دلنوشته علامه حسن زاده در سوگ مرحوم الهی قمشه ای همی گویم الهی یا الهی تو از سوز دل زارم گواهی هجران الهی طباطبائی سخت برایم سنگین بود که دیری نگذشت به هجران الهی قمشه ای نیز مبتلا شدم: گفتم که سوز آتش دل کم شود به اشک آن سوز کم نگشت و از آنم بتر بسوخت ایشان در آمل ساکن بود که خبر رحلت استادش مرحوم الهی را شنید و اشعاری در سوگش سرود: امروز مرا چون شب تار است به دیده کز خار غمی در دل زارم بخلیده در آملم آمد خبری کز اثر وی رنگم بپرید و دلم آندم به طپیده آهم شده از کوره دل جانب بالا اشکم بچکیده به رخ رنگ پریده گفتند که اندر افق خطه تبریز شمست شده مکسوف و نهان گشت زدیده مرحوم محمد حسین آقای الهی وقتش برسیده است و زما دست کشیده آن سید والا نسب طباطبائی آن گوهر عالی حسب عیب ندیده آن سالک مجذوب که از جذبه محبوب سوی وطن اصلی مألوف چمیده آن طایر قدسی که سوی روضه رضوان خندان و خرامان و گذران بپریده از بارگه قدس خداوند حسن را بدهاد شکیبائی از این تلخ پدیده تهیه و تنظیم: بخش ادبیات تبیان