند تا از آن طریق احساس کنند قادر به کنترل موقعیت ها می باشند.
در ازدواج هایی که دو فرد با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند ، برانگیختگی های هیجانی زیادتری دیده می شود به عبارت دیگر ، بیشتر تعارض ها و اختلافات بین زوجین به دلیل برانگیختگی های هیجانی صورت می گیرد
11. در زمینه زندگی زناشویی ، وضعیت فوق بدین معنی است که احتمالاً یک شوهر به تقاضای همسرش جهت استقلال بیشتر، با واکنش های خشم آلود به این نوع گستاخی پاسخ دهد تا واکنش های مضطربانه، و علت بروز چنین واکنشی احتمالاً ترس از دست دادن همسر است. این خشم و عصبانیت ممکن است منجر به رفتارهای تخریبی شود که با جنگ و دعواهای خانوادگی و ضرب و شتم های جسمی و خشونت آمیز همراه است.
12. در تعامل های پر از تنش و تعارض زندگی زناشویی، حتی شوهرانی که بسیار مقاوم و شکیبا می باشند، احساس درهم شکسته شدن می نمایند و در مقابل علائم جسمانی و منفی شدیدی ( چون انقباضات و دردهای معدی، افزایش ضربان قلب، تعریق کف دست، سردرد و… ) که آنان را تهدید می کند، احساس ناتوانی، اضطراب و دستپاچگی می نمایند.
در چنین شرایطی، مردان ممکن است به صورت خودکار و غیر ارادی دچار خشم شوند. روی هم رفته و بر اساس یافته های مطالعات انجام شده بر روی تعامل های زندگی زناشویی، فرض می شود که اگر زوجین از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتی واضح و آشکار به یکدیگر اطلاع دهند و ابراز نمایند، زندگی بهتری خواهند داشت. برای این کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پیامدهای عواطفشان بر زندگی زناشویی شان آگاه گردند.
بخش خانواده ایرانی تبیان
منبع:
پایگاه پزشکان بدون مرز
سایت مردمان
مطالب مرتبط :
برای آگاهی بیشتر شوهران
نحوه بیان انتقادجنسی از همسر
مشکلات آمیزش غیر متعارف
جادوی کلمات در تحریک همسران