مرحوم علامه طباطبایی (ره) به او گفتند ما وقت نداریم تو یک عمری وقت گذاشتی روی قرآن تحقیق و تفسیر و تألیف کردی قرآن را در یک کلمه برای ما معرفی کن؟ فرمود: تعالوا.
روشهاي انتقال مفاهيم ديني روايتي نوراني از امام رضا عليه السلام: «من طلب الأمر من وجهه لم يضله فإن ضل لم تخذله الحيلة» امام رضا عليه السلام مي فرمايند: هر کس در پي کاري از راه و روش آن رود نلغزد گر بلغزد راهکار رهايي اش نيز بيابد. هر کاري راهي دارد اگر آدم به راهش برود حتماً به مقصدي که مي خواهد مي رسد اين روح روايت است. استاد اسماعيلي شماره 2 قسمت اول را اينجا ببينيد روش اول طراحي: مهمترين و شايع ترين ابزار شناخت براي انسان حواس ظاهري است و حواس ظاهري هم تنها محسوسات را درک مي کند؛ غير محسوسات از راه عقل و ذهن درک مي شود و عقل و ذهن از راه مقدمات حسّي درک مي کنند. بنابراين هر چه مقدمات حسّي بيشتر و واضح تر باشد درک عقلي و ذهني نيز بهتر و وسيع تر انجام مي شود. بنابراين در آموزش لازم است محتواي آموزشي عقلي يا ذهني صرف را به شيوه هاي گوناگوني از جمله شيوة طراحي محسوس و ملموس کنيم. معصومين عليه السلام نيز سعي داشته اند حتي الامکان از اين روش براي انتقال مفاهيم ديني به مخاطبان خود استفاده کنند. جابربن عبدالله مي گويد: پيامبر (ص) بر روي زمين جلوي خود خطي کشيد و فرمود اين راه خداست، سپس خط هايي در اطراف آن کشيد و فرمود اينها هم راه هايي است که بر سر هر يک شيطاني قرار دارد که به آن دعوت مي کند. پيامبر هم از اين روش در مفاهيم ديني استفاده کرده سپس دست خود را بر خط مياني گذاشت و اين آيه را تلاوت کرد: «و ان هذا صراطي مستقيم فاتبعوه» اين راه مستقيم من است. از آن پيروي کنيد و از راههاي پراکنده و انحرافي پيروي نکنيد که شما را از راه حق دور مي سازد و اين چيزي است که خداوند شما را به آن سفارش مى کند شايد پرهيزکاري پيشه کنيد. (انعام/ آيه 153) روايت در کتاب (سبل الهدي و رشاد، ج 9، ص 14) در جايي ديگر در حديثي به نقل از ابن مسعود آمده است: که پيامبر (ص) مربعي را رسم کرد و يک خط در وسط آن و خطي بيرون آن کشيد و خطوط کوچکي در کنار خط مياني رسم کرد و فرمود اين خط وسط انسان است و اين مربع اجل اوست که دورش را گرفته و بر او احاطه دارد و اين که خارج قرار دارد آرزوي اوست و اين خطهاي کوچک پيشامدها و بيماري هايند اگر يکي خطا رود اين يکي او را نيش مي زند و اگر اين هم خط رود آن ديگري او را مي گزد. (کتاب الترقيب و الترحيب، ج 4، ص 141) اين خطوط هم در واقع پيشامدها و حوادث هستند. قضا و قدر الهي وقتي تعلق بگيرد از يکي بروي کنار ديگري مي آيد يا برعکس. اين دو روايت شاهد بر اينکه پيامبر و اهل بيت عليه السلام از روايت براي انتقال مفاهيم ذهني خودشان به ديگران از روش طراحي استفاده کرده اند. کم هزينه ترين و راحت ترين نوعي که مي شود محسوس کرد براي جوانها و ديگران روش طراحي است با يک برگه کاغذ هم مي شود اين کار را کرد. که دلنشين و جذاب هم مي شود. انسان و انتخاب راه چه موقعي انسان راه و مسير زندگيش را مي خواهد انتخاب کند؟ موقعي که وارد کرة زمين مي شود و چند سالي زندگي مي کند و بالغ مي شود و مي خواهد مسير زندگيش را با انتخاب دين و راه و روش مشخص کند. خداوند متعال مي فرمايد: «إنّا هديناه السبيل» ما راه را مشخص کرديم «إما شاکراً و إما کفورا»مي خواهيد شکر گذار باشيد و راهي برويد که به خدا منتهي مي شود نمي خواهد که کفر بورزيد شرک، الحاد، بت پرستي توهين، تحقير، سرزنش، فحش، دروغ، غيبت. خداوند مي فرمايد من شما را در انتخاب راه آزاد گذاشتم بخواهيد شکرگذار باشيد و راهي برويد که به خدا منتهي مي شود که راه مستقيم است نمي خواهيد به راه هاي کفرآميز. در روش طراحي بيشتر از يک خط و يک پاره خط نبايد استفاده شود در روايات قبلي از اينها بيشتر نبود اين يکي هم همان است. مثال: «الدنيا سجن المؤمن» دنيا يعني کرة زمين و دو تا نيم دايره، تا مي گوييم زندان ميله و نرده به ذهن مي آيد. در طراحي بيش از يک خط و پاره خط نبايد بشود و الا مي شود نقاشي ، نقاشي کاربرد زيادي در انتقال مفاهيم ديني ندارد اينکه وقتي ما نقاشي بکشيم هر چه اين نقاشي زيباتر باشد به همين اندازه بيشتر ذهن مخاطبين را از آن مفهوم و معارف که در آيه و روايت است و مي خواهيم بگوييم ، دورتر مي کنيم ، هر چه نقاشي جالب تر باشد ذهن از مطلب اصلي دورتر مي شود و سراغ نقاشي مي رود. اين نقاشي در ذهن جلب توجه مي کند نه نکتة اصلي. لذا طراحي نبايد زياد جلب توجه کند. دنيا زندان مؤمن است. «انما مثل الدنيا مثل الحيّ ليّن مسها قاتل سمّها» شاخص ترين و اصلي ترين محتواي هر حديث يا روايت اينکه مي آورد در ذهن ما. براي طراحي کردن هر آيه و حديثي بايد دو نکته اي که در آيه هست مثل دنيا و مار بايد مانند آنتن راديو در هم فرو کنيم يک چيز پيداست اما وقتي باز مي کني مي بيني چند تا است. نکتة مهم در اين روايت دنيا و مار است لذا بايد اين را با هم يک چيز نشان بدهيم، مثل دنيا مثل ماري مي ماند که ظاهري نرم دارد اما سمي کشنده. دنيا که دايره هست با مار که يک خط است درهم فرو کرديم يک چيز ديده شد که آن هم شکل دنيا را دارد و هم مار را. «أن نظر سهم مسموم من سهام ابليس» نگاه آلودة به نامحرم تيري است زهرآگين از تيرهاي شيطان. نگاه چشم به ذهن ما مي آيد، تير پيکان به ذهن مي آيد در طراحي بايد درهم فرو کنيم که وقتي طرف ديد يک چيز ببيند که آن يک چيز هم چشم باشد و هم تير. در عين حال بيش از اين دو نبايد بشود که نقاشي مي شود. «الذکر نور» ذکر که مي گوييم تسبيح به ذهن مي آيد و نور هم خورشيد به ذهن مي آيد در طراحي بايد اين نور که خورشيد است و تسبيح را در هم فرو کنيم به طوري که وقتي نگاه مي کنيم تسبيح و خورشيد يک شکل ديده شود. «الوضوء نور علي نور » کسي وضو داشته باشد دوباره وضو بگيرد نور علي نور است. تا نور مي گوييم خورشيد به ذهن مي آيد که دو تا خورشيد بايد به ذهن بيايد که بايد يک چيز شود. «يخرجهم من الظلمات الي النور و من النور الي الظلمات» اين همان نيم دايره اي است که تکرار شد انقدر سياه شود که سياهي محض شود. «الصغائر من الذنوب طرق إلي الکبائر» وقتي آدم گناه مي کند خود را محدود مي کند و راه رسيدن رحمت خدا را به خود مي بندد. گناهان کوچک راهي هستند به سوي گناهان بزرگ. روش دوم روش ايجاد سازگاري بين موضوع، زمان و زمانه: در آموزش مفاهيم ديني توجه به زمان گفتار موضوع و حالات مخاطب بسيار مهم است. موضوع گفتار را بايستي با توجه به فرصتي که در اختيار است تنظيم نمود، بگونه اي که بتوان بيشترين استفاده را از زمان برد و گفتار را با پايان يافتن زمان به آخر رساند، بايستي بين موضوع بحث و زمان و فرصت موجود سازگاري ايجاد نمود و واژگان را با ثانيه ها پيوند زد. يکي ديگر از هنرهايي که مربي در انتقال مفاهيم ديني بايد توجه کند سازش ايجاد کردن بين موضوعي که مي خواهد صحبت کند با مقدار زماني که در اختيار دارد و آن حالت و ويژگي و شرايط خاصي که مخاطب در آن قرار دارد. بين حالت مخاطب و مدت زماني که در اختيار دارد و موضوع بين اين سه بايد بتواند پيوند و سازش ايجاد کند اين کار يک هنر است که هر کس بتواند اين هنر را در عرصة انتقال مفاهيم ديني ايجاد کند بهترين نوع ارائه مفاهيم ديني را بدست آورده است. به نمونة زيبايي از اين هنرمندي توجه فرماييد: فردي خداشناس از کوچه اي عبور مي کرد شخصي با عجله خود را به او رساند و گفت: در يک دقيقه خداوند را به من معرفي کن. سه چيز را بايد در اين خط پيدا کرد 1. موضوع: معرفي خدا، 2. زمان: يک دقيقه، 3. زمانه و حالت شخص: عجله. بايد بين اين سه سازش ايجاد کنيم جوري خدا را به او معرفي کنيم هم به حالت عجله بودن بسازد و هم به مقدار زماني که در اختيار ما قرار داده. مرد خداشناس گفت: آيا تو هستي يا نيستي؟ آن مرد در پاسخ گفت من هستم و در بودنم شکي ندارم. شخص خداپرست گفت: آيا خودت خود را ساخته اي؟ او گفت نه، چون نه وسيله اي در اختيار دارم و نه آگاهي لازم را دارم. آنگاه مرد خداشناس با لبخند گفت پس تو بايد سازنده اي داشته باشي که بداند چه بسازد و بتواند بسازد؛ ما نام او را خدا مي گذاريم. مرحوم علامه طباطبايي (ره) به او گفتند ما وقت نداريم تو يک عمري وقت گذاشتي روي قرآن تحقيق و تفسير و تأليف کردي قرآن را در يک کلمه براي ما معرفي کن؟ فرمود: تعالوا . در مجموع قرآن مي گويد بياييد بالا. ما در صورتي مي توانيم بين موضوع و زمان و زمانه سازش ايجاد کنيم در صورتي مي توانيم بين موضوع و فرصت و حالت پيوند ايجاد کنيم که آن موضوعي که انتخاب مي کنيم در اين زمان و شرايط حالت فرد اين موضوع بايد متناسب با روحية سؤال کننده باشد. موضوع مهم است در شناخت موضوع بايد سرمايه گذاري ويژه کرد بايد بدانيم چه موضوعي متناسب با چه سني است تا راحت بين زمان و زمانه و موضوع سازش ايجاد کنيم. هر چه قدر زمان و زمانه را خوب رعايت کرده باشيم اگر موضوع متناسب با شرايط سني و جنسي فرد نباشد اين سازش و پيوند ايجاد نمي شود. مثل اينکه بچه هاي کوچک را جمع کنيم در کودکي بخواهيم با يک موضوع مهم آيندة اينها برايشان صحبت کنم و آن مسألة ازدواج است. از حالا مطرح کنم ازدواج آنها را. نتيجه که نمي گيريم بلکه قضيه معکوس هم مي شود. لذا موضوع بايد متناسب هر سني باشد. مخاطبين گاهي نونهالان هستند بچه هاي (4-7)سال، کودکان(7-12)سال، نوجوانان (12-16)، جوانان (16 -25)سال، بعد ميانسالان، بزرگسالان، کهنسالان در عرصة انتخاب موضوع براي مخاطب تجربة تلخي که ديگران داشتند ما هرگز تکرار نکنيم. در انتخاب موضوع براي صحبت و ارائه آن براي اصناف هم بايد دقت کافي را نمود . يک صنف معلم يک صنف روحاني و کارگر و کشاورز و دامدار و راننده از اينجا به بعد بايد صنفي سخن گفت. اگر کارگر بودند رواياتي که در اجر و ثواب کار هست کارمند بودند روايتي که در رابطه به حفظ بيت المال و کار کردن در نزد خداوند و کار را محکم و خوب انجام دادن. پزشک اگر بودند روايات پزشکي 8 چيز موجب تندرستي انسان است قبل از اينکه سير شوي بري عقب و بسم الله بگويي و ..... صنفي بايد برخورد کرد تا يه حدي سني بود ولي از اين به بعد صنفي است که اقسامي دارند. اين نکته مهم است که بزرگان چه صنفي هستند؟ براي خانم هاي خانه دار صحبت کنيد روايتي که به درد خانه داري مي خورد. اين کار شما يک جهاد در راه خداست. کاملا براي اينها هضم مي شود و اگر اينطور شد بين موضوع و زمان و زمانه پيوند مي خورد. براي اينکه به محض اينکه موضوعي را ديديم بدانيم براي کدام سن وصنف است شاخصه هاي اصلي اش را بيان مي کنيم. اگر کودکان و بزرگسالان مخلوط بودند بايد نکات اخلاقي گفته شود. مشکل ترين قسمتها جايي است که مخلوط باشند. يک کلمة قصار: اگر کودکان و بزرگسالان مخلوط بودند بايد کلماتي بگوييم که بزرگان بپسندند و کودکان بفهمند و اين جملات کلمات اخلاقي است. از فضل بن عباس پرسيدند که چه شد شما پيرمرد خوبي شدي و عاقبت به خير شدي و شخصيت بارز و مهمي در دين شدي؟ فضل بن عباس که فرد باصفايي بود رو کرد به جوانها فرمود: من کودکي سه ساله بودم که از کنار راه عبور مي کردم پيامبر در حالي که سوار بر مرکبي بود از آنجا عبور مي کرد به اطرافيان فرمود اين کودک را همرديف من سوار کنيد مرا بلند کردند و همرديف پيامبر گذاشتند سوار بر مرکب پيامبر در حالي که دستشان را گذاشته بودند که من نيفتم صورت مبارکشان را برگرداندند و يک جمله اي را به من گفتند که اين جمله را هر وقتي که مي خواستم در زندگي ام خطا و اشتباهي کنم به ياد اين جملة پيامبر که مي افتادم اين جمله مرا از لغزش مصون مي داشت. گفتند پيامبر چه گفت که انقدر در زندگي تو تأثير گذاشت؟ فرمود: پيامبر فرمودند «يا غلام خف الله يکفيک» اي پسرکم اگر خدا را بترسي تو را کافي است. من هر وقت مي خواستم هر کاري انجام بدهم فکر مي کردم اين اشتباه باشد به ياد اين جملة پيامبر مي افتادم و از انجام اين کار خود را باز مي داشتم اين شد که من عاقبت بخير شدم. اين روايت مفهومش براي بزرگسالان بود اما نوع گفتنش متناسب با روحية بچه ها بود. اما موضوعاتي که متناسب با نونهالان و کودکان و جوانان و...است موضوعات نونهالان: سلام، پدر و مادر، خواهر و برادر، نظافت، لباس و کفش، خواب و بيداري، غذا و تنقلات، مواظبت از خود، داستان و سرگرمي، شعر (تاب تاب عباسي هم وزن اين شعرها باشد) و..... موضوعات کودکان: دوستان، همسايه ها، پدر و مادر، معلم و مربي، سلام و خداحافظي، بازي، تميزي، دروغ، فحش، احترام و ادب، مهمان، نظم و انضباط، شعر (بايد شعرهايي باشد که مقداري ما بگوييم مقداري آنها، مثل شعر آقا ظفر: پيروزي) موضوعات نوجوانان: مزاح و شوخي، رمز موفقيت، دوستان، حجاب و عفت و کارکردهاي آن (دختران)، احترام به پدر و مادر و بي احترامي، دروغ و درمان آن، خبرچيني، بي حوصلگي در مطالعه، بهشت و جهنم، شکر و تشکر، اميد و ايمان، پرخاشگري در منزل، پول تو جيبي، رقابت و حسادت، تقلب، سيگار، پر کردن اوقات فراغت، تلويزيون و فيلم و کامپيوتر و نحوة درست استفاده از اينها شعر (سنگين تر است السلام اي پدر يا علي يا علي السلام اي مادر فاطمة النبي) و.... موضوعات جوانان: محبت و عشق، خودباختگي، موسيقي، برنامه ريزي، ازدواج، آزادي، ورزش و ستاره هاي ورزشي، زيبايي پاکيزگي و شيک پوشي (مد)، خواب و رويا، اعتياد، آرزو، انتظار و امام زمان، بزهکاري هاي اخلاقي مثل استمناء، افسردگي شکست و.... از اين به بعد صنفي مي شود.


