چيزي كه در نگاه اجمالي به طرز تكان‌دهنده‌اي بديع به نظر مي‌رسد، خود را به آهستگي به عنوان موردي آشنا و در عين حال نه‌چندان تاثيرگذار در آخرين فيلم برادران بلژيكي ـ پي‌ير و لوك داردن ـ نمايان مي‌كند.

دوشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
پرت شدن به دنياي بزرگ‌ترها
پرت شدن به دنیای بزرگ‌ترها نگاهی به فیلم كودكی با دوچرخه چیزی كه در نگاه اجمالی به طرز تكان‌دهنده‌ای بدیع به نظر می‌رسد، خود را به آهستگی به عنوان موردی آشنا و در عین حال نه‌چندان تاثیرگذار در آخرین فیلم برادران بلژیكی ـ پی‌یر و لوك داردن ـ نمایان می‌كند. فیلم «كودكی با دوچرخه» كه برخلاف روند معمول، زمان كوتاهی (87 دقیقه) دارد، نشانه‌های بسیاری را كه در دنیای داردن‌ها جدید است، در بر دارد. این طور به نظر می‌رسد كه برادران فیلمساز فهمیده‌اند كه سینمای آنان كه به واسطه از بین بردن رنگ‌ها و ایجاد تیرگی به این سطح از تكامل رسیده است، نیاز به ویرایشی جدید دارد. كسیل دی‌فرانس (بازیگر فیلم آخرت) ستاره بلژیكی واجد شرایطی است كه ایفای نقش اصلی را بر عهده دارد، اما این كار را در چارچوب سبك مشخص داردن‌ها انجام نمی‌دهد. البته این برخلاف بازی جرمی رنر است كه به عنوان بازیگر نقش مكمل، توسط داردن‌ها هدایت شده و نتیجه‌اش شده است الیور جرمت كه بار عظیمی از كار را به عنوان متصدی بار به دوش می‌كشد. البته چیزی كه بیش از همه در این فیلم آشناست، پسربچه‌ای به نام كریل است كه نقش آن را، توماس دورت، بازی می‌كند. موتور اصلی داستان‌پردازی فیلم، واقعیتی است كه نشان می‌دهد كریل جوان ـ با آن تی‌شرت قرمزش ـ در جایگاهی حساس قرار گرفته است، زیرا پدرش احساس می‌كند دیگر نمی‌تواند عهده‌دار مسوولیت او باشد. كریل نمی‌خواهد باور كند پدرش كه مشغول بازیابی خود بعد از یك دوره دشوار و سخت در زندگی است، او را ترك كرده، اما پدرش واقعا رفته است و تلفن همراهش هم در دسترس نیست. این ناباوری كریل از آنجا ناشی می‌شود كه پدرش، احساسش را درباره این كه دیگر نمی‌تواند از او مراقبت كند، به زبان نیاورده و بیان آن را غیرممكن دانسته است. در این میان سامانتا كه نقش او را كسیل دی‌فرانس بازی می‌كند، وارد ماجرا می‌شود؛ آرایشگر سرزنده و رُكی كه در نزدیكی كریل زندگی می‌كند و به طور تصادفی با او آشنا می‌شود. سامانتا به حال این پسربچه زود رنج كه فقط می‌خواهد پدرش را ببیند و با او حرف بزند، افسوس می‌خورد. علی‌رغم همه نوآوری‌های بصری برادران داردن و به واسطه داستان‌پردازی، تصاویر فیلم شناخته شده هستند. یك ساعت آغازین فیلم به سادگی دنیای آنها را گسترش می‌دهد؛ پسرك بسیار زودتر از آنچه كه باید، به دنیای بزرگ‌ترها پرت می‌شود، سامانتا درمی‌یابد كه محبت ورزیدن به دیگران بدون چشمداشت، احساس خوبی به انسان می‌دهد و پدر مجبور است به زندگی خود ادامه دهد و به این نتیجه برسد كه مسوولیت رفتار خود را به عهده بگیرد. داستان گرچه تكراری است، اما به قدر كافی شگفت‌انگیز هست و لحظه‌های نام‌آشنای برادران داردن را به راحتی می‌توان در آن پیدا كرد. سكانس كوتاه مغازه كه به شیوه خاص داردن‌ها اجرا شده، بسیار تاثیرگذار است. پس آنچه كه اینجا می‌بینیم، اساسا همان داستان‌پردازی رایج برادران داردن است كه به شیوه‌ای كه تاكنون از آنها سراغ نداشته‌ایم، صورت پذیرفته. داستان گرچه تكراری است، اما به قدر كافی شگفت‌انگیز هست و لحظه‌های نام‌آشنای برادران داردن را به راحتی می‌توان در آن پیدا كرد. سكانس كوتاه مغازه كه به شیوه خاص داردن‌ها اجرا شده، بسیار تاثیرگذار است. مشكل اینجاست كه صحنه‌های مهم فیلم در كمتر از یك ساعت ابتدایی اتفاق می‌افتند و هیچ اطلاعی درباره این كه در آینده چه پیش خواهد آمد، نمی‌دهند. درست مانند یك پایان سنگین و یكسری نوشته و صحنه‌های ناشیانه؛ گویی كه تنها قصد تبلیغ مذهبی در رابطه با تاوان كارهای عجولانه و شرارت‌بار او را دارند. چنین وضعیتی این سوال را به ذهن متبادر می‌كندكه پسر 11 ساله عصبانی‌ای كه پدرش او را ترك كرده است، چقدر می‌تواند به خاطر حركاتش سرزنش شود؟ اما باید توجه داشت كه مقوله «خشونت، خشونت می‌آورد» در اینجا به كلی نامربوط جلوه می‌كند. نه به خاطر این كه گذشته‌اش معلوم نیست كه این دنیایی است كه داردن‌ها آن را خلق می‌كنند. پایان فیلم كه بار دیگر با نام دوچرخه گره می‌خورد، سرسرانه به نظر می‌آید و هیچ یك از احساساتی را كه سكانس‌های اولیه كریل و سامانتا القا می‌كردند، به تماشاگر منتقل نمی‌كند. بازیگری در این فیلم، مانند دیگر آثار برادران داردن بی‌نقص است و بویژه دی‌فرانس توانسته نقش یك بلژیكی را به خوبی درآورد، هرچند شخصیت همیشه تابناك و مادر ترزاوار او بیشتر باب میل علاقه‌مندان فیلم‌های غم‌انگیز است. بخش سینما و تلویزیون تبیان منبع:جام‌جم/ مدیسا مهراب‌پور‌

پربازدیدها

پربحث‌ها