از هدف بحث خارج شدن، سخنان زائد به ميان آوردن، و كلام را به درازا كشاندن، مستمع را خسته مى‏كند و از مطلب مورد علاقه‏اش باز مى‏دارد. به علاوه، اين قسم سخن گفتن خلاف بلاغت است.

سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
کم گوي و گزيده گوي چون در
کم گوي و گزيده گوي چون در بليغ سخن گفتن فقط به رعايت فنون و اساليب خلاصه نمي‌شود. بلکه تشخيص زمان و مکان براي يک سخنراني از فاکتورهاي مهم بلاغت است . کساني که اساليب سخن را به خوبي مراعات مي‌کنند ولي به مکاني که در آن سخنراني مي شود و يا زماني که در اختيار سخنور قرار مي‌گيرد، توجهي نمي‌کنند، نمي‌توانند به خوبي مفهوم و مطلب را به مخاطب تفهيم کنند. علت اين مساله، غالبا ناشي از خستگي مخاطب و يا احساس بي فايده بودن نشأت مي‌گيرد . براي توضيح مطلب بخوانيد: عده‏اى از خطبا، افرادى هستند عالم و لايق و از مدارج عالى علمى برخوردارند. گفته‏هاى آنان فصيح و مستدل است، اما در کرسى سخن زياد حرف مى‏زنند و به مقتضيات مجلس توجه نمى‏کنند. مثلاً، يکى از زائرين بيت‏الله الحرام، از سفر حج برمى گردد. مجلس ضيافتى در منزل خود تشکيل مى‏دهد. جمعى از دوستان را دعوت مى‏نمايد و يکى از آن خطباى تحصيل کرده را دعوت مى‏کند تا در آن مجلس سخن بگويد. واعظ عالم، درباره عبادت حج و فوايد دنيوى و اخروى آن مطالعه بسيار دارد و مى‏تواند چندين ساعت پيرامون آن صحبت کند و سخنانى خوب و آموزنده بگويد، ولى آن مجلس، به قدر يک ربع ساعت و حداکثر بيست دقيقه گنجايش سخن دارد. اما آن واعظ عالم، که به طول کلام عادت کرده، سه ربع ساعت در آن مجلس حرف مى‏زند. همه را خسته مى‏کند و خود گمان دارد که به اختصار سخن گفته است. آن کس که سخن خود را به درازا مى‏کشد، با اين کار، خويشتن را در معرض ملامت قرار مى‏دهد. على (عليه السلام) به چنين خطبايى هشدار داده و خاطرنشان ساخته است که اينان با پرحرفى و طول کلام، خويشتن را در معرض سرزنش و ملامت اين و آن قرار مى‏دهند. من اطال الکلام فيما لا ينبغى فقد عرض نفسه للملامه‏(1). آن کس که سخن خود را به درازا مى‏کشد، با اين کار، خويشتن را در معرض ملامت قرار مى‏دهد. گروهى از خطبا اشخاصى هستند تحصيل کرده و عالم. سخنانشان صحيح و قابل استفاده است، ولى با کمترين مناسبت، از موضوع بحث خارج مى‏شوند، هدف خود را گم مى‏کنند، با مطالب متفرق، کلامشان به طول مى‏انجامد و براى مستمعين ملال‏آور مى‏شود. مثلاً، خطيبى مى‏خواهد درباره قوميت عربى و تعصب آنان نسبت به عربيت سخن بگويد. موادى را در ذهن خود تنظيم نموده، از آن جمله، اين حديث است که در کتب روايات از امام باقر (عليه السلام) نقل شده: عن ابى جعفر (عليه السلام) قال کان سلمان رضى الله عنه جالسا مع نفر من قريش فى المسجد فاقبلوا ينتسبون و يرفعون فى انسابهم حتى بلغوا سلمان فقال له عمر بن الخطاب اخبرنى من انت و من ابوک و ما اصلک قال انا سلمان بن عبدالله کنت ضالا فهدانى الله جل و عز بمحمد صلى الله عليه و آله و کنت عائلا فاغنانى الله بمحمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و کنت مملوکا فاعتقنى الله بمحمد صلى الله عليه و آله هذا نسبى و هذا حسبى.(2) امام باقر (عليه السلام) فرمود: سلمان فارسى با جمعى از قريش در مسجد نشسته بود. آنان به افتخارات نسبى و رفعت خانوادگى آغاز سخن کردند و هر يک خود را معرفى نمودند، تا به سلمان رسيد. عمر به وى گفت: بگو تو کيستى؟ پدرت کيست و اصلت از کجاست؟ سلمان گفت: من، فرزند بنده خدا هستم. گمراه بودم. خداوند، به وسيله حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، مرا هدايت نمود. فقير بودم. خداوند توسط حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم)، مرا غنى ساخت. برده بودم. خداوند به وسيله پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) مرا آزاد نمود. اين است حسب و نسب من. از هدف بحث خارج شدن، سخنان زائد به ميان آوردن، و کلام را به درازا کشاندن، مستمع را خسته مى‏کند و از مطلب مورد علاقه‏اش باز مى‏دارد. به علاوه، اين قسم سخن گفتن خلاف بلاغت است. خطيب، اگر بخواهد از مطلب مورد بحث خارج نشود، بايد حديث را ترجمه کند، کلام قانع کننده سلمان را بگويد و به موضوع تعصب ادامه دهد. اما خطيبى که به پراکنده گويى عادت کرده و با مختصر تناسب از بحث خارج مى‏شود، در اين جا، از اسم سلمان استفاده مى‏کند و مدتى درباره مقام شامخ سلمان سخن مى‏گويد و رواياتى را که از رسول اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم) و اميرالمؤمنين (عليه السلام)، در مورد سلمان رسيده است، با شرح و بسط بيان مى‏نمايد. البته تمام سخنانى که درباره بزرگى و عظمت سلمان، به استناد روايات مى‏گويد، صحيح و طبق واقع است، اما موضوع بحث خطيب، تعصب عربى بود، و رواياتى که از اولياى اسلام درباره سلمان رسيده، با عصبيت قومى عرب ارتباط ندارد. از هدف بحث خارج شدن، سخنان زائد به ميان آوردن، و کلام را به درازا کشاندن، مستمع را خسته مى‏کند و از مطلب مورد علاقه‏اش باز مى‏دارد. به علاوه، اين قسم سخن گفتن خلاف بلاغت است. منابع: 1- فهرست غرر، ص‏336 2- سفينه البحار، ج‏2، ص‏348 تهيه و فرآوري: محمد حسين امين - گروه حوزه علميه تبيان

پربازدیدها

پربحث‌ها