افول قدرت نرم آمریکا
وزیر امور خارجه آمریكا اخیرا در دفاع از سیاست خارجی دولت اوباما مدعی شده كه قدرت نرم آمریكا در حال تغییر وجهه منفی این كشور در جهان است اما به عقیده کارشناسان استدلال وی چندان صحیح از آب درنیامده است و محافل سیاسی این کشور دیدگاه دیگری نسبت به موضوع دارند و بر عکس فکر می کنند که وجهه آمریکا در حال افول بیش ار پیش است.
اظهارات اخیر هیلاری كلینتون، وزیر امور خارجه آمریكا درباره "قدرت هوشمندانه آمریكا" و یا به تعبیری "قدرت نرم" این كشور در جهان به عقیده بسیاری از تحلیل گران آمریکایی، بینشی دلسرد كننده از فلسفهای است كه دولت آمریكا را راهنمایی میكند.
كلینتون در مواجهه با سوالی درباره پاسخهای دولت آمریكا به بهار عربی گفت: جهانی كه من دوست دارم ببینم، جهانی نیست كه تنها آمریكا برای ارزشهای جهانی هزینه میپردازد و قربانی میدهد، در حالی كه كشورهای دیگر تنها در حاشیه نظاره میكنند... ما قویترین رهبر در جهان و در حال رهبری جهان هستیم!
سخن كلینتون درباره پذیرش مسئولیتها از سوی آمریكا و اینكه بسیاری كشورها از این موضوع نفع بردهاند، درست است و اینكه باید فشار مسئولیتها تقسیم شود قابل توجیه است، اما به نظر میرسد وی درك نمیكند كه سپردن كار به دیگران و با تردید نظارهگر منازعات آنها بودن، ضمن آنكه شكست در رهبری است و به نابودی امیدهای میلیونها انسانی كه ما را به عنوان همپیمان و قهرمان آزادی در نظر میگیرند، منجر میشود بلكه ظهور یك نظم بینالمللی خطرناكتری را به دنبال دارد كه در آن قدرت آمریكا تقلیل پیدا خواهد كرد.
قدرت نرمی كه كلینتون سرسختانه معتقد است كه آرمان آمریكا را در جهان به پیش میبرد، همواره از این نقطهنظر توسعه پیدا كرده كه آمریکا شكستهای ملیاش هرچه كه باشد، پایبند به آزادی است و معتقد است كه وقتی دیگر مردمان نیز در آزادی زندگی كنند، آمریکا نیز در امنترین وضعیت قرار دارد!
در مقابل برخی سیاستمداران آمریکایی اعتقاد دارند که دولت باراك اوباما حجم قابل توجهی از این سرمایه را با واكنش متزلزل به جنبشهای اعتراضی خاورمیانه و تعهد استوار به خروجها از عراق و افغانستان به جای در پیش گرفتن استراتژی در جنگهای این كشورها بر باد داده است.
اظهارات اخیر هیلاری كلینتون، وزیر امور خارجه آمریكا درباره "قدرت هوشمندانه آمریكا" و یا به تعبیری "قدرت نرم" این كشور در جهان به عقیده بسیاری از تحلیل گران آمریکایی، بینشی دلسرد كننده از فلسفهای است كه دولت آمریكا را راهنمایی میكند
كلینتون در پاسخ به اینكه آیا آمریكا باید خواهان كنارهگیری بشار اسد از قدرت در سوریه شود، گفته است: وضعیتی كه الان در آن قرار داریم همان وضعیتی است كه ما نیاز داریم در آن باشیم، وضعیتی كه در آن هم صدایی بزرگ بینالمللی را در محكومیت میبینیم و من معتقد به نتیجهبخشی از طریق فن بیان هستم.
اما نتایج سیاستگذاریهای آمریکا در قبال سوریه چه بوده است؟ آیا آنچه كه در این كشور اتفاق میافتد حقیقتا همان بازدهای است كه امریکا باید انتظار آن را داشته باشد؟ دولت اوباما بیشتر نگران یك همصدایی بینالمللی نامنظم است تا اینكه نگران برخورد مردمانی باشد كه با دولتها مبارزه میكنند و این به معنای تغییری عمده در سیاست خارجی آمریكا است. ادعاهای هیلاری كلینتون به معنی كنار كشیدن است و این نمایانگر نتایج منفی است. اگر قدرت نرم آمریكا كارا بود، آیا برخوردها نسبت به آمریكا نمیبایست بهتر شود؟
نظر مطلوب مردم نسبت به آمریكا به ویژه در خاورمیانه و آسیای جنوبی در حال حاضر كمتر از آن چیزی است كه در زمان دولت جورج دبلیو بوش بود. آیا نباید دولتهای جهان در صورت كارا بودن سیاستهای ما به حمایت از سیاستگذاریهای آمریکا میپرداختند؟ پاكستان، عراق و افغانستان نمونههای مهم از كشورهایی هستند كه با دولت باراك اوباما كمتر از دولت جورج بوش همكاری میكنند. به نظر می رسد وزیر امور خارجه آمریكا بدون تفكر این سخن را بر زبان آورد كه آنچه كه تركیه و عربستان درباره سوریه میگویند، مهمتر از چیزی است كه آمریكا درباره آن میگوید.
كلینتون این گونه مواضع آمریكا را توجیه می کند: اگر دیگر افراد سوریه را محكوم كنند، حكومت بشار اسد به هیچ طریق نمیتواند آن را نادیده بگیرد. این سخن نشاندهنده یك دید جهانی شگفتآور برای رئیس دیپلماسی قدرتمندترین كشور جهان بود؛ این كه امریکا در بحث جهانی درباره آزادی و حكمرانی كم اهمیت است، اما تركیه و عربستان صعودی دارای جایگاه هستند!
هیلاری كلینتون در یك مورد سخن درستی گفت و آن این بود: اتفاق جدیدی نخواهد افتاد اگر آمریكا بگوید، بشار اسد باید برود!
چند روز پیش، كاخ سفید سرانجام بیانیهای منتشر كرد و گفت كه بشار اسد باید برود و به نظر میرسد این بیانیه دقیقا همان تاثیری را داشت كه هیلاری كلینتون پیشبینی كرد: یعنی"هیچ!"
قدرت نرمی كه كلینتون سرسختانه معتقد است كه آرمان آمریكا را در جهان به پیش میبرد، همواره از این نقطهنظر توسعه پیدا كرده كه آمریکا شكستهای ملیاش هرچه كه باشد، پایبند به آزادی است و معتقد است كه وقتی دیگر مردمان نیز در آزادی زندگی كنند، آمریکا نیز در امنترین وضعیت قرار دارد!
اما آیا این تاثیر ارزیابیهای وی را مبنی بر اینكه قدرت نرم آمریكا و رویكرد دولت باراك اوباما كارآمد است، زیر سوال نمیبرد؟
اینها بخشی از اظهارات و دیدگاه های محافل سیاسی و رسانه ای آمریکا در مورد قدرت نرم این کشور است. به نظر می رسد شرایط به گونه ای پیش می رود که دیگر آمریکا نمی تواند قدرت مورد نظر خود را در جهت منافع استکباری اش به پیش ببرد و این مساله موجب تضعیف روزافزون قدرت این کشور در عرصه بین المللی می شود. این مساله دور از انتظار نیست؛ چراکه سیاست های نادرست آمریکا در چند دهه اخیر این رویگردانی از سیاست های آمریکا را باعث شده است.
هاتف پوررشیدی
بخش سیاست تبیان