آفتهاي سخن بليغ همانطور که ميدانيم هر چيزي در اين دنيا يک آفتي دارد. آفت سلامتي، مرض است، آفت يادگيري، نسيان است و .... . از اين رو، فصاحت و بلاغت نيز آفاتي دارد همانطور که زبان آفاتي دارد و سخن هم آفاتي دارد. در اين نوشتار درباره برخي آفات بلاغت با شما سخن خواهيم گفت. يادمان باشد که شالوده و پايه بلاغت، فصاحت است. اگر مطالب اين بخش را مطالعه نکرديد پيشنهاد ميکنم لينکهاي زير را مطالعه کنيد: آموزش فصاحت در سخنراني (1) آموزش فصاحت در سخنراني (2) آموزش فصاحت در سخنراني (3) آموزش فصاحت در سخنراني (4) آموزش فصاحت در سخنراني (5) کمگويى يا نارسايى سخن مجلس جشنى را در نظر بگيريد که دوستاران اهل بيت عليهم السلام، به مناسبت سالگرد ولادت يکى از ائمه طاهرين تشکيل دادهاند و از يکى از خطبا دعوت نمودهاند در آن مجلس سخنرانى کند. بلاغت خطيب اقتضا مىکند که قسمت قابل ملاحظهاى از وقت مجلس را به آن حضرت اختصاص دهد و پيرامون يکى از سخنان علمى يا خدمات دينى، يا کرامت اخلاقى يا تربيت اصحاب و نظاير اينها سخن بگويد، و خواهش روحانى و عواطف معنوى شنوندگان نسبت به آن حضرت اقناع نمايد. اگر خطيب، به درخواست ايمانى مردم، آن طور که بايد، توجه ننمايد و با عجله و شتاب، سخنان کوتاهى درباره امام بگويد و خواهش مستمعين را بر آورده نسازد، بايد گفت آن خطيب، کوتاه سخن گفته، نارسا حرف زده، حق امام را ادا نکرده و خلاصه، بر خلاف بلاغت سخرانى کرده است. اين همان کم گويى و اقلال سخن است که على (عليه السلام) در دو حديث بالا بدان اشاره فرموده است. زياده گويى پر حرفى و زياد گفتن خطيب، نيز هم مانند کوتاه گويىاش، ناپسند و خلاف بلاغت است. چه، اين کار از طرفى موجب خستگى و ملال شنونده مىشود و از طرفى موجب خستگى و ملال شنونده مىشود و از طرف ديگر، به فصاحت کلام نيز آسيب مىرساند و آن را نا مطبوع مىسازد. عن على عليه السلام قال آفه الکلام الاطاله(154). على عليه السلام فرمود: آفت کلام، سخن را به درازاکشاندن است. و عنه عليه السلام قد يکتفى من البلاغه بالايجاز. گاهى از تمام شاخ و بالهاى بلاغت چشم پوشى مىشود و به اين اکتفا مىگردد که سخنران مختصر بگويد و هر چه زودتر به سخن خويش پايان بخشد. منبع: 1. ميزان الحکمه، ج 8 ص 439 و ج 1 ص 463. سخن و سخنوري - محمد تقي فلسفي تهيه و فرآوري: محمد حسين امين- گروه حوزه علميه تبيان