تهاجم فرهنگي؛ زير گوشمان

تهاجم فرهنگي، استفاده از شيوههاي متعدد براي سست کردن باورها و انحراف انديشهها و تغيير و تبديل و نابودي اصول اخلاقي حاکم بر يک جامعه است که هدف اساسي آن جايگزيني روشها وعقايد فرهنگ مهاجم به جاي ارزشها و عقايد فرهنگ مورد تهاجم است.
تهاجم فرهنگي، استفاده از شيوههاي متعدد براي سست کردن باورها و انحراف انديشهها و تغيير و تبديل و نابودي اصول اخلاقي حاکم بر يک جامعه است که هدف اساسي آن جايگزيني روشها وعقايد فرهنگ مهاجم به جاي ارزشها و عقايد فرهنگ مورد تهاجم است. از شيوههاي اين تهاجم شيطاني ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- نظريهپردازي
نظريهپردازي جهت توجيه اقدامات مهاجمان به فرهنگهاست! از نمونههاي بارز آن ميتوان به "برخورد تمدنها"ي هانگينتون، "پايان تاريخ" فوکوياما، "موج سوم" تافلر، "دهکده جهاني" مارشال مک لوهان و "جهانيسازي" رابرتسون اشاره کرد.
2- فرقهسازي
از شيوههاي مبارزه با اسلام، تمرکز بر فرقهسازي در درون جوامع اسلامي با هدف ضربه زدن به اسلام اصيل است. به عنوان مثال تجربه ايجاد وهابيت در عربستان، بابيت و بهاييت در ايران، اسماعيليه جديد و قاديانه در هند، طالبانيسم در پاکستان و افغانستان و . . .، تجربههاي خوبي براي غربيها بود كه متأسفانه از اين منافذ توانستند نيشهاي زيادي به وحدت امت اسلامي وارد آورند.
دشمنان دين در دوران اخير حجم عظيمي از اديان و عرفانهاي نوظهور را در مقابل اسلام پديد آوردهاند که ميتوان به دالاييلاما، کابالا(عرفان صهيوني)، عرفان کوئيلو، بودايي، عرفان سرخپوستي و جادويي و نيز شيطانپرستي اشاره کرد.
3- سياهنمايي فرهنگ و هويت اسلامي
از بين بردن خودباوري و جايگزيني روحيه يأس و نااميدي و القاي اينکه در ايران نميتوان کاري انجام داد و هر چه در زندگي وجود دارد بايد برگرفته از غرب باشد، به عنوان سلاحي براي تأثيرگذاري بر روحيه جوان ايراني استفاده ميشود. اين هدف نيز با به رخ کشيدن فاصلهها، عدم پذيش مقالات ايرانيان در مجامع بينالمللي، سنگاندازي در برگزاري کنفرانسهاي جهاني در ايران و عدم انتشار رسانهاي موفقيتهاي علمي در ايران و منفي جلوه دادن آنها دنبال ميشود.
4- شبکههاي ماهوارهاي و تخريب بنيان خانوادهها
يکي ديگر از ابعاد تهاجم فرهنگي که به مدد رسانههاي مختلف دنبال ميشود، تلاشي در جهت فروپاشي بنيان خانواده است. در سريالهاي توليد شده غربي که از شبکههاي معلومالحال فارسيزبان پخش ميشود، به صورت غيرمستقيم و دقيق اباحيگري (بيتفاوتي نسبت به اعتقادات ديني) و ليبرالسم فرهنگي ترويج ميشود. به عنوان مثال شبکه منوتو1 که روابط، صرفا از نوع روابط ميان من و توست!
5- ادبيات مکتوب
ارباب فرهنگ و هنر غرب در روزگار حاضر از اين ابزار هم استفاده ميبرد. به عنوان مثال رمان هريپاتر که در آن فضاي ضدديني و ضدخدايي را براي نوجوانان ترسيم ميکند و در آن به جاي تعاليم انبيا و اوليا، تعاليم جادوگران و ساحران، ناجي و هادي بشريت معرفي ميشود. همچنين ميتوان به آثار پائلوکوئيلو اشاره کرد که بسياري از انديشههاي ليبراليسم ضدديني خود را به صورت پنهاني به خوانندگان معرفي کرده و مروج عرفان اومانيستي است.
6- سينما
استکبار جهاني با چنگاندازي به مرزهاي هنري و سرمايهگذاري در صنعت فيلم نه تنها خونهاي آلوده فرهنگ ويژه خود را به پيکر نحيف جهان سوم تزريق ميکند، بلکه بر کنترل مردمان ساکن در کشورهاي غربي نيز ميپردازد.
به عنوان مثال ميتوان از فيلم "ايرانيوم" که ترکيبي از ايران بهعلاوه اورانيوم است و در آن رهبران ايران، صلح جهاني را با بمبهاي اتمي تهديد مي کنند، ياد كرد!
از جمله آثار ديگر که به سياهنمايي اوضاع ايران و ناکارآمدي حکومت ديني پرداخته است، مي توان به "بدون دخترم هرگز"، "سنگسار ثريا"، "پرسپوليس"، "فتنه"، "شاهزاده پارسي"، "کشتيگير"، "سيصد" و "خانهاي از شن و مه" اشاره کرد.
7- بازيهاي رايانهاي
استکبار جهاني در جنگ نرم خود عليه کشورهاي ديگر به ويژه اسلام و تشيع از تکنولوژي بازيهاي رايانهاي استفاده نموده و از اين طريق مي کوشد تا ذهن و فکر کودکان و نوجوانان را همراه و سازگار با انديشههاي خود کند. "جهنم خليج فارس"، "سام ماجراجو در پرسپوليس"، "حمله به ايران" و "نجات گروگانها"، نمونههايي از اين بازيها هستند.
8- اسباببازي
اسباببازيهاي وارداتي اغلب مروج فرهنگ غرب و مغاير با فرهنگ اسلامياند. توليدکنندگان اين وسايل، عمدتا با هدف تأثيرگذاري فرهنگي و ترويج افکار و ارزشهاي مورد قبول خود در ميان کودکان، به توليد انواع اسباببازي اقدام ميکنند.
اين نوشتار توسط كاربر محترم تبيان ـ soshiyans ـ به تحرير درآمده است.
باشگاه كاربران تبيان ـ ارسالي از: soshiyans


